پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

یه سوال رایج اینه که وزن‌های فیزیکی رو تو پروژه‌های EPC چطوری باید تنظیم کنیم. سعی می‌کنم تو این مطلب جواب کاملی به این موضوع بدم.

ساختار شکست کار پروژه‌های EPC

قبل از این‌که در مورد وزن‌بندی صحبت کنیم می‌خوام کمی در مورد ساختار شکست کار این نوع پروژه‌ها بگم. معمولا اولین سطح ساختار شکست این نوع پروژه‌ها E (مهندسی)، P (تدارکات) و C (اجرا) هست؛ ولی این شکست زیاد مناسب نیست.

یادتون که دو معیار تدوین ساختار شکست چیه؟

  1. ساختار شکست کار باید مبتنی بر تحویل‌شدنی‌ها باشه، باید محصول محور باشه، نه این‌که توش صرفا فعالیت‌ها رو دسته‌بندی کنیم. در واقع ساختار شکست برای دسته‌بندی فعالیت‌ها نیست، یه ساختاره که گستره پروژه رو نشون می‌ده و اگه بخوایم اصولی کار کنیم، بعد از این‌که ساختار شکست کار تهیه بشه فکر می‌کنیم و هرکدوم از بسته‌های کاری (عناصر پایین‌ترین سطح ساختار شکست کار) رو به فعالیت‌هایی که برای تولید اون محصول لازمه خرد می‌کنیم.
  2. باید قاعده ۱۰۰ درصد رو هم رعایت کرده باشه که به موضوع فعلیمون ارتباط زیادی نداره. اگه علاقه‌مند بودین می‌تونین به ایبوک راهنمای تدوین ساختار شکست کار مراجعه کنین.

 

بنابر این به نظر من ساختار شکست کار مناسب‌تر برای یه پروژه EPC که مثلا از نوع کارخونه فرآوری باشه یه همچین چیزیه:

  • سطح اول: واحدهای کارخونه، مثلا سنگ شکن، تغلیظ و …
  • سطح دوم: ماشین آلاتی که تو هرکدوم از اون واحدها داریم و همینطور چیزهای دیگه مثل خود ساختمون یا سوله
  • سطح سوم: عناصر که برای هرکدوم از ماشین آلات لازمه، مثلا طراحی، تامین، اجرای فونداسیون، نصب و راه‌اندازی سرد

 

البته شکی نیست که در کنار همه این‌ها باید جایی هم برای طراحی پایه، راه‌اندازی گرم، تجهیز کارگاه و امثال اون‌ها هم در نظر بگیرین.

در هر حال می‌تونین در کنار ساختار شکست کار، ساختارهای ثانویه‌ای هم داشته باشین و تو این حالت خیلی خوبه که یه فیلد داشته باشین که نشون بده هرکدوم از فعالیت‌ها چه جنسی دارن (E یا P یا C).

وزن‌دهی به فعالیت‌های پروژه‌های EPC

گذشته از این‌که ساختار شکست کار پروژه چطوری باشه، برای تعیین وزن‌های فیزیکی بهتره که از ساختار ثانویه‌ای که فعالیت‌ها رو بر اساس جنسشون به E و P و C تقسیم می‌کنه استفاده کنیم، چون فعالیت‌هایی که تو این دسته‌بندی تو گروه یکسانی قرار داشته باشن طبیعت مشابهی دارن و نسبت وزن‌های فیزیکی‌شون می‌تونه ثابت باشه. مثلا تمام فعالیت‌های مهندسی به نوعی بر اساس نفر-ساعت «نسبت به همدیگه» وزن می‌گیرن و تمام فعالیت‌های تدارکاتی بر اساس هزینه.

