پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

این متن رو چند وقت پیش آقای میثم بیگلر برای من فرستادن تا برای استفاده خوانندگان تو سایت قرار بگیره. متن رو بدون تغییر مفهومی اینجا گذشتم. آخرش یه توضیح کوچیک هم از خودم اضافه می‌کنم.

 

تعاریف:

تاخيرات پروژه: تقاضل زمان پايان واقعی و پايان قراردادی پروژه

تاخيرات = تاخيرات مجاز + تاخيرات غير مجاز

تأخيرات غير مجاز: تأخيرات ناشی از قصور پيمانكار، مانند تعلل در انجام فعاليت‌ها در زمان برنامه‌ريزی شده يا تاخير در شروع يا پايان فعاليت‌ها.

تأخيرات مجاز: تأخيرات ناشی از قصور كارفرما، مانند تغيير نقشه‌های اجرايی و ابلاغ دستوركارهای جديد.

 

در خصوص عواملی مانند شرايط نامناسب جوی و تعطيلات رسمی كه خارج از اختيارات طرفين می‌باشد، لازم است در قرارداد تمهيدی شده باشد كه آيا جزو تاخيرات مجاز محسوب خواهد شد يا اينكه لازم است پيمانكار برنامه‌اش را با ملاحظه اين موارد تنظيم كرده باشد.

تسهيم تاخيرات مجاز و غير مجاز هم در خلال پروژه و هم در پايان پروژه اهميت دارد. از آنجا كه پيشرفت پروژه در حين اجرا هميشه با توجه به برنامه پروژه محاسبه شده و با مبنای برنامه زمانبندی قياس می‌شود و معيار تسريع و تأخير پيمانكار جلو يا عقب بودن از برنامه زمانبندي است، دقيق و معتبر بودن اين مبنا اهميت ويژه‌اي دارد. تسهيم تأخيرات و اعمال تأثير تآخير مجاز در برنامه موجب اصلاح مبنای محاسبه پيشرفت خواهد شد.

تأخیرات غیرمجاز از کسر تأخیرات مجاز از کل تأخیرات به دست می‌آید و آنچه محل بحث میان کارفرما و پیمانکار است میزان و تأثیر تأخیرات مجاز در برنامه زمانبندی می‌باشد.

 

طبقه‌بندی‌های تاخیرات مجاز:

تاخیرات مجاز را می‌توان بر حسب نوع به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

  1. افزايش احجام كارهای موجود در برنامه زمانبندی؛ مانند افزايش حجم خاكبرداری يا خاكريزی.
  2. افزايش فعاليت‌های جديد به برنامه؛ مانند اضافه شدن فضای جديد به فضاهای قبلی پروژه
  3. تاخير در ابلاغ نقشه‌ها و تعيين تكليف ديتيل‌های اجرايی از جانب كارفرما.
  4. تامين نشدن پيش‌نياز‌هايی كه بر عهده كارفرما است.

 

می‌توان تاخیرهای مجاز را بر حسب زمان بروز تاخیر به گروه‌های زیر تقسیم کرد:

  1. تاخيرهایی كه تاريخ تأثيرشان مستقل از زمان وقوع آنهاست؛ مانند افزايش احجام. تأثير اين‌گونه تأخيرات در آخرين برنامه زمانبندي مبنا ملاحظه می‌شود؛ به طور مثال به نسبت افزايش حجم كار، زمان افزايش پيدا می‌كند.
  2. تاخيراتی كه تاريخ تاثيرشان وابسته به زمان وقوع آنهاست؛ مانند تغيير نقشه‌های اجرايی. تاثير اين‌گونه تاخيرات با توجه به واقعيت اجرا ملاحظه می‌شود. به طور مثال شرايط نامناسب جوی با توجه به اينكه كار در كدام مرحله اجرا است ممكن است جزو تأخيرات مجاز يا غير مجاز درنظر گرفته شود. مثال ديگر تاخير در تعيين تكليف ديتيل‌های اجرايی است كه هم‌اكنون استعلام شده، زمان تاخير جواب كارفرما از زمان استعلام پيمانكار  (با احتساب فرجه زمانی پاسخ) محاسبه می‌شود نه از زمان شروع آيتم در برنامه زمانبندی مبنا.

 

می‌توان تاخیرها را بر حسب قرار داشتن یا نداشتن در مسیر بحرانی نیز گروه‌بندی کرد:

  1. تاخیراتی که مسیر بحرانی پروژه را متاثر می‌کنند.
  2. تاخیراتی که مسیر بحرانی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند.

