پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

امتیاز قبولی در آزمون PMP

خیلی‌ها در مورد امتیاز قبولی تو آزمون PMP سوال دارن. ماجرا اینه که امتیاز قبولی یه زمانی ۶۲٪ بود، خیلی ساده و سرراست. ولی الان مدت زیادیه که دیگه امتیاز مشخص و ساده‌ای برای قبولی تو آزمون وجود نداره و کسایی که دارن برای آزمون آماده می‌شن نمی‌دونن که دقیقا باید چه انتظاری داشته باشن.

PMI سیستم فعلی رو رسما توضیح نداده و قصد هم نداره بده، ولی ظاهرا ماجرا اینطوریه: بانکی از سوال‌ها وجود داره که تعدادی از اون‌ها برای آزمون هر کسی انتخاب می‌شه. حالا الان تو اون بانک برای هر سوال یه پارامتری هم وجود داره که سختیش رو مشخص می‌کنه. امتیاز قبولی هر کس بسته به ترکیب سختی سوال‌هایی که به طور رندم براش انتخاب شده تعیین می‌شه. به همین خاطر امتیاز قبولی همه یه جور نیست و اگه احیانا سوال‌هاتون سخت باشن خیالتون راحته که با امتیاز کمتری قبول می‌شین و به عبارت دیگه ماجرا منصفانه‌تر می‌شه. امتیازهای قبولی ظاهرا بین ۶۰ تا ۶۵ (و از نظر بعضی ۶۰ تا ۶۸) قرار داره.

البته وقتی که آزمون تموم می‌شه امتیازتون اعلام نمی‌شه و فقط می‌فهمین که قبول شدین یا نه و این‌که تو هرکدوم از گروه‌های فرآیندی چه وضعیتی داشتین. یه شایعه‌ای که وجود داره اینه که باید تو هرکدوم از گروه‌ها هم حداقلی از امتیاز رو بگیرین تا قبول بشین. با این‌که نمی‌شه کاملا به این شایعه اطمینان داشت، ولی به هر حال خوبه که وضعیت خودتون رو تو تک تک گروه‌ها هم بسنجین و اگه تو یکی‌شون زیاد از حد پایین بودین تمرکز بیشتری روی یادگیری‌تون کنین تا ریسک رو حداقل کنین.

در آخر این‌که اگه فرض کنیم امتیاز قبولی تو حالت بدبینانه ۶۸٪ هست، باز هم به این معنی نیست که اگه تو آزمون‌های آزمایشی همون حدود امتیاز گرفتین راضی باشین؛ هم به خاطر این‌که بهتره حاشیه اطمینان داشته باشین و هم این‌که سوال‌های آزمون‌های آزمایشی تنوع کافی نداره و ممکنه بعد از مدتی مطالعه براتون آشنا بشن و ساده‌تر بتونین بهشون جواب بدین. به نظر من بهتره انقدر مطالعه کنین که بتونین امتیازی بین ۷۵ تا ۸۵ درصد بگیرین. خیلی هم به فکر امتیازهای بالاتر نباشین که خیلی امکان‌پذیر نیستن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

قالب بندی جداول

نظرتون در مورد این جدول چیه؟

image

وقتی تعداد ستون‌های جدول زیاد باشه، دنبال کردن مقادیری که تو یه ردیف هستن خیلی سخت می‌شه. یه راه حل که بعضی‌ها استفاده می‌کنن، اینه که ردیف‌ها رو به تناوب پس‌زمینه می‌دن تا بشه اون‌ها رو دنبال کرد. اینطوری:

image

یه مقدار بهتر می‌شه. ولی چیزی که می‌خوام بگم، اینه که بهتره اینجور مواقع ردیف‌ها رو یکی در میون رنگی نکنین، اون‌ها رو دوتا در میون رنگی کنین:

image

به نظر شما اینطوری دنبال کردن ردیف‌ها راحت‌تر نیست؟ تعداد ردیف‌های رنگی کمتره و فاصله‌شون با هم بیشتره، در نتیجه ردیف‌های رنگی رو راحت‌تر می‌شه دنبال کرد. ردیف‌های غیر رنگی هم دو دسته هستن، اون‌هایی که زیرشون ردیف رنگی هست و اون‌هایی که بالاشون ردیف رنگی هست و با همین قاعده ناخودآگاه به راحتی می‌شه دنبالشون کرد.

می‌شه به جای رنگی کردن پس‌زمینه خط‌های افقی پررنگ‌تر بذارین:

image

الان ردیف‌ها تو ناخودآگاه بیننده سه گروه می‌شن: اون‌هایی که وسط هستن، اون‌هایی که بالاشون خط پهن هست و اون‌هایی که پایینشون خط پهن هست.

هر دو حالت رو می‌تونین به جای این‌که دستی قالب‌بندی کنین، با conditional formatting بسازین.

و یه نکته دیگه؛ می‌دونین که می‌شه جدول و نمودار گانت پراجکت رو تو نسخه ۲۰۰۷ و جدیدتر از اون به همین شکل قالب‌بندی کرد؟

به هر حال، هر کاری می‌کنین بکنین، فقط یه همچین چیزی نسازین:

image

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

مطابقت WBS و فهرست بها

برای خیلی از کسانی که پروژه‌هاشون فهرست بهاییه این سوال پیش میاد که می‌شه ساختار شکست کار رو با فهرست بها منطبق کرد یا نه و اگه می‌شه، چطوری.

جوابش از نظر من منفیه؛ ساختار شکست کار و فهرست بها دو مقوله کاملا متفاوت هستن و نمی‌شه اون‌ها رو با هم ترکیب کرد.

اگه ایبوک رایگان راهنمای تدوین ساختار شکست کار رو مطالعه کرده باشین، می‌دونین که یه نکته خیلی مهم در مورد ساختار شکست کار اینه که محصول محور باشه؛ این در حالیه که فهرست بها کاملا کار محوره.

 

اگه بخواین ارتباط موثری بین فهرست بها و برنامه‌هاتون برقرار کنین (که خیلی هم خوب هست)، راهش اینه که آیتم‌های فهرست بها رو به عنوان منبع برای فعالیت‌ها وارد کنین. ترکیب خیلی خوب و موثری به وجود میاد که اصولی هم هست.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
< newer older >