پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

مرور روند تاریخی فرآیندهای PMBOK

مطابق رسم همیشگی انتظار می‌ره که توضیح‌هایی درباره تغییرهای نسخه جدید پم‌باک بدم! این دفعه تصمیم گرفتم به این مناسبت نتیجه یه بررسی خیلی مفصل که روی روند تاریخی تغییر فرآیندهای پم‌باک کرده بودم رو در قالب فیلم منتشر کنم. این فیلم جزئی از بخش آخر دوره آموزشی آمادگی آزمون PMP هم هست، جایی که کاربر دیگه به پم‌باک مسلط شده و به این بهانه یک بار از یه زاویه دید خیلی خاص همه چیز رو با هم مرور می‌کنیم.

تو این فیلم کار رو از نسخه اول پم‌باک شروع می‌کنیم و دونه دونه جلو می‌ریم تا برسیم به پم‌باک ۶، که آخرین نسخه‌س.

مدت فیلم حدودا یک ساعته، در نتیجه بهتره زمانی شروع به دیدنش کنین که وقت کافی داشته باشین. فیلم هم کاملا پیشرفته‌س و اگه با پم‌باک به اندازه کافی آشنا نباشین احتمالا براتون مفید و جالب نخواهد بود.

می‌تونین فیلم رو همین پایین ببینین. اگه سرعت اینترنتتون برای دیدن نسخه HD مناسب نباشه شاید بهتر باشه اون رو سر فرصت دانلود کنین و بعد ببینین، چون صفحه پر از عنوان فرآیندهاس و خوندن متن تو نسخه کیفیت پایین ممکنه راحت نباشه. برای دانلود روی دکمه دانلود که پایین کادر پخش فیلم قرار داره کلیک کنین.

 

 

در ضمن، تدوین دوره آمادگی آزمون PMP هم خیلی پیشرفت کرده. الان طراحی دوره و تهیه اسلایدها تموم شده (حدودا دو هزار اسلاید!) و تو مرحله بازبینی و اصلاح‌های نهایی هستم. بعد از این ضبط دوره شروع می‌شه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

امکان پیش‌خرید دوره PMP با ۳۰ درصد تخفیف

آزمون PMP

از امروز می‌تونین دوره الکترونیکی آمادگی آزمون PMP رو با ۳۰ درصد تخفیف پیش‌خرید کنین. تخفیف پیش‌خرید قاعدتا فقط تا زمان انتشار دوره وجود خواهد داشت.

برای کسب اطلاعات بیشتر و پیش‌خرید دوره فارسی به سایت Management Plaza مراجعه کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

کاربرد PMBOK برای کارشناسان برنامه‌ریزی و کنترل پروژه

چون عده زیادی از مخاطب‌های ایرانی دوره الکترونیکی PMP متخصص‌های برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هستن، تصمیم گرفتم بخشی به انتهای نسخه فارسی دوره اضافه کنم و توش توضیح بدم که چطور چنین فردی می‌تونه از PMBOK تو کار روزانه خودش کمک بگیره، و جواب یه سری سوال‌های احتمالی رو تو این حوزه بدم.

این روزها دایما فکر می‌کنم و موضوع‌هایی که به نظرم میاد برای این بخش مفید باشه رو لیست می‌کنم. برای این‌که این بخش کامل‌تر بشه، مایلم از همه دعوت کنم که سوال‌ها و مسایلی که براتون مطرح هست رو اعلام کنین. مسایلی که طرح شده باشن رو علاوه بر دوره PMP تو سایت هم به تدریج جواب خواهم داد.

لطفا در نظر داشته باشین که این بخش فقط در مورد مسایلیه که به کاربرد پم‌باک تو کار یه کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه مربوط می‌شه. مسایلی که عمومی‌تر یا انتزاعی‌تر باشن مناسب این بخش نخواهند بود.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تصمیم بر ساخت دوره الکترونیکی PMP به زبان فارسی

بالاخره تصمیم گرفتیم که دوره الکترونیکی PMP رو به زبان فارسی هم ارائه کنیم. تصمیم سختی بود، چون تهیه یه دوره الکترونیکی با کیفیت مناسب کار خیلی پر هزینه‌ایه.

در هر حال، الان حدودا داره سه ماه می‌شه که دارم روی طراحی دوره کار می‌کنم و فکر می‌کنم تقریبا تا یک ماه دیگه تموم بشه. بعد از اون ضبط ویدیوها شروع می‌شه و تو اون مرحله همزمان دو نسخه فارسی و انگلیسی از دوره تهیه می‌شه. فکر می‌کنم حدودا تو یک تا دو ماه بشه دوره رو کامل ضبط، ویرایش و منتشر کرد و صد البته، به تایید PMI رسوند.

به سبک معمول Management Plaza، می‌شه دوره رو قبل از انتشار با تخفیف سی درصدی پیش‌خرید کرد. این امکان به زودی برقرار می‌شه و خبرش رو اینجا منتشر می‌کنم.

 

پ.ن. مدت نسبتا زیادیه که مطلبی تو سایت ننوشته بودم و از این بابت خیلی‌ها نگران شده بودن. جای نگرانی نیست، من همچنان به نوشتن ادامه خواهم داد. فقط این مدت حجم کارهام خیلی زیاد شده بود و چند ماه آخر سال میلادی هم زمان برگزاری کنفرانس‌های PMI هست و علاوه بر کنفرانس بلژیک برای سخنرانی تو کنفرانس‌های آلمان، هلند و لهستان هم دعوت شده بودم، که همه این‌ها به شدت وقت می‌گیرن. الان دیگه وضعیت عادی شده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

دوره الکترونیکی آمادگی آزمون PMP

ما احتمالا در آینده نزدیک یه دوره الکترونیکی آمادگی آزمون PMP تو Management Plaza تهیه کنیم. اگه تعداد علاقه‌مند کافی باشه، ممکنه همزمان نسخه فارسیش رو هم آماده کنیم. به همین خاطر تصمیم گرفتم از خواننده‌های سایت بپرسم که چه عده‌ای علاقه‌مند به این دوره هستن.

دوره مطابق دستورالعمل PMI معادل یه دوره کلاسی ۳۵ ساعته خواهد بود. البته ممکنه یه مقدار طولانی‌تر بشه. با این‌که دوره آمادگی آزمونه، ولی هدف اصلی آشنایی با استاندارد پم‌باک و یاد گرفتن جنبه‌های کاربردیش خواهد بود.

دوره از طرف Management Plaza منتشر می‌شه که R.E.P (موسسه آموزشی تایید شده) PMI هست. خود دوره هم تو PMI ثبت می‌شه و به تایید می‌رسه. به این ترتیب کسایی که دوره رو گذرونده باشن پیش‌نیاز آزمون PMP رو خواهند داشت. طراح و ارائه‌دهنده دوره هم من خواهم بود.

هزینه دوره یک میلیون و ششصد هزار تومن خواهد بود که می‌تونین اون رو ریالی پرداخت کنین. هزینه آزمون رو هم بعد خودتون باید به PMI پرداخت کنین و برای شرکت در آزمون به کشور دیگه‌ای مثل ترکیه و امارات برین.

خوب، ماجرا این بود. اگه علاقه‌مند هستین تو این فرم اعلام کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

دوره همزمان PMBOK و PRINCE2 در اصفهان

تو سفرم به ایران علاوه بر سمیناری که از طرف جامعه مهندسان مشاور برگزار می‌کنم، دوره‌ای هم تو اصفهان دارم درباره پم‌باک و پرینس۲. هدف دوره آشنا شدن با مفاهیم کاربردی دوتا از بهترین استانداردهای مدیریت پروژه دنیا و شیوه به‌کارگیریشونه.

در پایان دوره دو گواهی برای دو بخشش از طرف Management Plaza صادر می‌شه همراه با ۱۴ PDU. دوره روزهای پنجشنبه و جمعه، ۸ و ۹ مرداد برگزار می‌شه و شهریه‌ش ۵۰۰ هزار تومنه.

ترتیب‌دهنده برنامه آقای عباس مقدسی هستن و می‌تونین برای ثبت نام با ایشون تماس بگیرین:‌ moghadasi.tkd@gmail.com و 09139640857.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار نرم‌افزار موبایل راهنمای جامع PMBOK Guide 5

نسخه نرم‌افزاری راهنمای جامع پم‌باک ۵ برای دستگاه‌های اندرویدی منتشر شد و علاقه‌مندان می‌تونن از فروشگاه ایبوک‌های مدیریت پروژه تهیه‌ش کنن.

نرم‌افزار اندرویدی راهنمای جامع PMBOK 5

هدف این نرم‌افزار اینه که نسخه‌ای از کتاب الکترونیکی راهنمای جامع PMBOK Guide 5 دایما و به راحتی در اختیار کاربر باشه، چون به هر حال این راهنما جنبه مرجع هم داره.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

بهترین منبع در مورد مدیریت ریسک

برای مدیریت ریسک پروژه نیاز به چهار نوع منبع دارین:

  1. منبعی که شیوه یکپارچه‌سازی اون رو با بقیه کارهای مدیریت پروژه مشخص کنه،‌ که بهترین منبع برای این ماجرا PMBOK هست.
  2. منبعی که شیوه اجرای اون رو در بستر کلی پروژه مشخص کنه، که بهترین منبعش PRINCE2 هست.
  3. منبعی که چهارچوب خود مدیریت ریسک رو به خوبی مشخص کنه، که بهترین منبعی که من می‌شناسم استاندارد M_o_R از AXELOS هست (هم خانواده پرینس۲).
  4. منبعی که تکنیک‌ها و روش‌ها رو توضیح بده و مورد قبلی رو تکمیل کنه. برای این مورد متاسفانه فعلا پیشنهاد خاصی ندارم. البته خیلی اوقات نیازی نیست که سیستم مدیریت ریسک خیلی پیچیده بشه و حدی از تکنیک‌ها که مورد سوم توضیح داده می‌شه براتون کافی خواهد بود.

 

آیا این‌ها با هم سازگارن؟

بله، کاملا. هرکدوم از اون‌ها مدیریت ریسک رو از یه زاویه‌ای می‌بینن و همگی باید تا درجه‌ای اختصاصی‌سازی بشن که تو این ماجرا کاملا سازگار هم خواهند شد.

یعنی PMBOK برای مدیریت ریسک کافی نیست؟

پم‌باک برای هیچ چیزی تو مدیریت پروژه کافی نیست و هدفش اینه که شیوه یکپارچگی فرآیندهای مدیریت پروژه رو توضیح بده. در مورد همه جنبه‌ها باید از منابع دیگه هم کمک بگیرین. لطفا توجه داشته باشین که این مسئله به معنی نقص پم‌باک نیست؛ هدف و گستره پم‌باک اینه.

این استاندارد M_o_R رو از کجا می‌شه تهیه کرد؟

متاسفانه نمی‌دونم. شاید بتونین از تو اینترنت پیداش کنین. خیلی احتمال زیادی نمی‌دم که ترجمه شده باشه.

نمی‌شه به جای اون استاندارد از کتاب فلان، نوشته بهمان کس استفاده کنم؟

قطعا کتاب‌های خوب خیلی زیادن که من متاسفانه همشون رو نمی‌شناسم؛ ولی عملا کتاب‌هایی که می‌تونین پیدا کنین اکثر می‌رن تو ردیف شماره ۴ و جای چهارچوبی که تو ردیف شماره ۳ معرفی کردم رو نمی‌گیرن، یا حتی اگه سعی کنن بگیرن هم کیفیتی به اندازه M_o_R نخواهند داشت. این دسته از کتاب‌ها برای یادگیری تکنیک‌ها مناسب هستن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار کتاب راهنمای جامع PMBOK Guide 5

بالاخره بعد از تاخیر خیلی زیاد که ناشی از مشغولیت‌هام بود تالیف کتاب راهنمای جامع پم‌باک ۵ رو تموم کردم و نسخه الکترونیکیش منتشر شد.

راهنمای جامع PMBOK Guide 5

می‌تونین برای تهیه‌ش به صفحه کتاب راهنمای جامع PMBOK Guide 5 مراجعه کنین. فصل نمونه‌ای از کتاب (مدیریت گستره) هم قابل دانلوده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تفاوت enterprise و organization در PMBOK

بعضی‌ها تو تشخیص تفاوت بین enterprise environmental factors و organizational process assets تو PMBOK مشکل دارن که بخشی از این مشکل برمی‌گرده به درک تفاوت واژه‌های enterprise و organization. از طرف دیگه بعضی‌ها هم احتمالا کنجکاوین که به شکل کلی تفاوت این دو رو بدونین.

سازمان

organization

کلمه organization که معمولا به سازمان معادل می‌شه به هر ترکیبی از آدم‌ها گفته می‌شه که برای رسیدن به هدفی گرد هم اومدن. معمولا منظور از سازمان یه شرکت یا یه ترکیب غیر انتفاعی یا ترکیبی دولتیه، ولی می‌تونه به چیزهایی خردتر از اون‌ها هم گفته بشه. مثلا خود پروژه هم می‌تونه یه سازمان به حساب بیاد یا حتی زیرمجموعه یه پروژه هم می‌تونیم سازمان‌های مختلفی مثلا برای مدیریت، برای اجرای بخش‌های مختلف و امثال اون‌ها در نظر بگیریم.

کلمه organization تو پم‌باک معمولا به معنی شرکت یا موسسه‌های مشابه اون به کار می‌ره و تو عبارت organizational environmental factor صرفا به معنی سازمانیه که داره پروژه رو اجرا می‌کنه (مثلا پیمانکار).

enteprise

کلمه enterprise دو معنی کلی داره. معنی اول مشابه organization هست، با این تفاوت که ترکیب‌های خردتر رو در بر نمی‌گیره؛ یعنی به شرکت یا سازمان‌های غیر انتفاعی و دولتی و امثال اون‌ها گفته می‌شه. قدیم (مثلا بیست سال پیش) فقط به سازمانی enterprise گفته می‌شد که بزرگ و پیچیده باشه، ولی الان دیگه اینطور نیست و خیلی راحت به هرشرکت‌ و موسسه‌‌ای می‌تونه اطلاق بشه.

معنی دوم enterprise مجموعه کار یا پروژه‌ایه که بزرگ و پیچیده باشه.

کلمه enterprise تو پم‌باک به هر دو معنی به کار رفته. تو اکثر جاها به معنی اوله، ولی تو عبارت enterprise environmental factors عمدتا به معنی دوم به کار رفته، یعنی عملا بهتره به جای «عوامل محیطی سازمان» به «عوامل محیطی پروژه» ترجمه بشه، هرچند که خود من تو کتاب‌هام اون رو اینطوری ترجمه نکردم، چون نگران بودم ابهام‌های دیگه‌ای به وجود بیاد.

تفاوت سرمایه‌های فرآیندی سازمان و عوامل محیطی پروژه

با این توضیح فکر می‌کنم تفاوت این دو عبارت پم‌باکی روشن‌تر شده باشه. سرمایه‌های فرآیندی سازمان چیزهایی از جنس دانش هستن که به تدریج تو شرکت تولید شدن و می‌تونن برای پروژه‌های بعدی هم به کار برن؛ چیزهایی مثل تمپلیت‌ها. عوامل محیطی پروژه چیزهایی هستن که خارج پروژه قرار می‌گیرن و تحت کنترلش نیستن، ولی روش اثر می‌ذارن (مثلا قیمت ارز برای خیلی از پروژه‌های ایرانی).

با این حساب احتمالا بتونین خیلی راحت تمرین پایین رو حل کنین. مشخص کنین که کدوم یکی از این عناصر از سرمایه‌های فرآیندی سازمان و کدومشون از عوامل محیطی پروژه هستن و بعد اون رو با جواب درست که در انتها اومده مقایسه کنین:

  1. برنامه‌های پروژه‌های قبلی
  2. مجموعه‌ای از قواعد که قراره برای تدوین هر نوع ساختار شکست کار استفاده بشه و از طرف PMO ارائه می‌شه
  3. ساختار سازمانی شرکت
  4. سیاست‌های شرکت
  5. فرهنگ شرکت و اخلاق کسایی که توش کار می‌کنن
  6. پراجکت سرور (با این فرض که وجود داره و استفاده می‌شه)
  7. سیستم اتوماسیون اداری
  8. سیستم مدیریت فرآیند
  9. شرح وظایف و مسئولیت‌های پست‌های سازمانی شرکت
  10. اخلاق و فرهنگ نیروهای مشاور پروژه
  11. اخلاق و فرهنگ مردمی که تو محدوده پروژه زندگی می‌کنن
  12. قیمت ارز
  13. قوانین و آیین‌نامه‌های صنفی و حکومتی
  14. وضعیت تحریم‌ها علیه ایران
  15. استانداردهای مرتبط
  16. نمونه قراردادهای موجود تو شرکت
  17. شرایط بازار
  18. یه ویکی که برای ثبت درس آموخته‌ها استفاده می‌شه
  19. رئیس جمهور وقت تو کشور!
  20. محل جغرافیایی شرکت
  21. محل جغرافیایی پروژه
  22. آب و هوای محل پروژه
  23. سرور اکسچنج که برای مدیریت ایمیل‌ها استفاده می‌شه
  24. گزارش‌هایی که تو پروژه‌های قبلی تهیه شده
  25. لیست ریسک‌هایی که تو پروژه‌های قبل شناسایی شده
  26. کتابخونه شرکت

خوب، این‌ها از سرمایه‌های فرآیندی سازمان هستن: ۱، ۲، ۴، ۶، ۷، ۸، ۱۶، ۱۸، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶

و این‌ها از عوامل محیطی پروژه که ممکنه بهشون عوامل محیطی سازمان هم بگیم: ۳، ۵، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

PMBOK:2013

ما چیزی به اسم «PMBOK:2013» نداریم. حتی «PMBOK 2013» یا «پم‌باک ۲۰۱۳» هم نداریم. اسم آخرین نسخه پم‌باک اینه: «پم‌باک ۵» یا «PMBOK 5».

PMBOK:2013

قطعا می‌شه تو جمله بگیم «من پم‌باک چاپ سال ۲۰۱۳ رو دارم»، که توش داریم با یه توضیح مشخص می‌کنیم منظورمون کدوم نسخه پم‌باکه و هیچ مشکلی هم نداره (هرچند که حرفه‌ای نیست). ولی وقتی اون رو به شکل اسم استفاده می‌کنیم، باید اسم درستش رو بیاریم، نه این‌که براش اسم بسازیم. همونطوری که مثلا به جای «ویندوز ۸» نمی‌گیم «ویندوز 2012» یا مثلا «Windows:2012».

البته توجه دارین که این شیوه نگارش یه قاعده کلی نیست، مثلا استانداردهای ایزو رو با همون دو نقطه می‌نویسن. قاعده فقط یه چیزه: اسم درست اونیه که صاحب محصول براش انتخاب کرده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

کدوم توصیه درسته؟

بعضی وقت‌ها تو استانداردها و روش‌های مدیریت پروژه به توصیه‌های متناقض بر می‌خوریم. مثلا تو خیلی از چهارچوب‌های چابک با تشویق اعضای تیم پروژه مخالفیم، در حالی که داشتن نظام تشخیص و تشویق تو PMBOK لازمه. خوب، حالا کدوم درست می‌گه؟

یا مثلا داشتن تعریف‌های دقیق و شفاف از نقش‌ها و مسئولیت‌ها تو PRINCE2 واجبه (از اصول زیربناییه)، در حالی که مثلا تو تیم تولید اسکرام تعریف هیچ نقش و سمتی مجاز نیست، همه مثل هم هستن. کدوم درست می‌گه؟

 

موارد متناقض اینچنینی زیاد می‌بینیم و شاید این سوال براتون پیش بیاد که کدوم درست می‌گه. جواب هم ساده‌س: سوال درست نیست!

