[صفحه اصلي] [رزومه كنترل پروژه] [رزومه تاليف و ترجمه] [تماس با نويسنده] [معرفي نرم افزارها] [معرفي منابع] [معرفي سايت‌ها]

پروفايل برنامه ريزي و كنترل پروژه نادر خرمي راد


پروفايل برنامه ريزي و كنترل پروژه نادر خرمي راد فلسفه علم چيست / چرا در رشته فلسفه علم تحصيل كردم

 

بعد از آغاز تحصيل در رشته فلسفه علم، سوالي كه از من و ساير هم دوره‌اي هايم به دفعات پرسيده مي‌شد، چيستي فلسفه علم و چرايي تحصيل در اين رشته بود. اين سوال‌ها هنوز هم از من پرسيده مي‌شوند و به نظر مي‌آيد كه پاسخ‌گويي به اين دو سوال از روتين‌هاي زندگي من خواهند بود. به اين خاطر، چنين صفحه‌اي به سايت اضافه كردم تا پاسخ‌گوي كنجكاوي مخاطبان سايت باشد.

فلسفه علم به طور كل رشته جديدي است كه از زمان جنگ جهاني دوم به رشته‌هاي دانشگاهي اضافه شد. اين رشته در مقطع ليسانس آموزش داده نمي‌شود، زيرا فرض بر اين است كه دانشجوي اين رشته بايد حداقل در حد ليسانس با علوم درگير شده باشد.

رشته فلسفه علم از حدود سال 1374 (متاسفانه تاريخ دقيق آن را نمي‌دانم) به عنوان زيرمجموعه‌اي از دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي شريف به مجموعه رشته‌هاي دانشگاه‌هاي ايران اضافه شد. اين مجموعه در سال 1383 (يعني همزمان با فارغ التحصيلي من) تبديل به دانشكده مجزايي، يعني دانشكده فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف، شد. اين رشته در حال حاضر دكترا ندارد، ولي تا جايي كه اطلاع دارم، قصد برقراري دوره دكتراي فلسفه علم نيز دارند. دانشگاه صنعتي شريف در حال حاضر تنها دانشگاه دولتي ايران است كه رشته فلسفه علم دارد. اين دانشگاه هر سال 10 نفر دانشجو مي‌پذيرد. ظاهرا چند سالي است كه دانشگاه آزاد نيز رشته فلسفه علم خود را برقرار كرده است.

معمولا فارغ التحصيلان رشته‌هاي مهندسي و علوم پايه به فلسفه علم علاقه دارند و البته مي‌توان گفت كه اين رشته براي ساير دانشجو‌ها چندان مناسب نيست. پذيرفته شده‌هاي سال 81 (سالي كه من وارد دانشگاه شدم)، همگي مهندس بودند (مكانيك، عمران و ...).

ممكن است شما در جستجوي منابع كنكور "فلسفه علم‌" به اين صفحه رسيده باشيد. متاسفانه در حال حاضر اطلاعاتي در مورد چگونگي كنكور اين رشته و منابع امتحاني آن ندارم و نمي‌توانم شما را راهنمايي كنم.

منظور از "فلسفه x"، بررسي مسايلي مربوط به X، كه خارج از محدوده X قرار مي‌گيرند است. به عنوان مثال، اثبات يك قضيه رياضي، مسئله‌اي در محدوده رياضيات است؛ ولي بررسي اعتبار اثبات‌هاي رياضي، با اين‌كه به رياضيات مربوط مي‌شود، در محدوده رياضيات نبوده و به نوعي فراتر از آن است. چنين مسئله‌اي را، يك مسئله فلسفه رياضي مي‌نامند. مسايل فلسفه X در خود X قابل حل نبوده و براي حل (يا حداقل بررسي آن) نياز به ابزارهايي كلي‌تر، يعني فلسفه X داريم.

فلسفه علم، بررسي مسايل مربوط به علمي كه فراتر از محدوده آن‌ها قرار مي‌گيرند است. برخي نمونه‌هاي ساده از اين قرارند:

آيا واقعا قضاياي رياضي به طور مطلق درست هستند؟

مطلقا درست بودن قضاياي رياضي به چه معناست و از آن چه استفاده‌اي مي‌توان كرد؟

اعتبار تئوري‌هاي فيزيك، با توجه به تغيير دايمي تئوري‌ها، در چه حد است؟

چگونه مي‌توان به يك تئوري فيزيكي، با توجه به اين‌كه به احتمال زياد در آينده تجديد نظر مي‌شود، اعتماد كرده و بر اساس آن براي به دست آوردن محصول تلاش كرد؟