 

مسأله ما تعیین تاخیرات مجاز و غیر مجاز نیست، بلکه تعیین نحوه تاثیر تاخیرات مجاز در برنامه زمانبندی و تاثیر زمانی آن در مدت پروژه است.

علی القاعده برنامه زمانبندی هر پروژه از اسناد منضم به پیمان است. لذا هر تغییری در مدت پیمان باید بر مبنای برنامه زمانبندی اولیه باشد.

 

نحوه تاثیر تاخیرات مجاز در برنامه

تاریخ پایان برنامه زمانیندی متأثر از مسیر بحرانی است. لذا اساسی ترین ملاحظه این است که فقط تاخیراتی که مسیر بحرانی را متاثر می‌کنند در تمدید زمانی پروژه اثر دارند یا خیر. منطق مسیر بحرانی موید چنین نظری است. اما اشکال قابل ملاحظه درنظر نگرفتن تسطیح منابع است. هرچند تأخیرات مجازی که مسیر بحرانی را متاثر نمی کنند به ظاهر نباید اثری در تمدید مدت پروژه داشته باشند، اما برنامه منابع مورد نیاز برای اجرا را تغییر می دهند. آیا ممکن است الزام تسطیح منابع عملاً موجب تمدید زمان اجرا شود؟

کارفرما تا چه حد می تواند انتظار افزایش منابع و انجام کار جدید در موعد قبلی را داشته باشد؟

همه پیش نیازهای برنامه اولیه پیش نیازی‌های اجباری نیستند، بلکه برخی به دلیل ترجیح اجرایی و برخی برای تسطیح منابع هستند. هنگام درنظر گرفتن تأخیرات مجاز تا چه حد و چگونه می توان پیش‌نیازها را تغییر داد؟

آیا بخش‌نامه، آئین‌نامه یا قانون مدونی برای محاسبه تاثیر تاخیرات مجاز وجود دارد یا خیر؟ من بجز دستورالعمل 5090 سازمان برنامه كه البته آن هم در مورد تمديد زمان پروژه در مقابل تاخير پرداخت‌های كارفرما است، چيزي نديده‌ام.

 

پایان متن آقای بیگلر

یه توضیح کوچیک…

توجه داشته باشین که تو این متن هم گفته شده “فعالیت‌هایی که بر مسیر بحرانی تاثیر می‌ذارن”، نه “فعالیت‌هایی که تو مسیر بحرانی هستن”، چون ممکنه فعالیتی تو مسیر بحرانی نباشه، ولی تاخیرش باعث بشه که مسیر بحرانی جابجا بشه و اون فعالیت روی تاریخ پایان اثر بذاره. راه پیدا کردنش چیه؟ ساده‌ترین راه اینه که تمام فعالیت‌هایی که تاخیر دارن رو وارد کنین.

 

پی‌نوشت:

آقای بیگلر ظاهرا انتظار داشتن که من جواب سوال‌ها رو بدم. خوب، قبل از هر چیز باید توجه داشته باشیم که استاندارد و قانون و حتی عرفی در این مورد نیست و باید صرفا سعی کنیم منطقی باشیم و اگه با پروژه‌ای واقعی طرف هستیم، با طرف‌های دیگه توافق کنیم (با معیار منطق). خیلی وقتا ممکنه تو این توافق کردن به مشکل بخورین، دلیلش هم اینه که منافع طرفین با هم خیلی فرق می‌کنه. به نظر من اینجور موقع‌ها بهترین کار اینه که مثال‌های نقضِ مناسب پیدا کنین؛ این‌که مثلا اگه روش شما رو بخوایم به کار ببریم، تو فلان شرایط بهمان اتفاق می‌افته و چون این رو هیچ کس قبول نمی‌کنه که اینطوری بشه، متوجه می‌شیم که شرایط شما مناسب نیست. این مثال‌های نقض باید خیلی افراطی باشن تا ضعف روش رو به خوبی نشون بدن.

در مورد تسطیح، به نظر من منطقیه که تسطیح پاک بشه، اطلاعات تاخیر وارد بشه و بعد برنامه دوباره تسطیح بشه. این حالت از این‌که تسطیح رو اصلاح نکنیم معمولا تاخیر کمتری نشون می‌ده، ولی قطعا منطقی‌تره.