بله، چنین سوالی درست نیست. هیچکدوم از اون‌ها درست یا غلط نیستن. ماجرای مهم اینه که سیستمی پیوسته، سازگار و موثر داشته باشیم. پم‌باک طوریه که برای حفظ سازگاری و پیوستگیش نیاز به نظام تشخیص و تشویق داریم و خیلی از چهارچوب‌های چابک طوری هستن که چنین چیزی سازگاریشون رو به هم می‌زنه. موارد دیگه هم همینطور هستن.

 

حالا دلیل اصلی نوشتن این مطلب این نبود که بگم چنین سوالی درست نیست، دلیل اصلیش این بود که بگم تا چه حد مهمه که نظامی که آدم استفاده می‌کنه التقاطی نباشه. کسایی که مثلا سعی می‌کنن از چهارچوبی مثل اسکرام استفاده کنن، ولی یکی دو قسمت اون رو حذف می‌کنن چون اعتقاد دارن که برای محیطشون مناسب نیست یا کسایی که مثلا سعی می‌کنن از پم‌باک و پرینس۲ استفاده کنن و بعد چنتا چیز که براشون سخته یا خوش‌آیند نیست رو به بهانه این‌که بومی نیست یا برای محیط اون‌ها کاربردی نیست حذف می‌کنن، به احتمال خیلی زیاد سازگاری و پیوستگی اون سیستم رو به هم می‌زنن و به همین خاطر احتمال این‌که نتیجه بده خیلی کمه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

ترتیب اجرای فرآیندهای PMBOK

یه سوال همیشگی اینه که ترتیب فرآیندهای PMBOK چیه و اگه مثلا بخوایم اجراش کنیم باید چطوری پیش بریم. قبلا تو خیلی از نوشته‌ها مستقیم یا غیر مستقیم درباره‌ش توضیح دادم، ولی الان می‌خوام به طور خاص در مورد این ماجرا صحبت کنم.

فرآیندهای PMBOK ترتیب ندارن!

اولین نکته اینه که باید بدونین فرآیندهای پم‌باک ترتیب ندارن. بله، پم‌باک قصد نداشته براشون ترتیب مشخص کنه.

حالا احتمالا فکر کنین که اگه قراره ترتیب برای فرآیندها ارائه نشده باشه، پس اون همه فلش‌هایی که تو پم‌باک از یه فرآیند به فرآیند دیگه می‌ره چیه. اون روابط تو پم‌باک نشون‌دهنده ترتیب اجرا نیستن، نشون‌دهنده اینن که فرآیندها چطوری با هم یکپارچه می‌شن، که این از مهم‌ترین مفاهیم پم‌باکه.

این یکپارچگی نشون می‌ده که چه نوع وابستگی‌هایی بین فرآیندها هست و اگه بخوایم یه فرآیند خاص رو خوب و کامل و موثر اجرا کنیم، باید از چه چیزهایی تاثیر بگیره و بر چه چیزهایی تاثیر بذاره. اگر تاثیرپذیری کامل نباشه، نتیجه‌ش قابل اطمینان نیست و اگه تاثیرگذاریش کامل نباشه، نتیجه‌ش درست استفاده نشده. تو هر دو حالت دچار مشکل می‌شیم.

چرا فرآیندهای PMBOK ترتیب ندارن؟

حالا چرا فرآیندهای پم‌باک ترتیب ندارن؟

می‌شه مثلا به PRINCE2 نگاه کنین. فعالیت‌های پرینس۲ کمابیش معادل فرآیندهای پم‌باک هستن و بین اون‌ها هم فلش‌هایی وجود داره، روابطی وجود داره. ولی این روابط تو پرینس۲ نشون‌دهنده ترتیب اجرا هستن.

ترتیب فعالیتها در پرینس۲

یعنی از یه جای خاص می‌شه شروع کرد، مسیر کمابیش خطی و ساده‌ای رو تو مسیر راه‌اندازی و آغازش طی کرد و بعد رسید به یه چرخه‌ای از فعالیت‌ها که به تعداد مرحله‌های اجرایی تکرار می‌شه و بعد هم می‌رسه به فعالیت‌های خاتمه. یعنی اگه فرض کنیم پروژه‌موت تعداد مرحله خاصی داره، می‌تونیم خودکار رو بذاریم روی اولین فعالیت و مسیر رو باهاش خط بکشیم و بریم جلو، چرخه‌ها رو تکرار کنیم و در نهایت برسیم به نقطه پایان.

 

دلیل این‌که پرینس۲ ترتیب ارائه می‌کنه و پم‌باک نمی‌کنه به نظرتون چیه؟

دلیلش اینه که پرینس۲ متودولوژیه، قراره به ما بگه که چطوری پروژه رو اجرا کنیم، مرحله به مرحله چیکار کنیم، چه کسی مسئول چه کاریه و امثال اون. ولی پم‌باک متودولوژی نیست و قرار نیست به ما چنین چیزهایی بگه. پم‌باک فقط می‌خواد مشخص کنه که هر کاری رو چطوری باید انجام داد که موثر باشه، یعنی چطوری فعالیت‌های مدیریتی پروژه رو یکپارچه کرد.

به عنوان مثال یه فرآیند ساده مثل شناسایی ذی‌نفعان رو در نظر بگیریم. به جز عوامل محیطی سازمان و سرمایه‌های فرآیندی سازمان که ورودی همه فرآیندها هستن، دو ورودی داره:

  • منشور پروژه
  • اسناد تدارکاتی

اولین باری که فرآیند رو اجرا می‌کنیم و تو زمان آغازش پروژه‌س، عملا تنها چیزی که در اختیارمون هست تعریف پروژه یا همون منشور پروژه‌س و کار رو با همون پیش می‌بریم. بعد که جلوتر می‌ریم دوباره باید شناسایی ذی‌نفعان رو تکرار کنیم، چون هم شناختمون از پروژه بیشتر شده و هم این‌که بعضی از برنامه‌ریزی‌ها رو ذی‌نفعان اثر می‌ذاره. مثلا اگه تصمیم بگیریم یه کاری رو برون‌سپاری کنیم، عملا اون فرد یا گروهی که قراره کار رو به عهده بگیره ذی‌نفع ما می‌شه، پس باید تمام برنامه‌ریزی‌هایی که به ذی‌نفعان مربوط می‌شه و عملا با شناسایی ذی‌نفعان شروع می‌شه رو تکرار کنیم.

حالا خود شناسایی ذی‌نفعان روی خیلی از برنامه‌ریزی‌ها اثر می‌ذاره؛ خصوصا روی برنامه‌ریزی ارتباطات. این تغییرها روی همه برنامه‌ها می‌تونن اثر بذارن و در نتیجه عملا همه برنامه‌ریزی‌ها بعدش تکرار می‌شن، از جمله خود برنامه‌ریزی تدارکات که منجر به تغییر اسناد تدارکات هم می‌تونه بشه.

روندی که الان توضیح دادم یه رابطه دوریه، یعنی بعضی چیزها هم ورودی شناسایی ذی‌نفعان هستن و هم خروجیش. همه جای پم‌باک پر از روابط دوریه و به همین خاطره که حتی اگه سعی کنیم هم نمی‌تونیم ترتیب خاصی برای فرآیندها استخراج کنیم. موقع اجرا هم اتفاقی که می‌افته اینه که برای هر تغییر باید احتمالا چند بار برنامه‌ریزی رو اجرا کنیم تا به تدریج همه چیز با هم سازگار بشه. تو خود پم‌باک هم توضیح می‌ده که برنامه‌ریزی پم‌باک iterative هست (هر بار به دفعات تکرار می‌شه).

خوب، پس چطوری می‌شه پم‌باک رو اجرا کرد؟

پس وقتی که فرآیندهای پم‌باک ترتیب ندارن، چطوری می‌شه پم‌باک رو اجرا کرد یا به عبارت دیگه چطوری می‌شه پم‌باک رو مستقر کرد؟

جواب خیلی ساده‌س و خیلی هم تا حالا تکرارش کردم: اصولا نمی‌شه پم‌باک رو اجرا یا مستقر کرد! کاری که می‌شه کرد اینه که از پم‌باک برای ساخت سیستم مدیری پروژه‌مون کمک بگیریم و بعد اون سیستم رو به اجرا در بیاریم. این دوتا خیلی با هم فرق می‌کنن.

برای این که سیستم مدیریت پروژه‌مون رو بسازیم علاوه بر دانشی مثل پم‌باک، نیاز به متودولوژی‌ای مثل پرینس۲ هم داریم و این چیزیه که خود پم‌باک هم تو مقدمه‌ش خیلی روش تاکید می‌کنه. قسمت اصلی اجرا کردن و مستقر کردن با متودولوژی مشخص می‌شه و پم‌باک نمی‌تونه (و نمی‌خواد) تو این حوزه کاری کنه.

حتی خود پرینس۲ رو هم نمی‌شه اون طوری که هست «اجرا» کرد. پرینس۲ رو هم اول باید اختصاصی‌سازی (tailor) کرد، باهاش سیستم مدیریت پروژه رو ساخت (برای ساختش از پم‌باک هم کمک می‌گیریم) و بعد اون سیستم رو مستقر کرد. یک راه برای این کار چیزیه که من اسمش رو گذاشتم co-tailoring و تو کنفرانس  PMI هم توضیحش داده بودم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

مرجع فرآیندهای PMBOK

بخش جدیدی تو سایت راه‌اندازی شده: مرجع فرآیندهای PMBOK 

البته توضیحات این مرجع فعلا خیلی خلاصه‌س، ولی قصد دارم که خیلی تدریجی بهش مطلب اضافه کنم، طوری که بعد از مدتی تبدیل بشه به مرجعی خیلی کامل برای فرآیندهای پم‌باک. البته قطعا این ماجرا بستگی به این هم داره که چقدر از این بخش استقبال بشه.

 مرجع فرآیندهای PMBOK

تمرکز پم‌باک بیشتر از اونی که روی مفهوم هرکدوم از فرآیندها باشه، روی ارتباط بین فرآیندهاس، یعنی چیزی که در نهایت به یکپارچگی سیستم مدیریت پروژه منجر می‌شه که از مهم‌ترین عوامل موفقیت پروژه‌هاس. به همین خاطر تمرکز این مرجع هم بر خلاف اکثر منابعی که در مورد پم‌باک نوشته شده، روی ارتباط بین فرآیندها خواهد بود. البته این امکان تو نسخه فعلی خیلی محدوده و بیشتر در مورد طرح کلیه که در آینده پیاده‌سازی می‌شه.

در هر حال، امیدوارم که براتون مفید باشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

چطوری مدیر پروژه بشم؟

خیلی وقت پیش مطلبی نوشته بودم در مورد این‌که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد بازار کارش شد، که از پرمخاطب‌ترین مطالب سایت بوده. بعد از اون خیلی‌ها در مورد مدیر پروژه شدن از من پرسیدن و الان می‌خوام نظرم رو در این مورد بنویسم.

 

به نظر من روند مناسب برای مدیر پروژه شدن اینه:

 

مرحله اول: کسب تجربه غیر مستقیم

قبل از هر چیز باید تجربه به دست بیارین، تجربه دقیق، هدایت شده، واقعی و موثر. حالا چطوری می‌شه کسی که مدیر پروژه نیست تجربه مدیریت پروژه به دست بیاره؟ خیلی ساده‌س، با به عهده گرفتن کارهایی که به مدیریت پروژه نزدیکن، همکاری موثر با مدیر پروژه، به عهده گرفتن مسئولیت، دقیق شدن تو کارها و تصمیم‌ها و حرفای مدیر پروژه‌ها و پیگیری و تحلیل کردن اون‌ها.

بعضی شغل‌هایی که می‌تونین داشته باشین تا مدیریت پروژه رو به خوبی درک کنین این‌ها هستن:

  • برنامه‌ریزی و کنترل پروژه – برنامه‌ریزی و کنترل پروژه جزئی از مدیریت پروژه‌س و کسی که این مسئولیت رو داره باید خیلی به مدیر پروژه نزدیک باشه. البته متاسفانه چون خیلی وقت‌ها سیستم‌های برنامه‌ریزی و کنترل پروژه تو ایران صوری هستن و کار موثری انجام نمی‌دن، ارتباط کافی هم با مدیر پروژه ندارن. پس اگه می‌خواین از طریق این کار تجربه مدیریت پروژه به دست بیارین حتما مطمئن بشین که امکانش رو دارین که ارتباط کافی برقرار کنین. بعضی وقت‌ها این امکان از اول وجود نداره، ولی با هوشمندی می‌تونین به وجود بیارینش.
  • پشتیبانی پروژه – کارهایی مثل هماهنگی پروژه که خیلی به مدیریت پروژه نزدیکن براتون کاملا مفید خواهند بود. چیزایی مثل مدیریت اسناد پروژه هم می‌تونه تو درجه‌ای پایین‌تر مفید باشه.
  • معاونت یا دست‌یاری مدیر پروژه – این گزینه هم خیلی عالیه و فکر می‌کنم نیاز به هیچ توضیحی نداشته باشه.

در نهایت این‌که اگه بتونین بیشتر از یکی از اون سه نوع کاری که مثال زدم رو تجربه کنین خیلی هم بهتره.

 

نکته‌ دیگه‌ای که باید در نظر داشته باشین اینه که این تجربه باید متنوع باشه. اگه بتونین کارمند نباشین و با جاهای مختلف همزمان کار کنین که ایده‌آله. اگر نه، سعی کنین هر جور شده مدیرهای پروژه‌های مختلف رو تجربه کنین. از اون گذشته، حتما سعی کنین تو صنف‌ها و صنعت‌های مختلف هم باشین. تو یه حوزه خاص تجربه کسب کردن خیلی خطرناکه. مثلا اگه تجربه‌تون محدود به پروژه‌های نفت و گازی تو ایران باشه خیلی دیدتون محدود می‌شه، چون این گروه پروژه‌ها به خاطر فرهنگ خاصی که وجود داره معیارهای خیلی خاصی که کلی نیستن رو کلی و فراگیر و اصولی تصور می‌کنن و سعی می‌کنن همیشه بهشون پایبند باشن. حتما باید پروژه‌هایی که تو کارگاه‌ها هستن رو هم تو بازه‌ای تجربه کنین؛ جایی که مدیریت پروژه به تیم‌های اجرایی و امور روزمره اون‌ها نزدیکه. تجربه کردن پروژه‌های نرم‌افزاری در کنار انواع دیگه پروژه‌ها واقعا موثره و می‌تونه دیدتون رو به شدت بازتر و قوی‌تر کنه.

 

در کنار یاد گرفتن از بقیه مدیر پروژه‌ها، حتما باید کار دیگه‌ای هم انجام بدین:

  • مدیریت پروژه‌های کوچیک – این فرصت خیلی خوبیه که به هیچ وجه نباید از دست بدینش. فرض کنین تو شرکتی کار می‌کنین و مثلا قراره که محل دفتر عوض بشه (یه پروژه کوچیک)، یه مهمانی برای شرکت ترتیب داده بشه (یه پروژه کوچیک)، سیستم بایگانی اصلاح بشه (یه پروژه کوچیک)، یه سیستم مدیریت اسناد یا اتوماسیون راه‌اندازی بشه (یه پروژه نسبتا کوچیک)؛ چیکار می‌کنین؟ سعی کنین داوطلب بشین و مسئولیت اون کار رو به عهده بگیرین. ممکنه هیچ‌کس شما رو مدیر اون پروژه ندونه، ولی کاری که می‌کنین عملا مدیریت پروژه‌س و خیلی تجربه‌های خوبی می‌تونین توش به دست بیارین. یادتون هم باشه که اگه منتظر باشین برای هر کاری که انجام می‌دین ازتون قدردانی بشه یا حق‌الزحمه‌ش پرداخت بشه عملا خیلی از کارهایی که می‌تونه باعث پیشرفتتون بشه رو نمی‌تونین انجام بدین.

 

مرحله دوم: سازمان‌دهی تجربه‌ها

بعد از این‌که تجربه کافی به دست بیارین (حداقل سه سال)، می‌تونین سازمان‌دهی و تقویتش کنین. چطوری؟ با یادگیری استانداردهای مدیریت پروژه.

استانداردهای مدیریت پروژه تجربه‌های سازمان‌یافته گروه خیلی بزرگی از بهترین مدیران پروژه‌ها تو کشورهای مختلف هستن. وقتی خودتون هم تجربه کسب کرده باشین می‌تونین با استانداردها ارتباط برقرار کنین و با کمک اون‌ها کمبودهایی که تو اطلاعاتتون هست رو از بین ببرین و اون‌ها رو سازمان‌دهی کنین.

شاید الان سوالی تو ذهنتون باشه که جوابش از نظر من اینه: بله، مطالعه و یادگیری استانداردها برای کسی مفیده که قبلش تجربه کسب کرده باشه. اگه هنوز تجربه نداشته باشین (مثلا دانشجو یا تازه‌کار باشین) نمی‌تونین با استانداردها ارتباط درستی برقرار کنین.

به نظر من برای این مرحله باید حدود دو تا چهار سال در نظر بگیرین. البته شکی نیست که این مدت زمان باید با کسب تجربه غیرمستقیم همپوشانی داشته باشه.

 

پیشنهاد من اینه که تو این مرحله با این استانداردها آشنا بشین:

  • PMBOK Guide
  • PRINCE2
  • Scrum (البته این استاندارد نیست، روشه)
  • ICB
  • استاندارد مدیریت طرح PMI یا OGC
  • استاندارد مدیریت پرتفولیوی PMI یا OGC

 

مرحله سوم: پیدا کردن شغل مناسب

وقتی به این مرحله برسین آماده‌این که به تدریج مدیر پروژه بشین. کار با پروژه‌های ساده‌تر و تو فضای کارکردی یا ماتریسی شروع می‌شه و می‌تونه به پروژه‌های بسیار بزرگ و پیچیده برسه.

خیلی مهمه که جای مناسبی رو برای شروع انتخاب کنین. ترجیحا شرکتی که ماتریسی اداره می‌شه و دپارتمان‌های تخصصی قوی داره تا کارتون ساده‌تر پیش بره و بتونین تجربه‌هایی که قبلا کسب کردین رو تو عمل پخته‌تر کنین. پروژه‌های ساده‌ای که بتونین توشون خوب پیش برین و اشتباه‌هایی که مرتکب می‌شین برای خودتون و شرکت مشکل حادی ایجاد نکنه.

در نهایت باید جایی رو انتخاب کنین که توش جای پیشرفت داشته باشه. من خیلی شرکت‌ها رو می‌شناسم که اگه دو مرحله قبل رو به خوبی طی کرده باشین و بهترین انتخاب ممکن باشین، باز هم نمی‌تونین توش انقدر پر و بال داشته باشین که مدیر پروژه بشین.