پیشنهاد من اینه که چنین روندی رو استفاده کنین:

  1. تو قراردادتون احتمالا یه ساختار شکست هزینه دارین. همون ساختار رو به عنوان یه ساختار شکست ثانویه تو برنامه بازسازی کنین، یعنی مشخص کنین که هر فعالیت متعلق به چه قسمتیشه. اگه لازم بدونین می‌تونین حتی تعدادی سطح به پایین سطوح قراردادی ساختار شکست هزینه هم اضافه کنین، هیچ اشکالی نداره (گاهی حتی لازمه). فراموش نکنین که بخش‌های بالایی ساختار شکست هزینه، یعنی تا اون‌جایی که تو قرارداد وجود داره، باید دقیقا طبق قرارداد باشه.
  2. احتمالا ساختار شکست هزینه قراردادتون به اندازه کافی خرد نیست و در هر حال برای صورت وضعیت‌هاتون نیاز به ساختاری کاملا خرد دارین. پس برنامه رو می‌بریم تو اون ساختار و با مشورت همکارامون هزینه‌های پایین‌ترین سطح ساختار شکست هزینه قرارداد رو بین عناصر زیرمجموعه‌شون خرد می‌کنیم. می‌تونین این مقادیر رو تو یه فیلد اختصاصی که از نوع هزینه هست ذخیره کنین. در هر حال فراموش نکنین که وقتی هزینه فعالیت‌ها خلاصه‌سازی می‌شه و می‌رسه به سطوح بالاتر، یعنی همون سطوح ساختار شکست هزینه موجود تو قرارداد، مقادیر حتی یک ریال (یا سنت!) هم نباید با قرارداد فرق کنه. اگه قراردادتون هم بخش ریالی داره و هم ارزی، اون‌ها رو تو دو فیلد جداگانه نگه دارین.
  3. حالا این برنامه رو همراه با هزینه‌های خرد شده می‌فرستین برای کارفرما و مشاور که بررسی و تایید کنن. بعد از این‌که تاییدشون رو بگیرین می‌ریم بخش بعد.
  4. حالا تو برنامه هزینه‌ها رو داریم و می‌خوایم ضرایب وزنی فیزیکی رو بسازیم. هم می‌تونین از خود هزینه‌ها به عنوان ضریب وزنی استفاده کنین (اگه خودتون علاقه‌مند باشین و مشاور و کارفرما هم بپذیرن) و هم می‌تونین اون‌ها رو تغییر بدین. اگه تغییر ندین بخش‌های تدارکاتی خیلی پیشرفت رو تحت تاثیر قرار می‌دن و به همین خاطره که خیلی‌ها تو ایران علاقه‌ای به این کار ندارن. اگه می‌خواین تغییر بدین به نظر من این‌طوری پیش برین: وزن ریالی E و P و C چقدره؟ مثلا به ترتیب ۵، ۸۵ و ۱۰. حالا با مشورت با مشاور و کارفرما مقدار دیگه‌ای برای این سه بخش توافق کنین؛ مثلا ۱۵، ۶۵ و ۲۰. حالا با یه ضرب و تقسیم ساده وزن فعالیت‌های هر بخش رو بر اساس هزینه تعیین کنین: تو این مثال وزن هر فعالیت مهندسی ۳ برابر وزن ریالیش، وزن هر فعالیت تدارکاتی حدودا ۰/۷۶ وزن ریالیش و وزن هر فعالیت اجرایی دو برابر وزن ریالیش می‌شه. وزن‌ها رو تو فیلد دلخواه وارد کنین و سیستم محاسبه پیشرفتتون رو شکل بدین (پیشنهاد من اینه که از فیلدهای تحلیل ارزش کسب شده استفاده بشه). اگه قراردادتون دو بخش ریالی و ارزی داره، فیلد سومی بسازین که اون دوتا رو با یه نرخ تبدیل مناسب ترکیب کنه و محاسبات رو روی اون فیلد انجام بدین.
  5. برای تعیین پیشرفت هر نوع فعالیت هم روشی رو تعیین کنین و به تایید برسونین؛ مثلا برای فعالیت‌های مهندسی و تدارکاتی از پیشرفت‌های پله‌ای و برای فعالیت‌های اجرایی از پیشرفت پیوسته استفاده کنین.
نوشته (Nader Khorrami Rad)

گزارش‌دهی

دریافت مطالب سایت با ایمیل

بعد از اشتراک، مطالب جدید سایت هر هفته برایتان ایمیل می‌شوند.