در مورد سوال دوم، هر افزایش کاری به منزله افزایش مدت زمانه، مگر این‌که طرفین توافق دیگه‌ای بکنن. مثلا ممکنه زمان پایان تو پروژه‌ای اهمیت زیادی داشته باشه و در نتیجه کارفرما به جای این‌که زمان پیمانکار رو به تناظر کارهای اضافه بالا ببره، باهاش توافق کنه که تسهیلات دیگه‌ای به اون بده؛ مثلا پول بیشتری بده که پیمانکار بتونه باهاش شیفت شب راه بندازه و کارهای اضافه رو تو همون بازه قبلی انجام بده.

یکی از مهم‌ترین چیزایی که باید موقع تهیه و تایید برنامه در نظر گرفته بشه همین ماجراهای روابطه. طراحی روابط به نظر ساده میاد، ولی اگه بخواد خوب انجام بشه کار خیلی دقیق، ماهرانه، خلاقانه و وقت‌گیریه. مشاور و کارفرما هم باید در زمان تایید برنامه به این مسایل دقت کنن. اگه در موقع بررسی تاخیرها متوجه بشیم که رابطه‌ای مناسب نبوده، به نظر من بهتره که اصلاحش کنیم. قطعا تو چنین شرایطی باید طرفین در مورد تغییر توافق کنن. بهتره تغییر طوری باشه که زمان‌بندی اولیه رو هم تغییر نده و فقط منطق شبکه رو اصلاح کنه.

در مورد بخش‌نامه‌ها هم تا جایی که من خبر دارم به جز اون بخش‌نامه و دوتا بخش‌نامه قبلیش که تو متن اون بهشون ارجاع داده شده چیز دیگه‌ای وجود نداره.

 

بعد از انتشار این مطلب آقای صادق‌فر به من ایمیل دادن و این مطلب خودشون رو که در این خصوص بود معرفی کردن:

محاسبه تاخیر واقعی پروژه

راستش من وقتی ایشون این مطلب رو نوشتن خواستم براشون کامنت بذارم و نظر خودم رو بگم، ولی سایتشون مثل مال خودم کامنت نداره. نظر من این بود:

  1. استفاده از عبارت “تاخیر” برای اشاره به تفاضل پیشرفت برنامه‌ریزی شده و واقعی مناسب نیست و سوتفاهم ایجاد می‌کنه. بهتره “تاخیر” برای مدت زمان به کار بره و برای اشاره به تفاضل پیشرفت واقعی و برنامه‌ریزی شده بگیم “انحراف پیشرفت” یا “انحراف پروژه”.
  2. ملاحظاتی که مبنای متن ایشون قرار گرفته کاملا به‌جاس، ولی راه حل، همون‌طوری که خودشون هم گفتن، زیاد دقیق نیست، چون پیشرفت برنامه‌ریزی شده رو خطی فرض می‌کنه و در عمل این‌طور نیست؛ به خصوص که معمولا وقتی از تاریخ پایان برنامه‌ریزی گذشته باشیم معمولا واقعیت هم در یک سوم یا یا چهارم پایانیِ برنامه‌ریزیه، یعنی جایی که دیگه شیب پیشرفت داره کم می‌شه، در نتیجه جواب‌های روشی که توضیح دادن خوشبینانه‌تر از اون چیزی می‌شه که باید باشه. روش رایج اینه که زمان کسب شده (earned schedule) رو محاسبه کنیم. مثلا پروژه‌ای رو فرض کنین که 10 ماهه بوده، الان ماه 12 هستیم و پیشرفت 80٪ شده. زمانی که صرف کردیم 12 ماهه. حالا می‌ریم ببینیم کجا پیشرفت برنامه‌ریزی شده 80٪ بوده؛ مثلا ماه 7. تو این حالت زمان کسب شده 7 ماهه و زمان واقعی 12 ماه، یعنی ما تو 12 ماه کاری رو کردیم که می‌بایست تو 7 ماه کرده باشیم. در نتیجه عملا به اندازه 5 ماه عقب افتادیم. از طرف دیگه می‌شه حساب کرد که وقتی ما کار 7 ماه رو تو 12 ماه انجام دادیم، اگه تناسب بگیریم کار 10 ماه رو (یعنی کل پروژه) در 17 ماه انجام خواهیم داد. به عبارت دیگه احتمالا پروژه با 7 ماه تاخیر تموم خواهد شد.
نوشته (Nader Khorrami Rad)

تاخیر پروژه

دریافت مطالب سایت با ایمیل

بعد از اشتراک، مطالب جدید سایت هر هفته برایتان ایمیل می‌شوند.