مدیر پروژه باید خصوصیت‌های مختلفی داشته باشه که یکیش شهامت و قدرت تصمیم‌گیریه. اگه کسی هستین که وقتی تو شرایط سخت قرار می‌گیره دایما مردده و نمی‌تونه تصمیم درست بگیره احتمالا اصلا این شغل براتون مناسب نیست. حالا اگه این خصوصیت رو داشته باشین، یکی از تبعاتش اینه که تو انتخاب محل کارتون هم منفعل نباشین و اگه مثلا متوجه شدین که اون‌جا نمی‌تونین به خوبی پیشرفت کنین با شهامت کامل برای فرصتی دیگه ترکش کنین و از مسایلی مثل کاهش درآمد نترسین؛ آدم برای این‌که به هر چیز جالبی دست پیدا کنه لازمه بعضی چیزا رو قربانی کنه.

 

مرحله صفرم! آیا واقعا مدیریت پروژه براتون انتخاب خوبیه؟

خوب قبل از هر چیزی باید به این ماجرا فکر کنین. هر کسی نمی‌تونه مدیر پروژه خوبی بشه؛ این یه واقعیته. مثلا مدیر پروژه باید مهارت‌های بینافردی داشته باشه و بتونه با آدم‌ها به خوبی ارتباط برقرار کنه، حدی از کاریزما داشته باشه، قدرت رهبری هم داشته باشه. آیا شما چنین خصوصیت‌هایی دارین؟

نمی‌تونم با اطمینان بگم و شاید گفتنش هم زیاد جالب نباشه، ولی بعضی از اون‌ها اکتسابی نیستن. اگر هم باشن، کسب کردنشون نیاز به انرژی فوق‌العاده زیادی داره و ممکنه بتونین شغل دیگه‌ای رو انتخاب کنین که با اون حد انرژی بتونین توش خیلی بیشتر بدرخشین.

می‌خواین بدونین مدیریت پروژه براتون مناسب هست یا نه؟ به نظر من نگاهی به ICB بندازین (می‌تونین به رایگان از سایت IPMA دانلودش کنین). این استاندارد شایستگی‌های مدیریت پروژه رو توضیح می‌ده و می‌تونین به خوبی ببینین که پتانسیل‌هایی که دارین برای این کار مناسب هست یا نه.

 

در کنار همه این‌ها باید حواستون به چیز دیگه‌ای هم باشه: مدیر پروژه خداوندگار پروژه‌ها نیست؛ فقط یه نقش در کنار نقش‌های دیگه‌س. این تصور خیلی قدیمی و نامربوطیه که فکر کنیم هر کسی مدیر شد خیلی موفقه و جایگاهش خیلی بالاس. تو خیلی از پروژه‌ها متخصص‌هایی وجود دارن که حقوقشون چند برابر مدیر پروژه‌س، شرکت‌های خیلی بیشتری دنبالشون هستن و جایگاه بالاتری هم دارن. شاید شما هم بتونین چنین متخصصی باشین. اگه بلندپرواز هستین، مدیر پروژه شدن تنها راهتون نیست. فقط در صورتی به دنبال مدیر پروژه شدن باشین که مدیریت پروژه، یعنی اون چیزهایی که ICB توضیح می‌ده رو دوست داشته باشین.

 

آیا راه ساده‌تر و سریع‌تری هم وجود داره؟

شاید باشه، ولی چیزی که من گفتم (یا چیزهای مشابه اون) روند اصولیشه. اگه مثلا فرصتی براتون پیش بیاد که یک سره مدیر پروژه بشین، شاید زودتر به هدفتون رسیده باشین، ولی روند پیشرفتتون خیلی کند خواهد شد و مثلا بعد از سی سال به جایی می‌رسین که یه نفر تو روند اصولی تو حدود ده سال طی کرده.

امیدوارم اهل میان‌بر نباشین. یادمون نره که مدیر پروژه تعهد اخلاقی خیلی بزرگی داره، چون منابع شرکت‌ها و کشور در اختیارش قرار می‌گیرن تا با کمک اون‌ها منافعی برای شرکت به وجود بیاره یا رفاع عمومی مردم رو افزایش بده. شایسته نبودن تو این حوزه متناظره با خیانت.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

سخنرانی من در کنفرانس PMI BeLux Day 2013

دوازدهم اکتبر کنفرانس سالانه BeLux از طرف PMI تو بلژیک برگزار می‌شه و من یکی از سخنران‌ها هستم و قراره در مورد روشی که برای ترکیب PMBOK و PRINCE2 ابداع کردم و اسمش Co-Tailoring هست صحبت کنم.

NeLux

اگه اروپا زندگی می‌کنین و می‌خواین تو کنفرانس شرکت کنین به من اطلاع بدین که همدیگه رو طی کنفرانس ملاقات کنیم.

می‌تونین برای ثبت نام به این آدرس مراجعه کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

برگزاری دوره PMBOK در شیراز

در آینده نزدیک یه دوره آموزشی ۱۶ ساعته PMBOK تو شیراز دارم. کسانی که علاقه‌مند باشن می‌تونن با موسسه توسعه و بهبود مدیریت پروژه سپاهان به شماره ۰۳۱۱۲۶۶۴۸۹۷ تماس بگیرن.

مطابق معمول گواهی‌ها رو هم Management Plaza صادر می‌کنه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

برگزاری دوره های PRINCE2 و PMBOK در اصفهان

در آینده نزدیک دوره‌هایی تو اصفهان تدریس می‌کنم:

  • دوره ۱۶ ساعته PMBOK، در ۹ و ۱۰ خرداد
  • دوره ۱۶ ساعته PRINCE2، در ۲۳ و ۳۴ خرداد

برای هر دو دوره هم گواهی از طرف Management Plaza صادر می‌شه.

 

برای ثبت نام با موسسه متاکو به شماره ۶۶۳۷۴۰۶ تماس بگیرین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

امتیاز قبولی در آزمون PMP

خیلی‌ها در مورد امتیاز قبولی تو آزمون PMP سوال دارن. ماجرا اینه که امتیاز قبولی یه زمانی ۶۲٪ بود، خیلی ساده و سرراست. ولی الان مدت زیادیه که دیگه امتیاز مشخص و ساده‌ای برای قبولی تو آزمون وجود نداره و کسایی که دارن برای آزمون آماده می‌شن نمی‌دونن که دقیقا باید چه انتظاری داشته باشن.

PMI سیستم فعلی رو رسما توضیح نداده و قصد هم نداره بده، ولی ظاهرا ماجرا اینطوریه: بانکی از سوال‌ها وجود داره که تعدادی از اون‌ها برای آزمون هر کسی انتخاب می‌شه. حالا الان تو اون بانک برای هر سوال یه پارامتری هم وجود داره که سختیش رو مشخص می‌کنه. امتیاز قبولی هر کس بسته به ترکیب سختی سوال‌هایی که به طور رندم براش انتخاب شده تعیین می‌شه. به همین خاطر امتیاز قبولی همه یه جور نیست و اگه احیانا سوال‌هاتون سخت باشن خیالتون راحته که با امتیاز کمتری قبول می‌شین و به عبارت دیگه ماجرا منصفانه‌تر می‌شه. امتیازهای قبولی ظاهرا بین ۶۰ تا ۶۵ (و از نظر بعضی ۶۰ تا ۶۸) قرار داره.

البته وقتی که آزمون تموم می‌شه امتیازتون اعلام نمی‌شه و فقط می‌فهمین که قبول شدین یا نه و این‌که تو هرکدوم از گروه‌های فرآیندی چه وضعیتی داشتین. یه شایعه‌ای که وجود داره اینه که باید تو هرکدوم از گروه‌ها هم حداقلی از امتیاز رو بگیرین تا قبول بشین. با این‌که نمی‌شه کاملا به این شایعه اطمینان داشت، ولی به هر حال خوبه که وضعیت خودتون رو تو تک تک گروه‌ها هم بسنجین و اگه تو یکی‌شون زیاد از حد پایین بودین تمرکز بیشتری روی یادگیری‌تون کنین تا ریسک رو حداقل کنین.

در آخر این‌که اگه فرض کنیم امتیاز قبولی تو حالت بدبینانه ۶۸٪ هست، باز هم به این معنی نیست که اگه تو آزمون‌های آزمایشی همون حدود امتیاز گرفتین راضی باشین؛ هم به خاطر این‌که بهتره حاشیه اطمینان داشته باشین و هم این‌که سوال‌های آزمون‌های آزمایشی تنوع کافی نداره و ممکنه بعد از مدتی مطالعه براتون آشنا بشن و ساده‌تر بتونین بهشون جواب بدین. به نظر من بهتره انقدر مطالعه کنین که بتونین امتیازی بین ۷۵ تا ۸۵ درصد بگیرین. خیلی هم به فکر امتیازهای بالاتر نباشین که خیلی امکان‌پذیر نیستن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

استفاده از اختصار در مدیریت پروژه

پنجشنبه گذشته تو کلاس مجازی رفع اشکال PMP بود و همینطور بر اساس تعدادی ایمیل که به تازگی دریافت کردم، متوجه نکته‌ای شدم: این‌که بعضی از کسایی که تو این حوزه دارن فعالیت می‌کنن و درباره مدیریت پروژه مطالعه می‌کنن خیلی اختصارهای عجیب و غریب استفاده می‌کنن. اکثر اختصارهایی که گفته می‌شد برای من آشنا نبود و تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که بر اساس موضوع حدس بزنم که این چه عبارتیه که بعد از مختصر شدن به این شکل در اومده.

توی PMBOK و PRINCE2 و تمام استانداردها و منابع معتبری که می‌شناسم به هیچ وجه از اختصار استفاده نمی‌کنن و اصولا این کار تو مدیریت پروژه توصیه نمی‌شه. علت اصلیش هم اینه که مدیریت پروژه حوزه‌ایه که باید با همه کسایی که تو پروژه‌ها کار می‌کنن سر و کار داشته باشه و باهاشون ارتباط برقرار کنه. برای این‌که بهتر بتونه باهاشون ارتباط برقرار کنه باید زبان ساده و موثری داشته باشه که همه بفهمنش و هم راحت‌تر بتونن ارتباط برقرار کنن و هم جبهه‌گیری نکنن.

اگه به PMBOK نگاه کنین می‌بینین که حتی اختصار خیلی رایجی مثل WBS رو هم ترجیح می‌ده کامل بنویسه و عملا فقط تو شکل‌ها و جاهایی مشابه اون که فضای کافی وجود نداره اون رو «WBS» می‌نویسه.

حالا من نمی‌دونم این گرایش به مختصر کردن عبارت‌ها از کجا ریشه گرفته، ولی به هر حال شدیدا به همتون توصیه می‌کنم که اختصار به کار نبرین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

دوره رفع اشکال آزمون PMP (جلسه رایگان)

خیلی وقت بود که تو فکر راه‌اندازی دوره‌ای برای رفع اشکال آزمون PMP بودم. شرکت‌کننده‌های این دوره سوال‌ها و اشکال‌های خودشون رو تو کلاس مطرح می‌کنن و دسته‌جمعی در موردش صحبت می‌کنیم. گذشته از اشکال‌هایی که یه نفر ممکنه داشته باشه، شنیدن مشکلات بقیه و جواب‌ها هم خیلی بهش کمک می‌کنه، چون ممکنه اون مشکل رو خودش هم داشته باشه و ازش بی‌خبر باشه. در کنار جواب دادن به سوال‌های شرکت‌کننده‌ها، تعدادی مسایل پیچیده که فکر می‌کنم ممکنه برای شرکت‌کننده‌ها مشکل ایجاد کنه هم مطرح می‌کنم تا اگه کرد، در موردش دسته‌جمعی صحبت کنیم.

تصمیم گرفتم که این دوره رو به جای کلاس فیزیکی در قالب کلاس مجازی برگزار کنم. کلاس مجازی محیطیه که همگی توش وارد می‌شیم، یه وایت‌برد داره و می‌تونیم صدای همدیگه رو هم بشنویم. این در واقع ابزاریه که برای برگزاری بخشی از دوره الکترونیکی PRINCE2 که در حال ساخته استفاده خواهد شد (همین الان می‌تونیم تو دوره PRINCE2 پیش ثبت‌نام کنین).

به هر حال، قبل از این‌که دوره رسما ارائه بشه لازمه که بعضی چیزها آزمایش بشه و کمبودهای احتمالی سیستم از بین بره. حتی باید مطمئن بشم که کلاس مجازی برای هدفی که داریم مناسبه. به همین خاطر تصمیم گرفتم که به جای کمک گرفتن از تسترها، این کار رو با کمک شرکت‌کننده‌های بالقوه انجام بدم و یه جلسه از دوره رفع اشکال برای آزمایش به طور رایگان برگزار می‌شه.

 

برای شرکت تو این دوره چنین نیازهایی دارین:

  • اینترنت با سرعت مناسب (حداقل ۱۲۸)
  • میکروفن

سیستم عامل و دستگاهی که باهاش کار می‌کنین قاعدتا نباید اهمیتی داشته باشه.

 

این جلسه پنجشنبه پیش رو، ۲۹ فروردین ۱۳۹۲، از ساعت ۲ تا ۳:۳۰ بعد از ظهر برگزار می‌شه.

اگه علاقه‌مند به شرکت تو این دوره هستین لطفا اطلاعات زیر رو برای من ایمیل کنین:

  • اسم
  • رشته تحصیلی
  • شغل
  • این‌که تا چه حد با PMBOK آشنا هستین، برای یادگیریش از چه منابعی تا حالا استفاده کردین، و این‌که قصد شرکت تو آزمون PMP رو در آینده نزدیک دارین یا نه (این توضیح‌ها هرچقدر کامل‌تر باشن بهتره)

 

البته تعداد افراد توی کلاس باید محدود باشه تا بشه اون رو به اندازه کافی تعاملی پیش برد؛ در نتیجه اگه تعداد علاقه‌مندها زیاد باشه متاسفانه ممکنه تو این جلسه نتونیم همگی رو دعوت کنیم.

 

پی‌نوشت: یه نکته‌ای رو فکر می‌کنم باید توضیح بدم؛ این‌که این دوره برای آموزش استاندارد یا آزمون نیست و اگه مطالعه قبلی نداشته باشین براتون مفید نخواهد بود. این دوره صرفا برای کسایی خوبه که مطالعه زیاد کردن و هنوز سوال‌هایی دارن، مشکلایی براشون حل نشده و می‌خوان ۱) موقع شرکت تو آزمون موفق‌تر باشن، یا ۲) استاندارد رو خیلی بهتر بشناسن، بدون این‌که قصد شرکت تو آزمون داشته باشن.

چون دوستان خیلی زیادی از جلسه رایگان استقبال کردن و متاسفانه نمی‌شه تعداد شرکت‌کننده‌ها خیلی زیاد باشه، عملا فقط درصد خیلی کمی می‌تونن «شرکت‌کننده» کلاس باشن. با این حال از بقیه دعوت می‌کنیم که اگه دوست داشتن به عنوان شنونده تو کلاس حاضر بشن؛ تعداد شنونده دیگه محدودیتی نداره.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار کتاب PMBOK 5 به زبان ساده

یکی از اولین کتاب‌هایی که به صورت ایبوک منتشر کرده بودم، راهنمایی ساده در مورد نسخه چهارم PMBOK بود، که عده زیادی اون رو تهیه کرده بودن. با توجه به این‌که هنوز عده‌ای در حال تهیه کتاب بودن، در حالی که نسخه جدید PMBOK منتشر شده، احساس کردم که بهتره نسخه به‌روز شده اون رو هم تهیه کنم.

کتاب PMBOK 5 به زبان ساده عملا نسخه به‌روز شده کتاب قبلیه و فرق خاصی نکرده، به جز مسایلی که به تغییرات این نسخه PMBOK مربوط می‌شده؛ که البته بخشی از اون تغییرها هم تو کتاب تاثیر خاصی ندارن، چون کتاب وارد خیلی از جزئیات نمی‌شه.

PMBOK 5

می‌تونین برای تهیه کتاب به اینجا مراجعه کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تغییر تعداد فرآیندهای PMBOK

به نظر شما تغییر تعداد فرآیندهای پم‌باک چه معنایی داره؟ یعنی کارهایی بوده که تو نسخه قبل از قلم افتاده بوده و الان اضافه شده؟

هر فرآیند مجموعه‌ای از اقدامات مدیریتیه؛ معمولا هر فرآیند چندین اقدام مختلف رو تو خودش جا داده. یعنی عملا می‌شه اینطوری گفت که فرآیندها راهی برای دسته‌بندی اقدامات مدیریتی هستن.

شیوه دسته‌بندی اقدامات تو نسخه‌های مختلف تغییر می‌کنه تا بعضی مفاهیم رو بهتر منتقل کنه و این تغییر تو دسته‌بندی اقدامات معمولا باعث کاهش یا افزایش تعداد فرآیندها می‌شه (بله، تعداد فرآیندهای نسخه چهارم کمتر از نسخه سوم بود). بنابر این باید بدونین که تغییر تعداد فرآیندها اصلا به معنی افزایش یا کاهش اقدامات مدیریتی نیست و معمولا فقط یه تغییر ساختاره.

به عنوان مثال تو نسخه پنجم پم‌باک فرآیند جدیدی داریم به اسم «برنامه‌ریزی مدیریت هزینه» که کارش تهیه برنامه مدیریت هزینه هست. اقدامات این فرآیند قبلا همگی تو فرآیند «تهیه برنامه مدیریت پروژه» تو حوزه یکپارچگی بودن و الان از اونها جدا شدن و تو فرآیند جداگانه‌ای قرار گرفتن. تو این مورد هدف این بوده که هرکدوم از برنامه‌های مدیریتی اصلی حوزه‌ها فرآیند مستقلی داشته باشن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تغییر تعریف مدیر پروژه در PMBOK

تعریف مدیر پروژه تو نسخه جدید PMBOK تغییری کرده که خیلی جالب و قابل توجهه.

مدیر پروژه تو نسخه چهارم اینطوری تعریف شده بود:

 

The project manager is the person assigned by the performing organization to achieve the project objectives

مدیر پروژه کسیه که از طرف سازمان انجام دهنده پروژه برای تحقق اهداف پروژه منصوب می‌شه.

 

و الان چنین تعریفی جای اون رو گرفته:

 

The project manager is the person assigned by the performing organization to lead the team that is responsible for achieving the project objectives

مدیر پروژه کسیه که از طرف سازمان انجام دهنده پروژه برای رهبری تیمی که مسئول تحقق اهداف پروژه هست منصوب می‌شه.

 

قبلا مدیر پروژه کسی بود که مسئول تحقق اهداف پروژه بود، یعنی تکمیل پروژه در قالب گستره، زمان، هزینه، کیفیت، و … مشخص شده. حالا این آدم تو پروژه‌هایی که خیلی کوچیک نباشن افرادی رو به کمک می‌گیره که اسمشون رو می‌ذاریم تیم مدیریت پروژه.

الان پم‌باک وزن بیشتری به تیم مدیریت پروژه می‌ده و ترجیح می‌ده به جای این‌که اقدامات مدیریت پروژه رو به عهده مدیر پروژه بذاره و بهش اجازه بده که اون‌ها رو به تیم منتقل کنه، اون‌ها رو مستقیما وظیفه تیم مدیریت پروژه می‌دونه و مدیر پروژه رو صرفا مسئول رهبری اون تیم معرفی می‌کنه. البته شکی نیست که اگه پروژه کوچیک باشه تیم مدیریت پروژه خلاصه می‌شه تو مدیر پروژه.