چه چيز باعث مي‌شود كه علم را معتبرتر از خرافه يا دين بدانيم؟ وجه تمايز آن‌ها چيست؟

چگونه مي‌توان قاعده، فرمول يا الگوريتمي براي تمايز جمله‌هاي علمي و غير علمي ارائه كرد؟

آيا وجود منطق‌هاي مختلف مي‌تواند باعث استنتاج نتايج مختلف شده و در اين صورت تكليف چيست؟

آيا معياري براي انتخاب بهترين منطق وجود دارد؟

 

فلسفه علم تنها رشته فلسفي مقطع فوق ليسانس است كه در مجموعه فلسفه‌هاي تحليلي قرار مي‌گيرد. به طور كلي فلسفه را به دو دسته تحليلي و كانتيننتال تقسيم مي‌كنند. آنچه معمولا به عنوان فلسفه شناخته شده و تا حدي جنبه شاعرانه دارد، فلسفه كانتيننتال است. فلسفه تحليلي، نوع جديدي از فلسفه بوده كه بر خلاف نوع كانتيننتال، جنبه شاعرانه نداشته و با منطق، رياضيات و اثبات‌هاي خشك و كمابيش اسكولاستيك سر و كار دارد.

فلسفه‌هاي تحليلي، از بهترين نمونه‌هاي تحليل منطقي هستند. تفاوت آن‌ها با علوم تحليلي در اين است كه با مسايل كلي‌تر سر و كار دارند. درگيري با كليات، پيچيدگي مسايل را چند برابر مي‌كند. به همين خاطر، فلسفه‌هاي تحليلي و از جمله فلسفه علم، بهترين نمونه‌هاي جدال منطقي با مسايل هستند.

آنچه گفتم، يعني جدال منطقي، دليل من براي انتخاب اين رشته بود. به همين خاطر تنها رشته‌اي كه براي فوق ليسانس انتخاب كردم، فلسفه علمي بود كه سالانه 10 دانشجو از كل ايران مي‌پذيرفت، و خوشبختانه در كنكور پذيرفته شدم.

زمينه مورد علاقه من در فلسفه علم، منطق بود. عنوان پايان نامه‌ام، "بررسي منطق‌هاي چند ارزشي و فازي، و مقايسه آن‌ها با منطق دو ارزشي كلاسيك" است. هدف اصلي من در اين پايان نامه، نقد منطق فازي، كه امروزه بسيار "مد" و مبتذل شده است، بود. پايان نامه ابتدا منطق‌هاي چند ارزشي، كه اجداد منطق‌هاي فازي هستند را معرفي و تحليل مي‌كند. بعد از آن منطق‌هاي فازي بررسي شده و در نهايت وارد بحث اصلي، يعني نتيجه‌گيري مي‌شود. در اين پايان نامه سعي كردم نشان دهم كه منطق‌هاي چند ارزشي و فازي چگونه با منطق كلاسيك هم ارز مي‌شوند؛ در نتيجه، از لحاظ تئوري نمي‌توان ادعا كرد كه مسئله‌اي در يكي از آن‌ها قابل حل بوده و در ديگري حل نمي‌شود، يا در يكي بهتر از ديگري حل مي‌شود. به عبارت ديگر، تفاوتي كه وجود دارد، در شيوه مدل‌سازي مسئله در هريك از منطق‌هاست. مهمترين شاهد براي اين ادعا، اين است كه تقريبا تمام سيستم‌هاي فازي در دستگاه‌هايي كه بولين و به عبارت ديگر تابع منطق كلاسيك هستند، اجرا مي‌شوند. يعني مسايلي كه ادعا مي‌شود با منطق فازي حل شده و با منطق كلاسيك به آن خوبي قابل حل نبوده‌اند، در سطح بالاتر به منطق كلاسيك تبديل شده و با استفاده از آن حل شده‌اند. در عمل نيز تعدادي مسئله مهم در منطق‌هاي مختلف حل و تفاوت نتيجه‌هاي آن‌ها ريشه يابي شده است. با توجه به اين‌كه مهم‌ترين دليل ابداع منطق‌هاي چند ارزشي، رفع پارادوكس‌هاي منطقي بوده است، عمده مسايل از بين پارادوكس‌هاي معروف انتخاب شده‌اند.

براي دريافت اطلاعات بيشتر در مورد پايان نامه، دريافت نسخه كامل و محتواي CD همراه آن، به اين لينك مراجعه كنيد.

 


[صفحه اصلي] [رزومه كنترل پروژه] [رزومه تاليف و ترجمه] [تماس با نويسنده] [معرفي نرم افزارها] [معرفي منابع] [معرفي سايت‌ها]