 

تعریف جدید خیلی بیشتر با انتظاری حرفه‌ای که از مدیر پروژه داریم سازگاره. مدیر پروژه کسیه که نه تنها وارد مسایل تکنیکی پروژه نمی‌شه، که حتی خودش رو مستقیما درگیز جزئیات مدیریت پروژه هم نمی‌کنه؛ مدیریت پروژه رو رهبری می‌کنه و بیشتری وقتش رو صرف ارتباطات می‌کنه. یادتونه که مدیر پروژه چقدر از زمانش رو باید صرف ارتباطات کنه؟ از نظر PMI جواب ۹۰ درصد هست.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

شرایط سابقه کار برای آزمون PMP

خیلی‌ها در مورد شرایط سابقه کاری که برای آزمون PMP لازم هست از من می‌پرسن، برای همین سعی می‌کنم یه جواب کامل برای همه بنویسم.

 

اول این‌که نیازی نیست سابقه کار بیمه‌ای باشه و از طریق تامین اجتماعی بشه تاییدش کرد. حتی لازم نیست که کار فول‌تایم باشه، کار پاره‌وقتی که در زمان دانشجویی انجام داده باشین هم در صورتی که بقیه شرایط رو داشته باشه پذیرفتنیه.

شرط اون سابقه کار، گذشته از مجموع ساعت‌ها، اینه که مرتبط با مدیریت پروژه باشه. نیازی نیست که مدیر پروژه بوده باشین، ولی باید تو تیم مدیریت پروژه فعالیت کرده باشین. مثلا کسایی که کارشناس کنترل پروژه بودن اصولا عضوی از تیم مدیریت پروژه به حساب میان. ولی مثلا اگه تو یه پروژه طراحی یا محاسب یا نقشه‌کش یا امثال اون‌ها بودین سابقه کاری نیست که PMI از شما می‌خواد. برای این‌که بدونین سابقه‌تون درست هست یا نه، به این فکر کنین که کاری که انجام دادین نزدیک به اون مباحثی که تو PMBOK توضیح داده شده هست یا نه. البته هستن کسایی که نوع کارشون مطابق اون شرایط نبوده و دروغ گفتن و چون مبنای PMI اعتماد به کساییه که قراره وارد این خانواده بشن مشکلی هم براشون پیش نیومده، ولی باید در نظر داشته باشین که از یه طرف کاری که انجام دادین غیر اخلاقی بوده و از طرف دیگه هم هر زمان، مثلا بیست سال دیگه، اگه مشخص بشه که چنین دروغی گفتین، عضویتتون تو PMI و تمام گواهی‌هایی که گرفتین باطل می‌شن.

 

علاوه بر این‌که لازمه کارتون تو حوزه مدیریت پروژه بوده باشه، قید دیگه اینه که باید تو هر پنج گروه فرآیندی PMBOK تجربه داشته باشین، هرکدوم با حداقل تعداد ساعتی مشخص. البته در مورد اون نگران نباشین، اگه دقت کنین متوجه می‌شین که تقریبا همه ما عملا تو هر پنج گروه کارهایی انجام دادیم.

 

در نهایت اثبات سابقه… سابقه، مدرک تحصیلی و تمام چیزهای دیگه‌ای که از شما می‌خوان رو بدون سند دریافت می‌کنن و در حالت معمولی هم می‌پذیرن. عده کمی (حدودا ده تا بیست درصد) از آدم‌ها رو به طور اتفاقی ممیزی می‌کنن، یعنی ازشون می‌خوان که سندهایی برای تمام ادعاهاشون ارائه کنن. به همین خاطر تمام چیزهایی که دارین می‌نویسین رو باید به این دید نگاه کنین که می‌تونین سندی براش ارائه کنین یا نه. مثلا اگه یه مدت جایی کار کردین و خیلی سخته که براش گواهی بگیرین و بدون اون سابقه کمبودی تو مقدار سابقه‌تون ندارین، بهتره که اصلا معرفیش نکنین. گواهی‌ای که باید ارائه کنین از طرف شرکتی که براش کار کردین نیست، از طرف شخصیه که مدیر شما بوده. اگه مدیری بالاتر از اون مدیر هم وجود داشته باشه (مثلا مدیر عامل) که شخصا شما رو بشناسه و بتونه تایید کنه که چه نوع کارهایی انجام دادین هم مشکلی نیست. نامه رو اون شخص به زبان انگلیسی تهیه می‌کنه (البته احتمالا شما باید تهیه کنین و بدین بخونه و اگه خواست اصلاح کنه) و امضا می‌کنه، همراه با ذکر شماره تلفن و آدرس ایمیل. بعد هم اون رو تو پاکت دربسته تحویل شما می‌ده. تمام پاکت‌ها رو دربسته تحویل می‌گیرین و همراه سایر مدارک می‌فرستین برای PMI (با DHL یا امثال اون‌ها). در آخر این‌که اگه به هیچکدوم از مدیرانی که داشتین دسترسی ندارین، می‌تونین گواهی رو از یکی از همکارانتون که شما رو خوب می‌شناخته بگیرین و به همون ترتیب قبلی عمل کنین، با این تبصره که تو یه نامه چاپ شده خیلی خلاصه توضیح می‌دین که به چه دلیل به اون مدیرها دسترسی ندارین (واقعا دسترسی ندارین، نه این‌که تنبلی می‌کنین) و به همین خاطر گواهی رو به این ترتیب دادین.

 

این تمام چیزهایی بود که به نظرم می‌رسید. هر ابهامی هم که داشتین می‌تونین به هندبوک آزمون PMP که از تو سایت PMI قابل دریافته مراجعه کنین، همه چیز رو به تفصیل توضیح داده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

آزمون PMP و PMBOK 5

کسایی که داشتن برای آزمون PMP آماده می‌شدن همگی نگرانن که آزمون از چه موقع مبتنی بر نسخه جدید PMBOK می‌شه و این روزها تبدیل شده به یکی از رایج‌ترین سوال‌ها.

آزمون PMP از اول آگوست ۲۰۱۳ مبتنی بر PMBOK 5 می‌شه؛ در نتیجه اگه قبل از اون امتحان بدین کاری به نسخه جدید نخواهید داشت. اگه تا الان زمان آزمون رو رزرو نکردین و اصرار دارین که با نسخه قبل امتحان بدین هرچه سریع‌تر وقت بگیرین، چون خیلی‌ها تو ماه‌های آخر می‌خوان امتحان بدن و ممکنه به راحتی نتونین وقت مناسبی پیدا کنین.

 

نکته دیگه هم اینه که الان که دیگه نسخه جدید رو کامل و با دقت خوندم می‌تونم خیالتون رو راحت کنم که تغییرات زیاد و قابل توجه نخواهند بود. در نتیجه اگه برای PMBOK 4 آماده شده باشین و بخواین امتحان جدید رو بدین مشکل چندانی پیدا نمی‌کنین. آزمون PMP مفهومیه، نه حفظی و مبتنی بر جزئیات.

 

نکته آخر هم اینه که بهتره نسخه جدید رو فقط PMBOK 5 اسم ببریم، نه چیزهای دیگه‌ای مثل PMBOK 2012، چون عنوان رسمیش اونه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

PMBOK ویرایش پنجم

خوب، ویرایش پنجم استاندارد PMBOK هم چند روزیه که منتشر شده.

PMBOK 5

تغییرهای اصلی این نسخه یکی اضافه شدن حوزه دانش جدید، مدیریت ذی‌نفعان پروژه هست و دومیش هم اشاره‌های زیاد به چهارچوب‌های چابک (Agile) هست. حالا به تدریج درباره تغییرات توضیح می‌دم. تا اون موقع می‌تونین مقاله‌ای که قبلا در مورد حوزه دانش جدید نوشته بودم رو اینجا بخونین:

 

PMBOK 5 and the New Knowledge Area

 

در مورد برنامه‌ای که برای کتاب‌های آینده دارم هم عده زیادی تا حالا ازم سوال کردن. همونطوری که خیلی‌هاتون می‌دونین، مدت زیادیه که دیگه کتابی ترجمه نکردم و همه کارهام تالیف بودن. دلیلش نقض نکردن حق نشر کتاب‌ها بوده و همین دلیل باعث می‌شه که پم‌باک ۵ رو هم ترجمه نکنم. با این حال برنامه‌م اینه که به جای اون کتاب راهنمای خیلی جامعی در موردش بنویسم که ترجمه قسمت‌ها مهم رو داشته باشه و توضیحات تفصیلی کاملی هم در مورد کل ماجرا بده.

احتمالا قبل از کتاب راهنمای جامع PMBOK 5 کتاب کوچیکی در مورد تغییرات پم‌باک تو این نسخه و مهاجرت از ۴ به ۵ بنویسم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

PM Tetris مجموعه بازی های مدیریت پروژه

به تازگی مجموعه‌ای از بازی‌های آنلاین مدیریت پروژه منتشر کردم…

PM Tetris Games

بازی‌ها این هفت‌تا هستن:

 

می‌تونین تو لینک‌های بالا آنلاین بازی کنین. من که خیلی کنجکاوم بدونم بالاترین امتیازها چقدر می‌شن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

چرخه حیات برنامه ریزی در PMBOK

یه مقاله با عنوان Planning Lifecycle in the PMBOK Guide تو اینجا نوشتم که پیشنهاد می‌کنم بخونینش.

Multi-phase planning diagram

 

این مطلب روند برنامه‌ریزی رو تو حالت پیش‌فرض، حالتی که پروژه چند فاز داره و همینطور حالتی که مجبوریم از rolling wave planning استفاده کنیم، بر اساس رویکرد پم‌باک، توضیح می‌ده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نسخه انگلیسی کتاب PMBOK به زبان ساده

چند وقت پیش قراردادی با انتشارات بریتانیایی ونتوس (bookboon) بسته بودم که براشون کتابی درباره استاندارد پم‌باک به زبان ساده تالیف کنم. این کتاب چند ساعت پیش به صورت الکترونیکی منتشر شد و اگه مایل باشین می‌تونین اون رو به رایگان از لینک زیر دریافت کنین:

image

Understanding the PMBOK Guide

 

اول قصد داشتم کتاب رو از ایبوک فارسی‌ای که قبلا با نام PMBOK به زبان ساده منتشر کرده بودم به انگلیسی برگردونم. با این حال بعد از تالیف اون کتاب ایده‌های جدیدی برای مفهومی‌تر کردن موضوع به ذهنم رسیده بود و به همین خاطر کتاب رو از اول نوشتم و فکر می‌کنم الان بیشتر از قبل به هدف اصلیم نزدیک شدم. هدف اصلی تو هر دو کتاب اینه که خواننده با ایده‌های محوری و گرایش و مفهوم استاندارد آشنا بشه، نه این‌که با حجم زیادی اطلاعات گسسته که به نظر خشک و حتی حفظ کردنی میان روبرو بشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

PMBOK نسخه ۵ و آزمون PMP

خیلی‌ها که در حال آماده شدن برای آزمون PMP بودن نگرانن که با اومدن نسخه پنجم استاندارد پم‌باک چه اتفاقی برای آزمون می‌افته.

نسخه نهایی پم‌باک ۵ قراره که در آخر سال ۲۰۱۲ ارائه بشه و بعد از اون هم کمی بیشتر از ۶ ماه طول می‌کشه که آزمون PMP تغییر کنه. در نتیجه اگه می‌خواین قبل از نیمه سال ۲۰۱۳ امتحان بدین، نیازی نیست که کاری به نسخه پنجم داشته باشین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

پایان بررسی نظرات در مورد نسخه پنجم PMBOK

دیروز ایمیلی از PMI دریافت کردم که گفته بود بررسی نظراتی که در مورد پیش‌نویس نسخه پنجم پم‌باک داده شده بود تموم شده. الان تصمیم‌هایی که به ازای هرکدوم از نظرات گرفته شده برای افراد فرستاده شده و یه مدتی هم وقت هست که اگه کسی خواست اعتراض بده.

نظرهایی که من داده بودم هم اکثرا با کمی تا قسمتی تغییر اعمال شده بودن (البته دوتاشون هم رد شده بودن)، ولی آیتمی که برام از همه مهم‌تر بود به نسخه بعدی موکول شده. ظاهرا به نظرشون اعمال کردنش نیاز به تغییرات عمده‌ای داره. موردی که می‌گم در مورد فرآیند Develop Schedule هست که به نظر من منطقیه که به جای Schedule روی Schedule Model متمرکز بشه و علاوه بر تغییر توضیحات فرآیند، اسمش هم به Develop Schedule Model تبدیل بشه. این تغییر با تمایزی که PMI بین زمان‌بندی و مدل زمان‌بندی قایله و تمایز خیلی کاربردی و مهمی هم هست مطابقه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

منابع یادگیری اسرام

خوب، یکی از تغییرات نسخه پنجم پم‌باک اینه که خیلی درباره سیستم‌های Agile (چابک) صحبت می‌کنه. البته به نظر من شیوه برخورد استاندارد با ماجرای مدیریت پروژه چابک یه مقدار شتابزده‌س.

به هر حال. مدت‌های اخیر زیاد پیش اومده که از من درباره منابع یادگیری سیستم‌های چابک بپرسن؛ من هم همیشه یکی از منابعی که معرفی می‌کنم، راهنمایی ساده برای اسکرامه. اسکرام رایج‌ترین سبک چابکه.

 

ایبوک رایگان Scrum and XP from the Trenches، نوشته Henrik Kniberg

یا ترجمه رایگان فارسیش، اسکرام و اکس پی ساده شده، ترجمه اسد صفری

 

نسخه چاپی کتاب فارسی هم به تازگی منتشر شده.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار پیش نویس نسخه پنجم PMBOK

امروز ظهر پیش‌نویس نسخه پنجم استاندارد مدیریت پروژه PMBOK منتشر شد.

از این مرحله به بعد نظر افراد گردآوری می‌شه و بعد از اون ویرایش نهایی نسخه پنجم در پایان سال ۲۰۱۲ میلادی منتشر می‌شه.

 

تغییرات نسخه پنجم

تغییرات این نسخه نه خیلی زیاد بود و نه خیلی کم. مهم‌ترین ماجرا اینه که حوزه‌های دانش از ۹ حوزه به ۱۰ حوزه تبدیل شدن. حوزه جدید «مدیریت ذی‌نفعان پروژه» است.

اگه با پم‌باک آشنا باشین می‌دونین مدیریت ذی‌نفعان قبلا هم وجود داشت و زیرمجموعه‌ای از مدیریت ارتباطات بود. تو این نسخه استاندارد هم مدیریت ارتباطات و هم مدیریت ذی‌نفعان کمی تفصیلی‌تر شدن و هم این‌که از هم جدا شدن.

 

در مورد اکثر تغییرات این نسخه باید در نظر داشته باشین که مطلب جدیدی اضافه نشده، بلکه عمدتا ساختار عوض شده. قبلا ۴۲ فرآیند وجود داشت که انواعی از کارها و مهارت‌ها رو تو خودشون جا داده بودن. این مهارت‌ها و کارها الان با کمی تغییر در قالب ۴۷ فرآیند ارائه شده.

 

 

نسخه چهارم

نسخه پنجم

فرآیندها

۴۲

۴۷

گروه‌های فرآیندی

۵

۵

حوزه‌های دانش

۹

۱۰

 

اگه کتاب پم‌باک به زبان ساده رو خونده باشین، دیدین که تاکید زیادی روی تفکیک برنامه‌ریزی به دو سرفصل برنامه‌ریزی مدیریتی و برنامه‌ریزی کاری داشتم. برنامه‌ریزی مدیریتی شیوه برنامه‌ریزی کاری و شیوه کنترل کارها رو مشخص می‌کنه.

تو پم‌باک ۱۲ برنامه مدیریتی وجود داره که در نهایت همراه با برنامه‌های کاری تو سند یکپارچه‌ای به اسم برنامه مدیریت پروژه جمع می‌شن. ۹ برنامه از این ۱۲ برنامه برای مدیریت حوزه‌های ۹ گانه مدیریت پروژه هستن و سه‌تای اون‌ها برای زیرمجموعه‌هایی مهم از حوزه‌ها. در هر حال، نکته‌ای که وجود داشت این بود که حدودا نیمی از حوزه‌های مدیریت پروژه فرآیندی برای تهیه برنامه مدیریتی داشتن و نیمی دیگه نداشتن. برنامه‌های مدیریتی حوزه‌هایی که فرآیندی برای تهیه برنامه مدیریتی نداشتن تو فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه انجام می‌شد.

این ماجرا همیشه برای من عجیب بود که چرا به این شکل به برنامه‌های مدیریتی کم‌توجهی شده. خوشبختانه این ماجرا تو نسخه جدید عوض شده و الان تمام حوزه‌ها فرآیندی برای تهیه برنامه مدیریتی اون حوزه دارن.

 

همونطوری که می‌دونین نسخه چهارم پم‌باک ۴۲ فرآیند داره که اون‌ها رو به دو شکل دسته‌بندی کرده با بهتر قابل فهم باشن. یه دسته‌بندی گروه‌های فرآیندی و دسته‌بندی دیگه حوزه‌های دانشه. یه چیزی که تو نسخه چهارم زیاد جالب نبود، اینه که یک بار تمام فرآیندها رو در قالب گروه‌های فرآیندی توضیح می‌ده و بار دیگه با تفصیل بیشتر تو حوزه‌های دانش؛ این دو گروه توضیح خیلی با هم همپوشانی داشتن. توضیح‌های گروه اول تو نسخه پنجم حذف شدن و فرآیندها عملا فقط تو حوزه‌های دانش توضیح داده می‌شن. تو قسمت گروه‌های فرآیندی فقط کلیاتی در مورد گروه‌ها توضیح داده می‌شه. البته توضیح‌های فعلی به نظر من خیلی کمه و می‌شه خیلی بیشتر از این در مورد کلیات گروه‌های فرآیندی توضیح داد.

 

تو این نسخه به جنبه‌های سازمانی پروژه و جایگاه مدیر پروژه در سازمان بیشتر توجه شده و مطالب بیشتری در این مورد وجود داره.

بحث چرخه حیات پروژه هم یه مقدار گسترده‌تر شده و توش نشانه‌هایی از سیستم‌های Agile هم به چشم می‌خوره، هرچند که جاهای دیگه بسط داده نمی‌شن.

 

یه نکته جالب اینه که تفاوت پروژه و عملیات و سیستم‌های مدیریتی اون‌ها هم مفصل‌تر از قبل شدن، که خیلی بحث مفیدیه به نظر من.

 

تغییرات عمده این‌ها بودن. اسم بعضی فرآیندها هم تغییرات مختصری کرده که به نظر من همه مثبت بودن و بهتر از قبل شدن.

 

مهم‌ترین ماجرایی که پیگیرم تا تو این نسخه در نظر گرفته بشه اینه که تمایز زمان‌بندی و مدل زمان‌بندی به شیوه بهتر و کاربردی‌تری تو حوزه مدیریت زمان لحاظ بشه. PMI این تمایز رو به رسمیت می‌شناسه و خیلی از توصیه‌های استاندارد زمان‌بندیش هم بر همین اساس شکل گرفته، ولی تو PMBOK به اندازه کافی مشهود نیست. مثلا فرآیندی که اسمش Develop Schedule هست اصولا باید Develop Schedule Model باشه و بعد جای دیگه‌ای فرآیند یا زیرفرآیندی برای استخراج زمان‌بندی‌ها از مدل زمان‌بندی در نظر گرفته بشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نسخه پنجم PMBOK تا یک سال دیگر

ظاهرا فعالیت جدی و برنامه‌ریزی شده تیم PMI برای تهیه نسخه جدید (پنجم) استاندارد پم‌باک شروع شده. احتمالا پیش‌نویسش تا اواسط سال ۱۰۱۲ و نسخه نهاییش تا آخر سال ۲۰۱۲ منتشر می‌شه.

صحبت‌های فعلی درباره اینه که احتمالا نوع و تعداد فرآیندها تغییر چندانی نمی‌کنه و احتمالا گرایش‌های مدرن مثل سیستم‌های Agile هم تا حدی وارد استاندارد می‌شن.

این دومی خودش خبر جالبیه؛ پم‌باک بهترین نمود سیستم‌های مدیریت پروژه کلاسیکه که در مقابل شیوه‌های جدید (چابک، اجایل) قرار می‌گیره. من همیشه این ایده رو داشتم که باید سنتزی بین این دو نوع سیستم به وجود بیاد. حالا خیلی‌ها امیدوارن که این سنتز به صورت تدریجی و قدم به قدم تو استاندارد پم‌باک انجام بشه.

 

الان یکی از اهداف بزرگ من اینه که بتونم تیم مرکزی بازنگری رو قانع کنم که سهم بالاتری به تمایز زمان‌بندی و مدل زمان‌بندی بدن. به عنوان مثال فرآیندی که الان اسمش «تهیه زمان‌بندی» هست، اصولا باید «تهیه مدل زمان‌بندی» باشه و این تمایز باید تو متن راهنمای اون فرآیند هم منعکس بشه.

در هر حال، امیدوارم نسخه بعدی استاندارد تو این حوزه قوی‌تر بشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

معرفی استاندارد PMBOK

یه مطلب خیلی کوتاه برای معرفی استاندارد پم‌باک نوشتم که گفتم برای استفاده خواننده‌های سایت اینجا هم بذارمش. این هم مطلب:

 

پم‌باک معروف‌ترین استاندارد جهانی در مدیریت پروژه است و رایج‌ترین معیار برای شکل‌دهی و ارزیابی سیستم‌های مدیریت پروژه به شمار می‌رود. بسیاری از رایج‌ترین تعاریف، اصطلاح‌ها و طبقه‌بندی‌هایی که امروزه در مدیریت پروژه به کار می‌روند از این استاندارد برداشت شده‌اند. به عبارت دیگر، پم‌باک زبان مشترکی جهانی در مدیریت پروژه است.
عبارت پم‌باک (PMBOK) مخفف Project Management Body Of Knowledge است و در فارسی به گستره دانش مدیریت پروژه، پیکره دانش مدیریت پروژه یا به صورت ساده‌تر به دانش مدیریت پروژه ترجمه شده است. منظور از Body Of Knowledge مجموعه‌ای جامع از اطلاعات و مهارت‌هاست که یک حرفه را شکل می‌دهند.


تاریخچه

پم‌باک را موسسه‌ای بین‌المللی و غیر انتفاعی با نام موسسه مدیریت پروژه (PMI) تدوین کرده است. این استاندارد با تلاش گروه بسیار بزرگی از دست‌اندرکاران مدیریت پروژه گردآوری شده و مبنای تدوین آن نیز الگوهای موفق و تجربه‌های این اشخاص بوده است و نه تئوری محض.
اولین پیش‌نویس استاندارد در سال ۱۹۸۷ تهیه شد و نسخه‌های مختلف آن در سال‌های بعد منتشر شدند. آخرین نسخه آن، یعنی نسخه ۴، در اواخر سال ۲۰۰۸ منتشر گردید.


محتوای استاندارد

استاندارد پم‌باک ۴۲ فرآیند برای مدیریت پروژه معرفی می‌کند. ۴۲ نوع کاری که برای مدیریت هر نوع پروژه‌ای کافی است. در پم‌باک و اکثر استانداردهای دیگر، مدیریت پروژه از جنبه‌های تخصصی پروژه جدا می‌شوند، زیرا الگوی موفق این است که مدیر پروژه خود را درگیر مسایل تخصصی پروژه نکند. به خاطر این انتزاع، امکان شکل دادن به چهارچوبی کلی که برای هر نوع پروژه قابل استفاده باشد به وجود می‌آید.
برخی از فرآیندها اختیاری و اکثر آن‌ها اجباری هستند. تیم مدیریت پروژه باید فرآیندهایی که برای پروژه لازم هستند را در ابتدای کار مشخص کند و تعیین کند که هرکدام از آن فرآیندها به چه ترتیب در پروژه اجرا خواهند شد. در پم‌باک راهنمایی‌های زیادی در مورد هر فرآیند وجود دارد، ولی این راهنمایی‌ها برای عملیاتی ساختن آن‌ها کافی نیست و به همین خاطر شکل دادن به یک سیستم مدیریت پروژه کامل نیاز به تجربه و دانشی تکمیلی دارد که انتظار می‌رود در تیم مدیریت پروژه وجود داشته باشد.
۴۲ فرآیند مدیریت پروژه پم‌باک به دو شکل دسته‌بندی می‌شوند تا درک آن‌ها برای مخاطب ساده‌تر باشد. یک دسته‌بندی بر اساس گروه‌های فرآیندی و دسته‌بندی دیگر بر اساس حوزه‌های دانش است.


گروه‌های فرآیندی

گروه‌های فرآیندی، فرآیندهای پم‌باک را بر اساس توالی مفهومی آن‌ها دسته‌بندی می‌کنند. در پم‌باک ۵ گروه فرآیندی وجود دارد:
گروه فرآیندی آغازش، که برخی کارهای اولیه که برای شروع پروژه لازم هستند را انجام می‌دهد.

  • گروه فرآیندی برنامه‌ریزی، که برنامه‌ریزی پروژه را به عهده دارد.
  • گروه فرآیندی اجرا، که اجرای برنامه‌های پروژه را به عهده دارد.
  • گروه فرآیندی نظارت و کنترل، که مطابقت اجرا و برنامه را ارزیابی می‌کند.
  • گروه فرآیندی خاتمه، که برخی کارهای پایانی پروژه را انجام می‌دهد.

پس از آغازش پروژه، برنامه‌ریزی آغاز می‌شود. فقط بعد از این‌که برنامه‌ریزی اولیه پایان یابد می‌توان اجرای پروژه را شروع کرد. برنامه‌ریزی پروژه همچنان به کار خود ادامه می‌دهد تا همراه با اجرای پروژه دایما برنامه‌ها را بازنگری، اصلاح و تدقیق کند. گروه فرآیندی نظارت و کنترل همزمان با برنامه‌ریزی و اجرا کار می‌کند و وظیفه اصلی آن ارزیابی مطابقت اجرا و برنامه‌ریزی و پیشنهاد دادن اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه است. در نهایت پس از این‌که کارهای پروژه تمام شوند، تعدادی فرآیند برای خاتمه دادن به پروژه و تحویل رسمی آن انجام می‌شود.
اگر پروژه به چند فاز تقسیم شده باشد، تمام گروه‌های فرآیندی برای تک تک فازها تکرار می‌شوند.
هیچکدام از گروه‌های فرآیندی را نمی‌توان حذف کرد.

 

حوزه‌های دانش

دومین دسته‌بندی فرآیندها بر اساس حوزه‌های دانش است. حوزه‌های دانش فرآیندها را بر اساس نوع مهاتی که نیاز دارند تقسیم می‌کنند.

حوزه‌های دانش پم‌باک از این قرارند:

  • حوزه دانش مدیریت یکپارچگی پروژه
  • حوزه دانش مدیریت گستره پروژه
  • حوزه دانش مدیریت زمان پروژه
  • حوزه دانش مدیریت هزینه پروژه
  • حوزه دانش مدیریت کیفیت پروژه
  • حوزه دانش مدیریت منابع انسانی پروژه
  • حوزه دانش مدیریت ارتباطات پروژه
  • حوزه دانش مدیریت ریسک پروژه
  • حوزه دانش مدیریت تدارکات پروژه

در هر حوزه یکی از موضوعات مدیریت پروژه مدیریت می‌شوند. به عنوان مثال در حوزه مدیریت زمان شیوه مدیریت زمان مشخص می‌شود (شیوه برنامه‌ریزی، ارزیابی، گزارش‌دهی و ...)، برنامه زمان‌بندی تهیه می‌شود، وضعیت زمانی واقعی و برنامه‌ریزی شده پروژه مقایسه می‌شوند، در صورت وجود انحراف اقدامات اصلاحی و پیش‌گیرانه پیشنهاد می‌شوند و ...

این مطلب تحت مجوز مستندات آزاد گنو منتشر شده است.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار کتاب الکترونیکی PMBOK به زبان ساده

کتاب جدیدم، PMBOK به زبان ساده، منتشر شد.

image

کتاب کم حجمیه درباره استاندارد مدیریت پروژه پم‌باک، که مفاهیم و کلیات استاندارد رو به سادگی توضیح می‌ده. کتاب رو بر اساس بازخوردهایی که از خواننده‌های کتاب‌های قبلیم دریافت کردم و برای کسایی نوشتم که می‌خوان سریع و ساده با استاندارد آشنا بشن و کتاب‌های حجیمی که وارد تمام جزئیات می‌شن براشون جذاب نیست. البته من امیدوارم که با خوندن این کتاب علاقه‌مند به مطالعه بیشتر و حتی گرفتن مدرک PMP بشن. ولی در هر حال، کسایی که می‌خوان فقط بفهمن که کل ماجرای پم‌باک که روز به روز داره بیشتر سر زبون‌ها می‌افته چیه، جواب تمام سوال‌هاشون رو همونجا می‌گیرن.
همراه کتاب یه آزمون آنلاین هم هست. آزمون به زبان فارسیه، ۶۳ سوال داره و ۸۰ دقیقه زمان برای پاسخ‌گویی. می‌تونین بعد از مطالعه کتاب تو آزمون شرکت کنین و دانشی که به دست آوردین رو ارزیابی کنین. میزان سختی سوال‌های آزمون مشابه آزمون PMP هست، ولی فقط درباره کلیات استاندارد و مطابق با موضوعات کتابه. نمره قبولی آزمون PMP قبلا ۶۱ درصد بود (الان ماجرای شیوه قبولی یه مقدار پیچیده شده) و این آزمون رو هم طوری طراحی کردم که حد مناسب نمره همون ۶۱ درصد باشه. در نتیجه، اگه نمره بالاتر از ۶۱ درصد گرفتین، خیالتون راحت باشه.


کتاب ۱۵۷ صفحه‌س و قیمتش ۵ هزار تومن. می‌تونین اون رو از این آدرس آنلاین خریداری و بلافاصله نسخه PDF رو دریافت کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

از دیگران یاد بگیریم

از زمانی که استانداردهای مدیریت پروژه مثل PMBOK سر زبون‌ها افتادن، ارتباط بیشتری بین برنامه‌ریزی و کنترل پروژه از یه طرف و مدیریت پروژه از طرف دیگه به وجود اومده و کارشناسای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه اطلاعات خیلی بیشتری در مورد مدیریت پروژه به دست آوردن.

مشکلی که من دارم تو این مسئله می‌بینم، اینه که هرکس یه مقدار در مورد مدیریت پروژه مطالعه می‌کنه شروع می‌کنه به ایراد گرفتن از کارها و تصمیم‌های هر مدیر پروژه‌ای که می‌بینه. این درسته؟ نه. همیشه این گفته یادتون باشه:

 

Little Knowledge is a dangerous thing

 

اطلاعاتی که می‌شه با خوندن کتاب‌ها به دست آورد، اطلاعاتی انتزاعیه، یعنی هر مسئله‌ای رو تو شرایط انتزاعی و با تعداد پارامتر خیلی کم می‌سنجه. این در حالیه که کار واقعی مدیریت پروژه کاملا کانکریته و تعداد پارامترهای موثر در هر تصمیم‌گیری بسیار زیاد هستن.

شکی نیست که هر مدیر پروژه‌ای که پیدا کنین اشتباه‌های زیادی مرتکب می‌شه، ولی تا وقتی که این ماجرا به صورت یه اصل تو ذهنتون باشه، عملا خودتون رو از یکی از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری محروم کردین. روی دیگه سکه اینه که هرکدوم از اون‌ها مهارت‌های بالایی دارن و تصمیم‌گیری‌های خیلی خوبی هم می‌کنن که می‌تونه برای شما آموزنده باشه. دقت در کارها و تصمیم‌های مدیر پروژه‌هایی که در اطراف خودتون دارین و تجزیه و تحلیل اون‌ها «با توجه به توصیه‌ها، الگوها و استانداردها» می‌تونه خیلی چیزها بهتون یاد بده. به عنوان مثال اگه از این ابزار یادگیری استفاده کرده باشین، قبولی تو آزمون PMP براتون به مراتب راحت‌تر می‌شه.

 

ماجرای اصلی اینه که وقتی می‌شه چیزی رو فهمید، که از ابتدا نوعی باور ضعیف به درستیش وجود داشته باشه. یعنی وقتی می‌بینین کسی تصمیمی گرفت، اگه باور اولیه‌ای داشته باشین که تصمیمش درسته و شروع کنین به تحلیلش، هم می‌تونین مسئله رو خوب بفهمین و هم این‌که در نهایت برسین به نقطه‌ای که بتونین با پشتوانه ادعا کنین که درسته یا غلط. این باور اولیه به طور ناخودآگاه تو ذهن آدم وجود داره؛ ولی اگه با این اصل جلو برین که هرکاری که هرکسی می‌کنه نادرسته، چون مثلا نمی‌دونن استاندارد پم‌باک چیه و شما می‌دونین، باور اولیه به وجود نمیاد، در نتیجه نمی‌تونین اتفاقی که افتاده رو به طور کامل و درست درک و تحلیل کنین و بلافاصله هم به جواب نهایی می‌رسین که متهم کردن اون آدمه. جواب شما تو هیچکدوم از این دو حالت ارزش خاصی نداره، چیزی که ارزش داره درک و تحلیل مسئله‌س که باعث افزایش دانش شما می‌شه و قضاوت اولیه جلوی اون رو می‌گیره.

 

بنابراین توصیه من اینه: به دانشی که فکر می‌کنین دارین مغرور نشین و اتفاقات رو بدون پیش‌داوری درک و تحلیل کنین، تا بیشترین استفاده رو ازشون ببرین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

چی به سر پروژه برج بابل اومد؟

به نظر شما مدیر پروژه باید وقتش رو بیشتر از هر چیز صرف چه کاری کنه؟

پم‌باک تاکید می‌کنه که بیشترین وقت مدیر پروژه باید صرف ارتباطات بشه. تو آزمون PMP سوال‌هایی هست که گزینه درستش اینه: 90% زمان مدیر پروژه باید صرف ارتباطات بشه.

تمام مدیر پروژه‌های موفقی که پا به سن گذاشتن هم این مسئله رو تایید می‌کنن. ولی متاسفانه خیلی‌ها اینطور نیستن. چرا؟ به خاطر این‌که مجبورن وقتشون رو صرف کارهای دیگه بکنن. تکلیف چیه؟ خیلی مشخصه، باید برای انجام اون کارها راه حل‌ها یا افراد دیگه‌ای رو پیدا کنن و وقتشون رو بذارن برای اون کارهایی که واقعا وظیفه مدیر پروژه‌س. من که به جرات می‌تونم ادعا کنم که بیشتر از 70% زمان مدیر پروژه‌هایی که تا حالا دیدم (به جز بعض استثناها) صرف کارهایی می‌شه که اصلا تو حوزه مدیریت پروژه نیست. باید بپذیریم که خیلی‌ها هنوز مفهوم درست مدیریت پروژه رو نمی‌دونن.

چند روز پیش داشتم یه کتاب صوتی در مورد زبان‌شناسی گوش می‌دادم. یه افسانه قدیمی در مورد برج بابل هست. گروهی از بابلی‌ها مشغول ساختن برج بلندی شدن که اون‌ها رو به آسمان‌ها (محل خدایان) می‌رسوند. خدایان ترسیدن و تصمیم گرفتن کاری کنن که پروژه اون‌ها شکست بخوره. بهترین راه حلی که به نظرشون رسید این بود: کاری کردن که اون مردم که قبلا همگی به یک زبون حرف می‌زدن، هرکدوم زبان متفاوتی پیدا کردن.

در واقع اتفاقی که تو این افسانه می‌افته اینه که ارتباطات پروژه به شدت تضعیف می‌شه و نتیجه این می‌شه که پروژه به سرعت شکست می‌خوره.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تفاوت‌های مدیریت پروژه در متودولوژی‌ها

وقتی آدم می‌تونه مفهوم یه روش مدیریت پروژه، مثلا پم‌باک، رو خوب بفهمه، که اون رو با روش‌های دیگه مقایسه کنه. به نظر من می‌شه جنبه‌های مدیریتی مطرح شده تو استانداردها رو به سه حوزه تقسیم کرد:

  • مدیریت چهارچوب‌های مدیریت پروژه
  • مدیریت کلان پروژه
  • مدیریت تفیصلی پروژه

 

مثلا یکی از کارهایی که باید تو پم‌باک انجام بدیم، اینه که فرآیندهایی که قراره تو پروژه به کار برن و شکل به کار رفتنشون رو مشخص کنیم. این می‌شه چیزی که بهش گفتم “مدیریت چهارچوب‌های مدیریت پروژه”.

حالا این سه جنبه مدیریتی اگه بخوایم تو پم‌باک، پرینس2 و اسکرام مقایسه کنیم، مسئولیت‌های مدیریتی مدیر پروژه (یا اسکرام مستر) تو سیستم‌های مختلف عملا به این شکله:

 

 

پم‌باک

پرینس2

اسکرام

مدیریت چهارچوب‌ها

+

+

+

مدیریت کلان

+

+

-

مدیریت تفصیلی

+

-

-

 

 

با این توضیح که هم پم‌باک اجازه می‌ده که مدیریت تفصیلی به عهده مدیر پروژه نباشه و هم پرینس2 اجازه می‌ده که مدیر پروژه مدیریت تفصیلی رو به عهده بگیره؛ چیزی که تو جدول نوشتم گرایش پیش‌فرض هرکدوم از این استانداردها و چیزیه که مخاطب رو به اون سمت هدایت می‌کنن.

این تفاوت‌ها خیلی جالبن. تو پم‌باک مدیر پروژه عملا در مورد تمام برنامه‌ریزی‌ها مسئوله و برنامه‌ریزی تو این استاندارد همیشه تفصیلیه، مگر این‌که امکانش نباشه. مثال ریتا رو همیشه خیلی می‌پسندم. اگه تو دفتر پروژه نشستین و دفتر آتیش بگیره، اولین کاری که می‌کنین چیه؟

گرایش پم‌باک اینه که چنین جوابی بدیم: به برنامه مدیریت پروژه مراجعه می‌کنیم که ببینیم برای چنین وضعیتی چه چیزی پیش‌بینی کرده.

 

پرینس2 اینطوری نیست. پرینس2 تشویق می‌کنه که مدیریت پروژه در سه سطح انجام بشه. سطح مدیریت ارشد، که پروژه رو هدایت می‌کنه، به این معنی که تصمیم‌گیری‌های خیلی کلی رو انجام می‌ده، سطح مدیر پروژه که پروژه رو به تعبیر پرینس2 مدیریت می‌کنه، یعنی برنامه‌ریزی‌های کلان (در حد ریزترین تحویل‌شدنی‌های ممکن، و نه در حد فعالیت‌ها) و در نهایت سطح سرپرست‌های اجرایی، که برنامه‌ریزی‌های کاملا تفصیلی رو بر اساس برنامه‌های کلانی که مدیر پروژه بهشون می‌ده تهیه می‌کنن و کار رو پیش می‌برن. اگه یه سرپرست اجرایی به مشکلی بربخوره، باید اول میزان اهمیت مشکل رو برآورد کنه. اگه تو سطح رواداری خودش باشه، نباید اون رو به مدیر پروژه منعکس کنه (چون وقتش هدر می‌ره) و باید شخصا مسئله رو حل کنه. در غیر این صورت مسئله رو ارجاع می‌ده به مدیر پروژه. مدیر پروژه هم مسئله رو حل می‌کنه، مگر این‌که از سطح رواداری خودش بالاتر باشه و لازم باشه که اون رو به مدیران ارشد ارجاع بده.

به این ترتیب مدیریت تفصیلی پروژه تو پرینس2 به عهده سرپرست‌های اجراییه، نه مدیر پروژه. البته راه‌هایی رو باقی می‌ذاره که اگه لازم بود کل مدیریت به عهده مدیر پروژه باشه.

 

تو اسکرام نقشی به نام اسکرام مستر هست که تا حدی مشابه مدیر پروژه‌س. شاید زیاد هم شبیه نباشه، ولی به راحتی می شه ادعا کرد که نزدیک‌ترین نقش به مدیر پروژه‌س. اگه پم‌باک بیشترین اختیارات مدیریتی رو به مدیر پروژه می‌ده، اسکرام برعکسه و عملا کمترین اختیارات مدیریتی رو به اون می‌ده (پرینس2 هم حد وسطه). تو این سیستم اسکرام مستر فقط استقرار چهارچوب مدیریت پروژه رو مدیریت می‌کنه، مدیریت کلان و تفصیلی کارها به عهده تیم پروژه‌س. اسکرام مستر بیشتر رهبر و مربیه تا مدیر و کارش بیشتر هماهنگ کردن آدم‌ها با همدیگه، حل کردن مشکلاتشون و به عبارت ساده فراهم کردن بستریه که آدم‌ها بتونن علاوه بر انجام دادن کارها، خودشون اون‌ها رو مدیریت هم بکنن.

/td
نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

چقدر کار می‌کنید؟

به نظر شما اگه بخواین موفق باشین باید چقدر کار کنین؟ مثلا چند ساعت در روز؟ چند ساعت در ماه؟

جواب ساده‌س، این ماجرا ربطی به موفقیت نداره!

هیچ اهمیتی نداره که چقدر کار می‌کنیم، مهم اینه که چقدر محصول می‌گیریم. زیاد شدن محصول وابسته به زیاد کار کردن نیست، وابسته به مفید کار کردنه. جالب اینه که خیلی وقت‌ها وقتی زیادتر کار می‌کنیم، کارمون کمتر مفید می‌شه.

 

یکی از استانداردهای مدیریت پروژه PRINCE2 هست، که من خیلی هم می‌پسندمش و حتی اعتقاد دارم که پم‌باک اگه با PRINCE2 ترکیب نشه، چندان چیز جالبی نیست (ترکیب این دوتا استاندارد خودش مقوله خیلی مهم و بحث‌برانگیزیه).

در هر حال. پرینس2 بر اساس 7 اصل شکل گرفته و یکی از اون‌ها اینه: تمرکز بر محصول.

 

تو متن استاندارد چنین جمله‌ای رو می‌بینیم:

 

A successful project is output-oriented not activity-oriented

 

بله، پروژه موفق اونیه که بر خروجی‌هاش متمرکز باشه، نه بر کارهاش. کار ابزاره، خروجی (محصول) هدفه. کار رو می‌شه دایما تغییر داد، ولی محصول سرجاش باقی می‌مونه. اگه محصول همیشه  تو ذهنمون نباشه و به کارهامون جهت نده، کارهایی که می‌کنیم هدر می‌رن. صرفا این‌که چقدر کار کردیم اهمیتی نداره، مهم اینه که چقدر به محصول‌هامون نزدیک شدیم.

 

تا حالا شده کاری برای جایی انجام بدین و سر حق‌الزحمه‌تون به مشکل بربخورین؟

من این رو تا حالا زیاد شنیدم: مگه شما مجموعا چند ساعت برای ما کار کردین؟

چه اهمیتی داره؟ چرا نمی‌پرسین که: مگه شما مجموعا چه خروجی‌هایی برای ما تولید کردین؟

چه فرقی داره که خروجی‌های من تو 300 ساعت تولید شده باشن یا تو 3 ساعت؟ من که زمانم رو به شما نمی‌فروشم، تخصصم رو می‌فروشم.

 

مشکل فقط اینجا نیست، تو ارتباط آدم‌ها با خودشون هم هست. طرف با خودش فکر می‌کنه که “من که دارم روزی 12 ساعت و 7 روز تو هفته کار می‌کنم، پس چرا باید وضعم اینطوری باشه؟”. خوب چه اهمیتی داره که چقدر کار می‌کنی؟

 

پیشنهاد من اینه: هروقت خیلی زیاد کار کردین و خیلی خسته شدین، به این فکر کنین که دارین بی‌راهه می‌رین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

برنامه‌های مدیریتی در PMBOK

این مدت مشغول نوشتن کتابی ساده درباره پم‌باک بودم؛ کتابی که مطالب رو خیلی ساده توضیح می‌ده و اصرار هم داشتم که زیر 150 صفحه باشه تا خوندنش برای همه راحت باشه. کتاب داره تموم می‌شه و الان می‌خوام آخرین مطلبی که بهش اضافه کردم رو اینجا بنویسم، چون فکر می‌کنم به درد خیلی‌ها می‌خوره.

 

تو پم‌باک دو جور برنامه هست:

  • برنامه‌های مدیریتی (management plans)
  • برنامه‌های کاری

 

این دوتا با هم خیلی فرق می‌کنن. برنامه‌های مدیریتی مشخص می‌کنن که برنامه‌ریزی و کنترل کار چطوری انجام بشه و برنامه‌های کاری مشخص می‌کنن که اجرای کار چطور انجام بشه. مثلا، برنامه مدیریت زمان می‌شه این‌که مشخص کنیم از چه نرم‌افزاری برای مدیریت زمان استفاده می‌کنیم، فعالیت‌ها رو چقدر خرد می‌کنیم، تو تعیین روابط چه قواعدی رو رعایت می‌کنیم، برنامه رو به چه شکلی اصلاح می‌کنیم، برای کنترل زمان از چه پارامترهایی استفاده می‌کنیم، چند وقت یه بار کنترلش می‌کنیم و … برنامه کاری زمان، یعنی همونی که معمولا بهش می‌گیم برنامه زمان‌بندی، بر اساس راهکارهای برنامه مدیریت زمان تهیه می‌شه و مشخص می‌کنه که کارها در چه زمان‌هایی انجام بشن.

image

متاسفانه این مسئله تو پم‌باک یه مقدار گنگه. حتی بعضی از برنامه‌های مدیریتی پم‌باک هم به وضوح مطرح نشدن. برنامه‌های مدیریتیش این‌ها هستن:

  • برنامه مدیریت گستره (فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه)
  • برنامه مدیریت زمان (فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه)
  • برنامه مدیریت هزینه (فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه)
  • برنامه مدیریت ارتباطات (فرآیند برنامه‌ریزی ارتباطات)
  • برنامه مدیریت کارکنان (فرآیند تهیه برنامه منابع انسانی)
  • برنامه مدیریت کیفیت (فرآیند برنامه‌ریزی کیفیت)
  • برنامه بهبود فرآیند (فرآیند برنامه‌ریزی کیفیت)
  • برنامه مدیریت تدارکات (فرآیند برنامه‌ریزی تدارکات)
  • برنامه مدیریت ریسک (فرآیند برنامه‌ریزی مدیریت ریسک)
  • برنامه مدیریت تغییرات (فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه)
  • برنامه مدیریت پیکره‌بندی (فرآیند تهیه برنامه مدیریت پروژه)
  • برنامه مدیریت الزامات (فرآیند گردآوری الزامات)

 

فرآیندهایی که تو پرانتز مشخص کردم، فرآیندهایی هستن که هرکدوم از اون برنامه‌ها توشون تهیه می‌شن. حالا خلاصه‌ای از معنی این برنامه‌ها:

 

برنامه مدیریت گستره: چجوری می‌خوایم گستره (scope) رو برنامه‌ریزی کنیم؟ چطوری می‌خوایم تعیین کنیم که گستره پروژه چیه؟ چطوری می‌خوایم تحقق گستره رو کنترل کنیم؟ یعنی چطوری مطمئن بشیم که نه کاری اضافه انجام دادیم و نه کاری کم؟

برنامه مدیریت زمان: قبلا مثال زدمش دیگه.

برنامه مدیریت هزینه: چطوری می‌خوایم هزینه پروژه رو برآورد کنیم؟ چطوری می‌خوایم پروژه رو بودجه‌بندی کنیم؟ حاشیه‌های اطمینان هزینه رو چطوری تعیین و لحاظ کنیم؟ هزینه رو چطوری کنترل کنیم (مثلا با چه میزان تفصیل و در چه سطحی)؟ اصلا چند وقت یه بار هزینه رو کنترل کنیم؟ آیا لازمه که اطلاعات هزینه محرمانه باشن؟ وقتی انحراف هزینه از چقدر بیشتر بشه باید نگران بشیم؟

برنامه مدیریت ارتباطات: اطلاعات پروژه رو چطوری باید گردآوری کنیم؟ اون‌ها رو برای چه کسایی باید بفرستیم؟ اصلا چند جور گزارش باید تهیه کنیم؟ بازخورد گزارش‌ها رو چطوری باید بگیریم؟ چه جلسه‌هایی باید برگزار کنیم؟ اگه یه ذی‌نفع ناراضی بود، چطوری مسئله رو پیگیری کنیم؟

برنامه مدیریت کارکنان: چطوری آدم‌ها رو استخدام و چطوری تعدیل کنیم؟ چه دوره‌های آموزشی‌ای برگزار کنیم؟ چطوری به آدم‌ها پاداش بدیم؟ ایمنی کار رو چطوری فراهم کنیم؟

برنامه مدیریت کیفیت: چیکار کنیم که پروژه کیفیتی در حد مشخص شده داشته باشه؟ چطوری کیفیت رو کنترل کنیم؟

برنامه بهبود فرآیند: فرآیندهای مدیریت پروژه رو چطوری بهبود بدیم؟

برنامه مدیریت تدارکات: چه چیزهایی رو باید تامین یا برون‌سپاری کنیم؟ چطوری اسنادشون رو تهیه کنیم؟ چطوری مناقصه برگزار کنیم؟ چطوری عملکرد فروشنده‌ها و تامین‌کننده‌ها رو کنترل کنیم؟

برنامه مدیریت ریسک: چطوری ریسک‌ها رو شناسایی کنیم؟ چطوری اون‌ها رو اولویت‌بندی کنیم؟ چطوری مشخص کنیم که برای هر ریسک چه کاری انجام خواهیم داد؟ چطوری نتیجه‌بخش بودن کارهامون رو کنترل کنیم؟

برنامه مدیریت پیکره‌بندی: چیکار کنیم که مطمئن باشیم همه همیشه به آخرین نسخه اسناد دسترسی دارن و مثلا کسی تو یه گوشه‌ای از کارگاه در حال استفاده از نقشه‌ای قدیمی نیست؟

برنامه مدیریت الزامات: چطوری الزامات پروژه رو گردآوری کنیم؟ چطوری مطابقت اجرا رو با الزامات اولیه کنترل کنیم؟

/p
نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

کتاب راهنمای آزمون PMP چاپ شد

کتاب جدیدم، راهنمای آزمون PMP و استاندارد مدیریت پروژه PMBOK، چاپ شد.

 

image

 

این کتاب ترجمه معروف‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب راهنمای آزمون PMP در جهانه، کتاب راهنمای آزمون ریتا.

نکته مهم در مورد این کتاب اینه که هیچ گرایشی به مطالب حفظی نداره و به بهترین شکل زمینه‌ای فراهم می‌کنه که مخاطب احساس کنه نیاز به حفظ کردن مطالب نداره و باید با درک مفهومی پیش بره.

هدف اصلی کتاب اینه که مخاطب رو برای آزمون PMP آماده کنه، ولی واقعیت اینه که منبع خیلی خوبی برای درک استاندارد پم‌باک هم هست. در نتیجه اون رو به تمام کسایی که قصد شرکت در آزمون رو ندارن، ولی می‌خوان پم‌باک رو به خوبی بفهمن هم توصیه می‌کنم. ممکنه قبلا پم‌باک رو مرور کرده باشین و ارتباط زیادی باهاش برقرار نکرده باشین و حتی به نظرتون جالب و کاربردی هم نیومده باشه. فکر می‌کنم وقتی این کتاب رو بخونین نظرتون در مورد پم‌باک عوض بشه.

در ضمن، تمام معادل‌سازی‌های این کتاب مشابه و سازگار با ترجمه‌ایه که از استاندارد پم‌باک کردم و کمی پیش از این کتاب چاپ شد.

لینک سفارش آنلاین کتاب از سایت ناشر

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

کتاب PMBOK نسخه 4 چاپ شد

کتاب راهنمای دانش مدیریت پروژه، PMBOK نسخه 4 چاپ شد. چند روزی وقت می‌بره تا به کتاب‌فروشی‌ها برسه و اگه مایل باشین می‌تونین اون رو از سایت ناشر هم مستقیم خریداری کنین.

 

pmbok2

 

همونطوری که می‌دونین این کتاب اولین ترجمه پم‌باک نسخه 4 نیست. دو ترجمه دیگه‌ش هم وجود داره (که من اطلاع دارم) که یکیش پیش از این‌که کار ترجمه رو شروع کنم چاپ شده بود و یکی دیگه به تازگی چاپ شده. خوب، ممکنه این سوال رو بکنین که وقتی ترجمه دیگه‌ای وجود داشته، چرا من هم ترجمه کردم. جواب اینه که به خاطر اهمیتی که پم‌باک داره، به نظر من لازم بود که ترجمه‌ای به سبک ترجمه‌های من هم در اختیار مخاطب‌ها باشه. ترجمه‌های موجود معمولا به کلمه‌ها و جمله‌ها متعهد هستن، در حالی که من خودم رو فقط به مفاهیم متعهد می‌دونم. به همین خاطر نمی‌تونین تناظر یک به یکی بین جمله‌های نسخه انگلیسی و ترجمه من پیدا کنین. هدف من این بوده که حتی با وجود این‌که متن اصلی خشک و خشنه، ترجمه‌ای روان و ساده ارائه بشه. حالا این‌که چقدر موفق بودم رو شما به من خبر بدین.

در مورد فهم پم‌باک باید این رو هم بدونین که خوندن متن به هیچ وجه کافی نیست. یکی از چیزهایی که خیلی به فهمش کمک می‌کنه، خوندن کتاب راهنمای آزمون PMP ریتا هست، که اون رو هم ترجمه کردم و به زودی چاپ می‌شه (به من قول دادن تا قبل از عید چاپ بشه). مخاطب این کتاب فقط کسایی نیستن که می‌خوان تو آزمون PMP شرکت کنن، به کسایی که می‌خوان پم‌باک رو بفهمن هم خیلی کمک می‌کنه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

گرفتن مدرک PMP، از سیر تا پیاز

مدرک PMP داره روز به روز تو ایران بیشتر شناخته می‌شه و افراد بیشتری به این فکر می‌افتن که اون رو بگیرن. وقتی هم چنین فکری به ذهنشون می‌رسه انبوهی از سوال‌ها براشون مطرح می‌شه که به راحتی نمی‌تونن جوابشون رو پیدا کنن. این مطلب رو نوشتم که به همچین سوال‌هایی جواب بدم.

 

image

 

این مدرک چی هست؟

PMP مخفف Project Management Professional هست، یعنی چیزی تو مایه‌های حرفه‌ای در مدیریت پروژه. توجه کنین که مثلا نگفتن مدیر پروژه حرفه‌ای، به این خاطر که این کس ممکنه مدیر پروژه نباشه و صرفا در مدیریت پروژه حرفه‌ای باشه؛ یعنی تمام کسایی که کارشون برنامه‌ریزی و کنترله هم مخاطب مدرک می‌شن.

PMP مهم‌ترین، شناخته شده‌ترین و با ارزش‌ترین مدرکیه که تو زمینه مدیریت پروژه تو دنیا وجود داره و فاصله زیادی هم با رقبای خودش داره. به تمام معنا بین‌المللیه.

این مدرک یه گواهی حرفه‌ایه، نه گواهی آکادمیک؛ یعنی به ازای گذروندن تعدادی واحد و دریافت درجه‌ای آکادمیک داده نمی‌شه، به ازای داشتن شرایطی خاص (که جلوتر توضیح می‌دم) و قبولی در امتحان داده می‌شه. خیلی جاها برای مدارک حرفه‌ای ارزشی بالاتر از مدارک آکادمیک قائل هستن، چون نشون می‌دن که اطلاعات و مهارت‌های فرد کاملا کاربردی و واقع‌بینانه هست، در حالی که درجه‌های آکادمیک اطلاعات تئوریک رو تضمین می‌کنن که ممکنه در عمل به سادگی پیاده‌سازی نشن.

image

این مدرک رو PMI صادر می‌کنه: Project Management Institude

موسسه مدیریت پروژه یه موسسه غیر انتفاعی بین‌المللیه و علاوه بر این گواهی، گواهی‌های دیگه‌ای هم داره. اگه دوست داشتین اطلاعات بیشتری در مورد انواع گواهی‌های مرتبط با مدیریت پروژه به دست بیارین به این مطلب مراجعه کنین.

 

این مدرک به درد من می‌خوره؟

بذارین سوال رو کامل‌تر کنم: من یه کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه هستم، آیا این مدرک به درد من می‌خوره؟

جواب با شدت تمام مثبته. حتما. خیلی زیاد.

و این هم دلایلش:

  1. با داشتن این مدرک اعتبارتون بالا می‌ره و می‌تونین تو کارتون پیشرفت کنین، به خصوص اگه اون رو همراه کنین با چیزهای دیگه.
  2. با این مدرک از “یه آدمی که تو یه کشور جهان سومی معلوم نبوده چیکار می‌کرده” تبدیل می‌شین به کارشناسی که تو همه جای دنیا به رسمیت شناخته می‌شه. امتیاز این مسئله فقط برای کسایی نیست که می‌خوان از ایران برن، کسای دیگه هم ممکنه بخوان کارهای کوتاه مدتی خارج ایران بگیرن، پارتنرهای خارجی داشته باشن و …
  3. زمانی می‌تونین این مدرک رو بگیرین که چیزهای خیلی زیادی یاد گرفته باشین که اگه به خودتون بود ممکن بود هیچوقت بهشون اهمیت ندین و طرفشون نرین. بعدا می‌فهمین که اون چیزها براتون خیلی مفیدن.

 

مورد سوم خیلی اهمیت داره. زمانی می‌تونین PMP بشین که اطلاعات جامع و یکپارچه‌ای از کل ماجرای مدیریت پروژه داشته باشین و این دید خیلی براتون مفید خواهد بود، حتی اگه قصد داشته باشین که تا آخر عمرتون هم کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشین.

پس اگه نظر من رو می‌خواین، حتما برین دنبال گرفتن این مدرک.

 

تسلط به محتوای PMP چقدر به کار برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کمک می‌کنه؟

قسمت اصلی محتوایی که تو PMP هدف هست و قبول شدنتون تو آزمون نشون می‌ده که به اون محتوا تسلط دارین، ارتباط مستقیمی با اون چیزی که تو ایران بهش می‌گیم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه نداره!

البته قسمتیش هم ارتباط مستقیم داره، ولی اون مباحث انقدر ساده هستن که اگه بلد نباشین و بخواین در زمان آماده شدن برای آزمون PMP یادشون بگیرین، به نظر من نمیشه اسمتون رو گذشت کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه.

خوب، پس به درد نمی‌خوره؟

چرا، من که بارها گفتم به درد می‌خوره. تو هر کاری لازمه که آدم تلاشش رو متمرکز کنه روی نقطه اصلی و اونجا تا جایی که می‌تونه عمیق بشه. ولی خیلی وقت‌ها نمی‌شه با تمرکز کامل روی یک نقطه از حدی بیشتر عمیق شد. باید هر از چندی هدف رو کمی بزرگ‌تر کرد، کمی به اون ترتیب پیش رفت و بعد دوباره کار رو متمرکز کرد. وقتی برای آزمون PMP آماده می‌شین، محتوای خیلی زیادی رو یاد می‌گیرین که پشتوانه خیلی خوبی برای کارتون تو برنامه‌ریزی و کنترل پروژه می‌شه، حتی با وجود این‌که به نظر میاد ارتباط مستقیم ندارن.

 

چه کسایی می‌تونن مدرک بگیرن؟

کسایی می‌تونن مدرک رو بگیرن که:

  1. حداقل 3 سال سابقه کار مرتبط با مدیریت پروژه داشته باشن (برای مدرک لیسانس و بالاتر. برای دیپلم باید 5 سال سابقه داشت).
  2. حداقل 35 ساعت دوره آموزشی مناسب گذرونده باشن.
  3. متعهد شده باشن که به آیین‌نامه اخلاق حرفه‌ای PMI پایبند خواهند بود.

 

زیاد شرایط سختی نیست. در مورد سابقه کار محدودیتی که وجود داره اینه که باید تو همه زمینه‌های مدیریت پروژه سابقه داشته باشین، نه مثلا فقط زمان‌بندی. بعدا وقتی دارین ثبت نام می‌کنین ازتون تک تک سوابق رو می‌پرسه و یه لیست از انواع کارها می‌ده تا بگین که برای هرکدوم چند ساعت کار کردین. اگه هرکدوم از زمینه‌ها حداقل تعداد ساعت رو داشته باشن، مجازین که برای امتحان ثبت نام کنین. البته این ماجرا اونقدر که ممکنه به نظرتون بیاد سخت نیست. در مورد اکثر افراد کارهای متعددی که تحت اسم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه انجام دادن رو می‌شه طوری تعبیر کرد که جوابگو باشه. اگه با پم‌باک آشنا باشین می‌دونین که دو ساختار برای شکست مطالبش (مهارت‌های مدیریت پروژه) داره، یکی گروه‌های فرآیندیه و دومی حوزه‌های دانش. چیزی که برای PMP شدن لازم دارین این نیست که تو همه حوزه‌های دانش کار کرده باشین (مثلا مدیریت منابع انسانی) و کافیه که تو همه گروه‌های فرآیندی تجربه‌ای کسب کرده باشین؛ یعنی آغازش، برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت و کنترل و در نهایت خاتمه. نیازی نیست که مثلا تو مرحله آغازش تمام کارها رو تجربه کرده باشین، اگه فقط قسمتی از کارهای آغازش رو تجربه کرده باشین کافیه. به همین خاطره که ارضای این ساختار خیلی راحت‌تر از حوزه‌های دانشه، چون اون‌ها تعدادشون بیشتره.

 

دوره آموزشی خیلی‌ها رو نگران می‌کنه، ولی ظاهرا چیز پیچیده‌ای نیست. نیازی نیست که برگزار کننده دوره شرایط ویژه‌ای داشته باشه و مثلا فقط موسسه‌های خاصی بتونن دوره‌های 35 ساعته رو برگزار کنن. تو راهنمای PMI توضیح داده که اگه مثلا دوره‌ای تو شرکتتون برای مدیریت پروژه برگزار شده باشه و تمام زمینه‌های مدیریت پروژه رو هم پوشش داده باشه، همون دوره کافیه؛ بله، محدودیت اینه که تو دوره‌ای که معرفی می‌کنین باید تمام حوزه‌های مدیریت پروژه پوشش داده شده باشه. یه نکته دیگه اینه که تو شرایطی لازمه که گواهی اون رو هم ارائه کنین (شرایط رو هم می‌گم حالا) و باید پیش‌بینی اون رو هم کرده باشین. من خودم ترجیح دادم یه دوره آنلاین بگذرونم که مخصوص این کار بود و مطمئن بودم که بعدا مشکلی برام پیش نمیاد. دوره هم 50 دلار بود و آدرسش هم اینه: http://proxalt.com

فکر می‌کنم دوره‌هایی که تو ایران برگزار می‌شه هم برای این کار کافی باشه، ولی مسئولیتی بابت این حرفم قبول نمی‌کنم.

 

آیین‌نامه اخلاق حرفه‌ای هم اجباریه. آیین‌نامه‌ایه که ترجمه‌ش هم کردم و در اولین فرصت می‌ذارمش تو سایت.

 

چطوری برای آزمون آماده بشم؟

اولین منبع پم‌باکه که نسخه‌های مختلفش به فارسی هم ترجمه شدن. من هم نسخه چهارمش (2008) که الان آخرین نسخه‌س رو ترجمه کردم. البته الان که دارم این رو می‌نویسم هنوز چاپ نشده، ولی باید در آینده نزدیک چاپ بشه.

دومین منبع پایه، آیین نامه اخلاق حرفه‌ایه که ازش 3 تا 8 سوال تو آزمون میاد. آزمون 200 سوال چهار جوابیه. ظاهرا قراره تو نیمه دوم سال 2011 تعداد سوال‌های آیین‌نامه تو آزمون خیلی بیشتر بشه و با حوزه‌های دانش هم ترکیب بشه.

این منابع برای قبولی به هیچ وجه کافی نیستن. باید قبلا مدیریت پروژه رو لمس کرده باشین. نیازی نیست که خودتون پروژه مدیریت کرده باشین، همین که برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کرده باشین و با مدیرای پروژه‌ها از نزدیک ارتباط داشته باشین و تو کارهاشون دقت کرده باشین کافیه. تا حالا شده تو رفتار مدیر پروژه‌تون دقیق شده باشین؟ با خودتون بگین که چرا مثلا در مورد این مشکل فلان کار رو کرد و بهمان کار رو نکرد؟ شده ازش بپرسین که چرا فلان تصمیم رو گرفتی؟ اگه همچین آدمی باشین، خیلی راحت‌تر می‌تونین تو آزمون قبول بشین.

منابع زیادی برای آمادگی آزمون وجود داره که هم به فهم بهتر پم‌باک کمک می‌کنه و هم برای شرکت در آزمون آمادتون می‌کنه. معروف‌ترین منبع، کتاب آمادگی آزمون ریتا هست که اون رو ترجمه کردم و در آینده نزدیک چاپ می‌شه.

به جز اون کتاب‌های دیگه‌ای هم هست. خیلی‌ها توصیه می‌کنن که فقط یه منبع رو نخونین و حداقل دو کتاب مختلف رو بخونین، ولی به نظر من یک منبع هم اگه دقیق خونده بشه کاملا کافیه.

آخرین چیزی که لازم دارین، آزمون‌های شبیه‌سازی شده‌ن. آزمون 200 سوال چهار جوابیه که همه جای دنیا به زبان انگلیسیه و برای جواب دادن بهشون 4 ساعت وقت دارین. باید تو آزمون‌های شبیه‌سازی شده سرعت و انرژی خودتون رو بسنجین، و صدالبته نمره‌ای که میارین رو هم تخمین بزنین. اگه 61٪ سوال‌ها رو درست جواب بدین قبول می‌شین و در نتیجه به نظر من باید تو آزمون‌های شبیه‌سازی شده بالای 70٪ امتیاز بیارین که حاشیه اطمینان مناسبی داشته باشین.

آزمون‌های شبیه‌سازی شده‌ای که می‌شناسم و استفاده کردم این‌ها هستن:

  1. PM Fastrack: این آزمون مال موسسه ریتاس. یه نرم‌افزاره که باید نصب کنین و استفاده کنین. متاسفانه رایگان نیست، ولی نسخه‌های غیرمجازش راحت پیدا می‌شه.
  2. Exam central: آنلاینه و رایگان. کیفیتش هم خیلی خوبه.
  3. Head First Labs: آنلاین و رایگان. کیفیتش خیلی خوبه. این آزمون مال موسسه O’Reilly هست که تعدادی کتاب هم برای آمادگی آزمون داره و کتاب‌هاش به نظر من بعد از کتاب ریتا بهتر از همه هستن.
  4. PMSoft: باز هم آنلاین و رایگان. کیفیتش کمابیش خوبه.

این‌ها اصلی‌ها بودن. به جز اون‌ها می‌تونین به این و این و این و این هم مراجعه کنین، که همگی رایگان هستن و در عین حال به خوبی قبلی‌ها نیستن.

 

تمام این آزمون‌ها که معرفی کردم جواب‌های تشریحی دارن و می‌تونین دلیل اشتباه بودن جواب‌هاتون رو بفهمین. فقط مرور کردن جواب‌های اشتباه کافیه؟ اصلا. تمام سوال‌هایی که شک دارین رو هم علامت بزنین تا اگه درست جواب داده بودین هم یه بار دیگه مطالعه‌ش کنین، توضیح‌ها رو بخونین و …

آزمون PM Fastrack برای من سخت‌تر از اون‌های دیگه بود و بین 60 تا 70 درصد ازش امتیاز میاوردم، در حالی که تو بقیه بین 75 تا 90 درصد امتیاز میاوردم و تفاوت واقعا زیاده. آزمون اصلی برای من به گروه دوم نزدیک‌تر بود. البته این تفاوت ممکنه برای من و به خاطر نوع دانسته‌های من باشه و برای شما و دیگران تناسب دیگه‌ای داشته باشن.

 

توصیه مهم من به شما اینه که سوال‌های آزمون‌های شبیه‌سازی شده رو حروم نکنین. تعداد این سوال‌ها محدوده و باید در آخر کار ازشون استفاده کنین، در نتیجه پیش از این‌که تمام منابع رو مطالعه کنین به هیچ وجه سوال‌ها رو نگاه هم نکنین!

 

برای شرکت در آزمون باید تا چه حدی به زبان انگلیسی مسلط بود؟

تو این امتحان زبان به هیچ وجه هدف نیست و توجه فقط به معلوماته. با این حال، خوب آزمون به زبان انگلیسیه دیگه!

زیاد نگران نباشین، چون طراح‌های سوال‌ها سعی کردن متن سوال‌ها ساده باشه و مثلا به هیچ وجه متن سوال‌های امتحان رو نمی‌تونین با متن نسبتا مشکل پم‌باک مقایسه کنین. با این حال، اگه درک مطلبتون در زبان انگلیسی خوب نباشه به مشکل بر می‌خورین. حداقلش اینه که سرعت جواب دادنتون رو کم می‌کنه، چون لازمه که سوال رو چند بار بخونین تا کامل بفهمین. کلماتی که تو متن سوال به کار می‌رن هم معمولا نا آشنا نیستن و کسایی که کمی متون ساده مدیریت پروژه رو به زبان انگلیسی خونده باشن و زبان عمومیشون هم بد نباشه می‌تونن از پسش بر بیان.

با این حال باید پذیرفت که شرایط برای کسایی که انگلیسی زبان هستن راحت‌تره. من خودم تو امتحان به سوالی بر خوردم که شرایطی رو توصیف کرده بود و تو متن سوال از صفتی استفاده کرده بود که نمی‌شناختمش. مثبت یا منفی بودن اون صفت جواب رو کاملا تغییر می‌داد و من هم از ظاهر کلمه نمی‌تونستم حدس بزنم که مثبته یا منفی؛ نتیجه چی بود؟ این بود که مجبور شدم یکی از دو گزینه‌ای که می‌تونست جواب باشه رو انتخاب کنم. ممکنه اون سوال رو اشتباه جواب داده باشم، در حالی که اگه انگلیسی زبان بودم قطعا چنین ریسکی برام وجود نداشت.

اگه مایل باشین می‌تونین برای تسلط بیشتر به کلمه‌هایی که تو آزمون به کار می‌ره از مجموعه فلش‌کارت‌های واژگان آزمون PMP هم کمک بگیرین.

 

چقدر باید برای آماده شدن در آزمون انرژی صرف کنم؟

اصولا کسی که داره تو این آزمون شرکت می‌کنه سر کار هم می‌ره. به نظر من برای چنین آدمی که می‌خواد بین کار و تفریح و زندگی خودش رو برای آزمون هم آماده کنه، چیزی بین یک سال تا دو سال کافیه. البته می‌شه با انرژی خیلی زیاد زودتر هم کار رو تموم کرد، ولی چرا آدم عجله کنه؟

تا وقتی که تو آزمون‌های شبیه‌سازی شده نتیجه مناسبی نگرفتین مطالعه‌تون رو متوقف نکنین و وقت امتحان هم رزرو نکنین. در غیر این صورت هم ممکنه شکست بخورین و هم پولتون هدر رفته.

 

بهتره چه زمانی برم سراغ گرفتن مدرک؟

پیش‌فرض من اینه که این سوال رو یه کارشناس برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داره می‌پرسه. خوب، چنین آدمی باید مطالعاتش رو اولویت بندی کنه و پیش بره. به نظر من داشتن دانش‌ها و مهارت‌های زیر براتون حیاتی‌تر از PMP هست:

  1. دونستن اصول و مفاهیم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
  2. تسلط کامل به نرم‌افزار پراجکت
  3. تسلط کامل به نرم‌افزار پریماورا (ترجیحا P6)
  4. آشنایی با Pertmaster (اسم جدیدش شده Risk Analysis)
  5. آشنایی با اصول، مفاهیم و مسایل حقوقی قراردادهای مرتبط با پروژه‌ها
  6. آشنایی با مسایل مالی پروژه‌ها

بعد از این‌که این موارد کامل بشن، یکی از گزینه‌های بعدی که در افق کارتون قرار می‌گیره PMP هست.

ولی یه چیزی جا افتاد. یادتون هست؟

زبان انگلیسی! دونستن زبان انگلیسی خیلی مهمه و اگه ضعف دارین باید قبل از این‌که برین سراغ مدرک PMP درستش کنین. مسئله فقط این نیست که در این حالت راحت‌تر می‌تونین امتحان بدین؛ به هزاران کتاب مفیدی که به زبان انگلیسی هستن و این روزها می‌شه از اینترنت دانلود کرد فکر کنین…

 

چطوری برای آزمون ثبت نام کنم؟

اولین مرحله اینه که برین تو سایت PMI و عضو بشین. برای عضویت فکر کنم باید حدود 100 دلار پرداخت کرد. اگه کسی رو نمی‌شناسین که کارت اعتباری داشته باشه و بتونین ازش درخواست کنین که هزینه رو پرداخت کنه، می‌تونین از فروشنده‌های ایرانی آنلاین دبیت‌کارت بخرین یا از موسسه‌های فراوونی که تو ایران خدمات پرداخت انجام می‌دن کمک بگیرین. مشخصه که برای این کار باید کارمزد هم پرداخت کنین.

دو سه هفته بعد از این‌که عضو بشین کارت عضویتتون با پست میاد در خونه. خوشبختانه فعلا PMI هیچ محدودیت و تحریمی برای ایرانی‌ها نداره.

مرحله بعد اینه که تو سایت لاگین کنین و برای آزمون PMP ثبت نام کنین. آمادگیش رو داشته باشین که چند ساعت پای کامپیوتر فرم پر کنین!

تو این مرحله خیلی دقت کنین. مبنا اعتماده و هر چیزی که وارد کنین پذیرفته می‌شه، ولی عده کمی به طور اتفاقی انتخاب می‌شن برای ممیزی و اونوقت این افراد باید برای تمام چیزهایی که وارد کرده بودن سند بفرستن. من خودم وقتی فرم‌ها رو پر می‌کردم به این مسئله توجه نداشتن و مثلا مدرکم رو زدم فوق لیسانس، در حالی که برای این کار هیچ فرقی با لیسانس نمی‌کرد. وقتی قرار شد ممیزی بشم مجبور شدم برم مدرک فوق لیسانسم رو بگیرم و برای این کار چند روز وقت صرف کردم، در حالی که لیسانسم رو داشتم. شانسی که آوردم این بود که تمام سوابق کاریم رو وارد نکردم و فقط در حدی وارد کردم که برای آزمون لازم بود، وگرنه مجبور می‌شم چندین و چند روز دور شهر بگردم و از شرکت‌های مختلف گواهی بگیرم.

در نهایت اعضا باید حدود 400 دلار برای آزمون پرداخت کنن. بعد از این‌که مدارکتون تایید بشه و اگه بدشانسی آوردین و ممیزی شد، بعد از ممیزی، اعلام می‌شه که مجاز به شرکت در آزمون هستین. یه لینک براتون میاد که برین تو سایت Prometric و وقت رزرو کنین. این Prometric همون شرکتیه که تقریبا همه آزمون‌های بین‌المللی (مثل آزمون‌های مایکروسافت) رو برگزار می‌کنه.

 

کجا می‌تونم امتحان بدم؟

پرومتریک تو اکثر کشورها شعبه داره، می‌تونین تو سایتش به راحتی کنترل کنین. ایرانی‌ها معمولا تو امارات یا ترکیه امتحان می‌دن. در هر حال، هر جای دنیا که امتحان بدین به زبون انگلیسیه. من تو کشوری فرانسوی زبان امتحان دادم و همزمان با امتحان من چند امتحان دیگه هم برگزار می‌شد. تمام چیزهایی که پشت بلندگو می‌گفتن به زبان فرانسوی بود، ولی چیزایی که به امتحان PMP مربوط می‌شد رو انگلیسی می‌گفتن.

 

چه زمان‌هایی امتحان برگزار می‌شه؟

دایما داره برگزار می‌شه. من دو ماه زودتر از تاریخی که برام مناسب بود مشغول رزرو کردن وقت شدم و اون زمان تو امارات تو هر هفته 4 تا 5 روز آزاد وجود داشت که می‌تونستم رزرو کنم، در حالی که تو خیلی از کشورهای اروپایی تو هر 10 روز می‌شد یک تا دو روز آزاد پیدا کرد.

در هر حال، حداقل یه ماه قبل از تاریخی که برای آزمونتون مناسبه وقت رزرو کنین. فکر می‌کنم نیازی به توضیح نباشه که باید همزمان برنامه سفرتون رو هم بچینین که به مشکلی بر نخورین.

 

روز امتحان چه اتفاقی می‌افته؟

امتحان برای ماها همراه با سفره. امتحان نیاز به تمرکز و انرژی خیلی زیاد داره، در نتیجه پیشنهاد اکید می‌کنم که سفرتون رو طوری تنظیم کنین که حداقل دو روز قبل از امتحان به اون شهر رسیده باشین و اون دو روز رو خیلی خوب تفریح کنین و سعی کنین خسته نشین.

روز امتحان باید نیم ساعت زودتر به خاطر تشریفات اداری به شعبه برین. یه کمد بهتون می‌دن که همه چیزتون رو بذارین توش و بعد برین تو سالن امتحان. تو سالن امتحان تعدادی کامپیوتره و معمولا داوطلب‌ها همزمان امتحانشون رو شروع نمی‌کنن، وقتی می‌رین تو ممکنه عده‌ زیادی از قبل در حال امتحان دادن باشن. هر کسی هم یه امتحانی داره می‌ده، همه الزاما امتحان PMP نمی‌دن.

تو جلسه هیچ نوع خوردنی هم نباید ببرین. هروقت که بخواین می‌تونین بین امتحان بلند شین و برین تو سالن استراحت بشینین و با قهوه رایگان (یا پذیرایی‌های دیگه‌ای که ممکنه تو جاهای دیگه فرق کنه) از خودتون پذیرایی کنین. هرچقدر که بخواین و به هر تعداد که بخواین می‌تونین برین تو سالن استراحت، فقط نکته‌ش اینه که زمان امتحانتون داره می‌گذره.

 

نتیجه‌گیری

نتیجه‌گیری نداره دیگه؛ امیدوارم در زمان مناسب کار رو شروع کنین، به شیوه مناسب برای آزمون آماده بشین و به سادگی هم قبول بشین. هیچوقت هم روند یادگیریتون رو متوقف نکنین، همیشه راه‌های خیلی زیادی برای پیشرفت کردن وجود داره.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

مدیریت پروژه: رویکرد سیستمی به برنامه ریزی، زمان بندی و کنترل

بعد از بررسی‌هایی که با مشارکت ناشر (دیباگران) انجام دادیم، قرار شد که کتاب معروف مدیریت پروژه کرزنر (Kerzner) رو ترجمه کنم.

pm copy

Project Management: A Systems Approach to Planning, Scheduling and Control

مدیریت پروژه: رویکردی سیستمی به برنامه‌ریزی، زمان‌بندی و کنترل

 

این کتاب تو خیلی جاهای دنیا منبع دانشجوها و مرجع کسانیه که تو حوزه مدیریت پروژه کار می‌کنن. خیلی جامع هست و نکته جالب اینه که کاملا همسو با پم‌باک نوشته شده. مطالعه این کتاب هم درک خیلی خوبی از جنبه‌های مختلف مدیریت پروژه به وجود میاره و هم این‌که فهم پم‌باک رو به مراتب ساده‌تر می‌کنه.

 

مسئله مهمی که وجود داره حجم بالای کتابه که فارسیش حدودا 1400 صفحه می‌شه. به همین خاطر کتاب رو تبدیل به یک مجموعه از 5 کتاب زیر کردیم:

 

 

این پنج کتاب از هم مستقل هستن و خواننده اگه بخواد می‌تونه فقط یکی یا چنتا از اون‌ها رو مطالعه کنه.

 

در مورد کتاب‌های قبلی که هنوز چاپ نشدن هم خیلی‌ها ازم می‌پرسن، وضعیت الان اینطوریه:

 

 

متاسفانه روند چاپ کتاب‌ها خیلی طولانیه و اطلاع دارین که الان خیلی وقته که ترجمه این کتاب‌ها تموم شده؛ به خصوص پم‌باک. البته یه دلیل برای تاخیر زیاد تو چاپ پم‌باک این بود که مجوز ارشاد خیلی دیر صادر شد و این برای این نوع کتاب خیلی عجیب بود.

اگه دلتون می‌خواد از چاپ این کتاب‌ها باخبر بشین، به نظرم بهترین راه اینه که مطالب سایت رو دنبال کنین، چون خبر چاپشون رو اعلام می‌کنم. بهترین راه برای دنبال کردن مطالب هم اینه که فید سایت رو مشترک بشین. اگه اهل فید استفاده کردن نباشین هم می‌تونین ایمیلتون رو سمت چپ و بالای سایت وارد کنین تا مطالب رو با ایمیل دریافت کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تکمیل ترجمه کتاب راهنمای آزمون PMP

ترجمه کتاب راهنمای آزمون PMP تموم شد، اون هم سر وقت. خیلی سخت بود که به موقع تمومش کنم، چون خیلی دیرتر از برنامه شروعش کرده بودم. مجبور شدم دو ماه تمام پنجشنبه‌ها و جمعه‌هامو کار کنم (من پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها به ندرت کار می‌کنم) و 16 روز هم علاوه بر اون‌ها از خونه بیرون نرم و صرفا به کتاب برسم. کارهایی که برای به موقع تموم کردن کتاب کردم برام هزینه‌ای حدودا به اندازه 65٪ درآمد کتاب داشتن.

علت اصلی تاخیرم تو شروع کتاب هم این بود که قرارداد این کتاب رو همزمان با پم‌باک نوشته بودم و اون کتاب که داشت تموم می‌شد پراجکت 2010 اومد و من هم بین این دوتا پراجکت رو نوشتم. همزمان قرارداد بستن برای دوتا کتاب ریسک کتاب دوم رو زیاد می‌کنه و به همین خاطر هم زمانی بیشتر از معمول براش در نظر گرفته بودم، ولی باز هم برای این‌که یه کتاب گنده پراجکت 2010 از توش در بیاد کافی نبود.

حالا احتمالا دو هفته استراحت می‌دم و بعد می‌رسم سراغ کارای بعدی. الان تقریبا برای تالیف‌ها و ترجمه‌های دو سال آیندم برنامه ریختم. کتاب بعدی درباره مدیریت ارزش کسب شده‌س. یه کتاب بی‌نظیره از انتشارات Springer. من از زمانی که فوق لیسانس فلسفه علم می‌خوندم با این انتشارات آشنا شدم. کتاب‌های خیلی دقیق، جامع و معتبری داره. کتاب تحلیل ارزش کسب شده‌ش تمام این نکات مثبت رو داره، به اضافه این که توش جنبه‌های کاربردی رو هم در نظر گرفتن. کتاب کاملا جامع و به‌روزه (چاپ اواخر 2009)، طوری که حتی یه فصل درباره تحلیل زمان کسب شده (earned schedule) هم داره.

image

جالب چیه؟ این‌که کتاب کلا 164 صفحه‌س. خوب آره، کلا تحلیل ارزش کسب شده رو می‌شه تو همین تعداد صفحه دقیق و جامع توضیح داد، به شرطی که تحت سیستم ناشری کم‌نظیر، مثل Springer باشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

توصیه PMBOK در حل درگیری‌های پروژه

تو قسمت 9.4.2.3 استاندارد پم‌باک (PMBOK)، با عنوان مدیریت درگیری‌ها، درباره حل مشکلات و درگیری‌های اعضای تیم پروژه صحبت می‌کنه. از نظر استاندارد حل درگیری‌ها از وظایف مدیر پروژه هست. تو این راستا چند توصیه خوب به مدیران پروژه‌ها می‌کنه:


  • وجود درگیری در پروژه طبیعیه و می‌تونه راهی برای کشف انتخاب‌های بهتر باشه
  • باید در حل درگیری به "مسایل" توجه کرد، نه به "افراد"
  • باید در حل درگیری به مسایل کنونی توجه کرد، نه به مسایل گذشته

که به نظر من توصیه‌های خیلی خوبی هستن. البته دو توصیه دیگه هم داره که به اندازه این‌ها نظرم رو جلب نکرده. قبل از هر چیز باید این رو درک کرد که وجود درگیری طبیعیه، پس باید تو روندی طبیعی حل بشه. وقتی درگیری رو مسئله‌ای فوق‌العاده بدونیم، ناخودآگاه راه‌حل‌هامون هم تنش‌زا و عجیب می‌شن. وجود درگیری می‌تونه مثبت باشه،‌ به شرطی که خوب مدیریت بشه. پس باید ازش به عنوان فرصت استفاده کرد؛ یا بهتر بگم، با مدیریتِ خوب، به فرصت تبدیلش کرد. چیزی که باید حل بشه مسئله‌ایه که درگیری ایجاد کرده، نه افرادی که اختلاف نظر دارن.

فرض اینه که افراد با هدف مشترکی دارن کار می‌کنن، در نتیجه خود افراد نباید با هم مشکلی داشته باشن. این فرض حتی اگه به واقعیت نزدیک نباشه هم با تاثیری که در مدیریت درگیری‌ها می‌ذاره، نتیجه بهتری به وجود میاره. پیش کشیدن مسایل قبلی هم همیشه حل مسایل فعلی رو سخت‌تر می‌کنه، نه راحت‌تر. هر چیزی که در گذشت اتفاق افتاده، افتاده؛ الان باید به فکر مسایل کنونی بود.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

تکمیل ترجمه کتاب پم‌باک

ترجمه کتاب پم‌باک بعد از 106 روز کار، تموم شد. احتمالا یک هفته طول می‌کشه که مرورش کنم و بعد از اون تحویلش می‌دم به ناشر. تجربه خوبی بود و از نتیجه کارم راضی هستم.
PMBOK
متن پم‌باک روان نیست و خواننده رو دچار مشکل می‌کنه. خیلی جاها مجبور شدم که برای بهتر فهمیدنِ متن به بقیه استانداردهای PMI مراجعه کنم و گاهی به مراجع دیگه هم مراجعه کردم. سعی کردم متن کتاب فارسی خیلی روان و قابل‌فهم باشه، و به این خاطر تعهدم رو به متن اصلی کم کردم و معیار رو انتقال مفاهیم قرار دادم. خیلی جاها جمله‌ها و حتی پاراگراف‌هایی رو کم و زیاد کردم و زیرنویس‌هایی هم اضافه کردم. می‌تونم ادعا کنم که این ترجمه بیشتر از هر ترجمه دیگه‌ای می‌تونه پم‌باک رو با تمام جزئیاتش به خواننده بشناسونه. یه نکته دیگه که رعایت کردم، این بود که معادل انگلیسی تمام واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی رو تو زیرنویس‌ها آوردم تا کسایی که می‌خوان در آینده تو آزمون PMP شرکت کنن راحت‌تر باشن. خوب، این هم از پم‌باک. قبلا برنامه‌م این بود که بعد از پم‌باک برم سراغ ترجمه کتاب راهنمای آزمون PMP ریتا، ولی الان می‌خوام اون رو کمی به تاخیر بندازم و قبلش به پراجکت 2010 ادای دین کنم.
نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

از نزدیکیِ پایان پم‌باک و شروع پراجکت 2010

پم‌باک داره به 90 درصد می‌رسه و با حسابای من 5 روز کاری وقت می‌بره که احتمالا تو 11 روز انجام می‌شه. بعدش احتمالا می‌رم سراغ پراجکت 2010 و کتاب راهنمای آزمون پی‌ام‌پی ریتا رو می‌ذارم برای بعد از اون.
بعضی‌ها لطف کردن و انتقادهاشون رو از پراجکت 2007 برام فرستادن. این رو نوشتم که خواهش کنم کسای دیگه‌ای هم که نکته‌ای به نظرشون می‌رسه زودتر برام بفرستن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

پیشرفت ترجمه کتاب پم‌باک

80٪ کتاب پم‌باک ترجمه شده. پیش‌بینیم اینه که باقیموندش تو حدود 17 روز تموم شه. این هم نمودار پیشرفتم، برای اثبات تعهدات صنفی!

PMBOK Prg

(محور عمودی درصد پیشرفت و محور افقی تعداد روزی که از زمان شروع گذشته)

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

کتاب پراجکت 2010

همونطوری که می‌تونین حدس بزنین، در آینده نزدیک نوشتن کتاب پراجکت 2010 رو شروع می‌کنم (البته ترجیح می‌دم قبلش PMBOK و راهنمای آزمون ریتا رو تموم کنم. الان 78٪ پم‌باک تموم شده و کتاب ریتا رو هم هنوز شروع نکردم).
اگه کتاب راهنمای جامع پراجکت 2007 رو خوندین و فکر می‌کنین بهتره مطالب دیگه‌ای بهش اضافه بشه یا بعضی مطالبش بیشتر توضیح داده بشه، مثال بیشتری داشته باشه و خلاصه هر پیشنهادی که دارین، خوشحال می‌شم بهم بگین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

از PMBOK

نیمی از ترجمه PMBOK تموم شد. کلا کتاب خیلی راحت‌تر از اونی که انتظار داشتم پیش رفت.
مسایل مختلفی تو این استاندارد توجهم رو جلب کرد. مثلا یکیش اینه که با تاکید خیلی زیادی روش زنجیره بحرانی (Critical Chain) رو به عنوان روشی هم‌ارز مسیر بحرانی (Critical Path( معرفی می‌کنه و می‌گه که می‌شه از هرکدوم از این‌ها استفاده کرد. با این حال، تمام توضیحات کتاب مطابق روش مسیر بحرانیه و هیچ توجهی به زنجیره بحرانی نداره. در واقع بهتر بود به عنوان یه استاندارد در این مورد خنثی عمل می‌کرد.
از این که بگذریم، تو خیلی مواقعِ دیگه هم یکی از چدد روشِ ممکن برای انجام یک کار رو به عنوان تنها روش قابل قبول ارائه می‌کنه، در حالی که روش‌های دیگه هم معتبرن، تو نرم‌افزارهای اصلی هم ابزارشون وجود داره، و خیلی وقت‌ها بهتره که به جای روشی که پم‌باک معرفی کرده از اونیکی روش‌ها استفاده بشه.
خلاصه بگم… با این‌که یه استاندارد جهانیه که انتظار می‌ره که خیلی دیدِ بازی داشته باشه، بعضی جاها شبیه توصیه‌هایی می‌شه که یه نفر بر اساس سلیقه و تجربه‌های محدود خودش می‌کنه.
در ضمن من مراتب شدیدِ اعتراضم رو به ویراستارهای این مجموعه اعلام می‌کنم. به یه پاراگراف طولانی و پیچیده برخوردم که همش یه جمله بود، و هر کاری که می‌کردم معنیش رو نمی‌فهمیدم. کار به جایی رسید که متن رو روی یه کاغذ بزرگ پرینت کردم و نشستم عناصر جمله رو با قلم به هم وصل می‌کردم و حالت‌های مختلف رو آزمایش می‌کردم تا ببینم چه موقع به یه ترکیب معنی‌دار می‌رسم. آخر سر فهمیدم که مشکل از اینه که یه ویرگول جا افتاده، و این جا افتادگی واقعا ساختار و معنی جمله رو به هم ریخته بود. رفتم نسخه‌های قبلی استاندارد رو کنترل کردم و دیدم که ویرگوله اونجا هست. حقیقتا اعتراف می‌کنم که تا حالا به خاطر یه ویرگول به این همه دردسر نیفتاده بودم! عملا یک روز تمام وقتم رو گرفت.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

راهنمای PMBOK و راهنمای آمادگی آزمون PMP

کتاب قبلیم عملا تموم شده. البته اگه یادتون باشه اون مجموعه آموزشی (اکسپرشن‌وب) علاوه بر کتاب یه فیلم آموزشی هم داشت. هر جوری که بود فیلم رو هم ضبط کردم و صدا رو هم تو استودیو دوباره خونی کردم و الان من موندم و مقدار زیادی فیلم که باید تدوین بشه. با سرعت خیلی کمی پیش میره، ولی حداقل فعلا برام جالبه. با برنامه‌ریزی من بین یک تا دو ماه دیگه طول می‌کشه تا تموم شه.
دوتا کتاب جدید قرار داد بستم که به موازات تدوین فیلم دارم اون‌ها رو هم ترجمه می‌کنم.

PMBOK PMP Exam Prep

کتاب اصلی از نظر من کتاب راهنمای آمادگی آزمون PMP بود؛ همون کتاب معروف Rita Mulcahy. وقتی ماجرا رو بیشتر بررسی کردم، دیدم که بهتره در کنار اون خود PMBOK رو هم ترجمه کنم؛ ترجمه‌ای که با کتاب اول سازگار باشه.
البته ترجمه PMBOK علاوه بر اونی که گفتم یه دلیل دیگه هم داشت. به نظر من این استاندارد رو می‌شه طوری ترجمه کرد که فهمیدنش از ترجمه‌های موجود راحت‌تر باشه. این کار هم قسمت عمده‌ش با کاهشِ تعهد به متن اصلی ممکن می‌شه. تنها تعهدی که برای خودم در نظر گرفتم، انتقالِ قسمت عمده مفهوم، به راحت‌ترین و مفهوم‌ترین شکل ممکنه. برای این کار گاهی مجبور می‌شم قسمت‌هایی از استاندارد رو در هم ادغام کنم، مطالبی بهش اضافه کنم و کارهایی از این دست. البته مطالبی که اضافه می‌شه همگی در جاهای دیگه استاندارد به نوع دیگه‌ای وجود داشته.
در کنار این دوتا کتاب یه پروژه دیگه هم برای خودم تعریف کردم، پروژه‌ای که یه مقدار غیر عادیه. کتاب راهنمای آزمون PMP محتوای PMBOK رو توضیح می‌ده، ولی این کار رو عمدتا در راستای کسب مهارت‌های لازم برای شرکت در آزمون انجام می‌ده. کسی که صرفا منبعی لازم داشته باشه که با کمکش بتونه PMBOK رو بهتر بفهمه کماکان بی کمک می‌مونه. احتمالا در کنار این دو کتاب یه کتاب کم حجم هم می‌نویسم و توش مفاهیم PMBOK رو توضیح می‌دم. این کتابی می‌شه که خواننده‌ها بتونن در زمان مطالعه PMBOK دم دست داشته باشنش و ازش کمک بگیرن. نکته عجیبِ این ماجرا اینه که احتمالا کتاب رو به صورت یه ای‌بوکِ رایگان منتشر می‌کنم تا دسترسی بهش ساده‌تر باشه.
برنامه‌ریزی من اینه که این مجموعه کتاب تا پایان اردیبهشت 89 تموم بشن و در این صورت تابستان 89 تو کتاب‌فروشی‌ها خواهند بود. البته این رو اعتراف می‌کنم که کار ترجمه کتاب‌ها با این‌که در مقایسه با کتاب‌های دیگه‌م خیلی کنده (هر صفحه PMBOK حدودا سه برابر کتاب‌های دیگه‌م وقت می‌گیره)، از انتظار من سریع‌تر پیش رفته. به همین خاطر بعید نمی‌دونم که تا پایان سال 88 تموم بشن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام