وضعیت کتاب راهنمای آزمون PMP
1389/3/25 , 47 days ago
تا الان افراد زیادی به من ایمیل دادن و از وضعیت ترجمه کتاب راهنمای آزمون PMP پرسیدن.
راستش فعلا از برنامهریزی عقبم، ولی دارم سعی میکنم که جبرانش کنم و تو همون تاریخ قبلی، یعنی نیمه مرداد تمومش کنم.
الان SPIt کارم 40٪ هست، یعنی جایی هستم که میبایست تو 40٪ زمانی که تا الان صرف کردم بهش رسیده باشم.
البته این ماجرا یه دلیلش هم تغییر اسکوپ کاره. بعد از اینکه ترجمه کتاب رو شروع کردم به این نتیجه رسیدم که بهتره بعضی قسمتهای کتاب دو زبانه باشن، چون به هر حال خواننده قراره آزمون رو به زبان انگلیسی بده. این باعث شده که تعداد صفحههای کتاب و حجم کارم زیاد بشه.
چطوری برنامهریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیرم و وارد بازار کارش بشم؟
1388/12/20 , 143 days ago
بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری میشه برنامهریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از اینها میبایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون میخواستم مطلب کامل و بهدردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.

خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از اینکه به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته
بعد از اینکه دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامهریزی و
کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمیدونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون
تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این
زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بینالمللی امام.
تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه میتونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامهریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که میتونم انجام بدم و علاوه بر اینکه توش موفق باشم راضیم بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضیام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضیام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.
خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامهریزی و کنترل پروژه
کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:
- مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیلهایی که انجام میدیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائهها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهمترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من میخوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی میکنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر میکنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرمافزارها و دانشهای دیگهای نیاز داره.
- یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرمافزار آشنا باشین. کسایی که منو میشناسن میدونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفتهتر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرمافزار کامل و پیشرفتهان، و اگه میخواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصتهای کاری استفاده کنین.
- یادگیری اصول و مبانی برنامهریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید میتونستم کتابهایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که میتونم بگم اینه که کتابهای رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.

این میشه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار
هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور
باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذتبخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان
هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. میتونین از هر کاری که انجام میدین تجربه کسب کنین و
به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهاییتون میرسونن. اگه جایی
کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامهریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و
پیشرفتتون رو خیلی سریعتر میکنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت
با مسئلهای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتابها دنبال جواب بگردین
و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که میشناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که
همیشه از جواب دادن به سوالهای همکاران خوشحال میشم.
یه مشکلی که خیلیها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهیهای استخدام
افرادی رو میخوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما
نیست، آگهیها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهیهای استخدام مهندسی
که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر میکنین چنتا باشه؟
یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اونها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیتپذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکتها میخوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقهمند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون میکنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این میتونین برین سراغ آگهیها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکتها برای کارآموزهایی که به دردشون میخورن و طولانی مدت تو شرکت کار میکنن حقوق مختصری هم در نظر میگیرن. حتی میتونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.
خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی میشین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار
عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و
کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:
- دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام میدین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای اینکه نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگهای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دورههای قبل چقدر بوده. اگه دورههای قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمیبرده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت میشه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال میره.
- مسئولیتپذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده میشه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیتپذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل میشین به فردی قابل اطمینان که میشه بهش اتکا کرد و این زمینهایه برای پیشرفت.
- پویایی: خیلی وقتها میشه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفهتون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین میمونین. همیشه میشه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری میشه بهتر انجامش داد. این خودش میشه عاملی برای پیشرفت.
- مثبت بودن: خیلیها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد میکنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ میکنن، از زیر کار در میرن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنشها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیرتر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!

خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارتهای تکمیلی:
- تکمیل مهارتهاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامهها پیچیده هستن، مدتها طول میکشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتابهای زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرمافزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
- مطالعه کتابهای انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه میتونین این کتابها رو از اینترنت دانلود کنین.
- یادگیری پمباک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین میتونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
- یادگیری مسایل حقوقی پروژهها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد میخورن.
- یادگیری مسایل مالی و اداری پروژهها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
- یادگیری مسایل اجرایی پروژههایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژههای ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسینها اختصاص بدین.
- فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام میشه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون میخوره.
در آخر یه توصیه مهم:
با زیاد از حد کار کردن نمیشه موفق شد!
به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف
یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با اینکه بهترین زمان برای
پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیتهای کاری هم در نهایت
برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.
موفق باشید
همکاری PMI و IPMA
1388/12/20 , 143 days ago
خبر خیلی قدیمیه، مال سال 2008!
تو این سال دو موسسه مهم مدیریت پروژه دنیا، PMI و IPMA توافقی کردن برای سه سال همکاری و اولین نتیجه اون این بود که از اون زمان به بعد داشتن مدرک PMP موسسه PMI و مدرک سطح C موسسه IPMA معادل در نظر گرفته میشه.
برای اطلاع بیشتر، موسسه PMI مدرکهای مختلفی داره، و دوتاش اینا هستن:
- PMP: مخفف Project Management Professional
- CAPM: مخفف Certified Associate in Project Management
اولی برای مدیران پروژهها و دومی برای کسانی که به اونها کمک میکنن، وردستهاشون، معاونانشون در زمینه مدیریت، یا هر چیز دیگهای که اسمش رو بذاریم.
موسسه IPMA این مدارک رو میده:
- سطح A: به عنوان Certified Projects Director
- سطح B: به عنوان Certified Senior Projects Manager
- سطح C: به عنوان Certified Projects Manager
- سطح D: به عنوان Certified Project Management Associate
یعنی عملا سطح D معادل CAPM و سطح C معادل PMP میشه.
مستند کردن پیشفرضها
1388/11/19 , 174 days ago
تو پمباک (PMBOK) دهها بار درباره مستند کردن پیشفرضها صحبت میکنه. از پیشفرضهایی که در تخمین زمان و هزینه موثر بودن تا پیشفرضهای تعیین دادههای ریسک و امثال اونها.
قبول دارم که این کارها طوریان که آدم تنبلیش میاد. ولی این از اون کارهاییه که امروز میکنین و سودش رو یه مدت دیگه میبرین. اگه دیروز کرده بودین، امروز سودش رو میبردین. گذشته از اینکه این کار جلوی خیلی از سوتفاهمها رو میگیره، این فایده رو هم داره که وقتی در آینده برمیگردین به اطلاعات پروژههای قبلی مراجعه میکنین تا ازشون برای پروژههای بعدی کمک بگیرین، کارتون به مراتب سادهتر خواهد بود.
ترجمه استاندارد عملی مدیریت ریسک پروژه
1388/11/19 , 174 days ago
امروز خبردار شدم که ترجمه استاندارد عملی مدیریت ریسک پروژه، یعنی ترجمه Practice Standard for Project Risk Management از موسسه PMI (همونی که PMBOK رو هم تدوین کرده) چاپ شد.
کتاب رو آقای صادق روزبهی و خانم خدیجه جدا ترجمه کردن. اگه این اسامی شما رو یاد چیزی میندازه، راهنماییتون میکنم که کار قبلیشون کتاب پرتمستر بود؛ که اتفاقا خیلی هم منبع مهم و خوبیه.
استاندارد عملی مدیریت ریسک پروژه در سایت آقای روزبهی
استاندارد عملی مدیریت ریسک پروژه در سایت ناشر
چاپ کتاب رو بهشون تبریک میکنم و همراه با شما منتظر محصولهای مفید بعدیشون خواهم بود.
تکمیل ترجمه کتاب پمباک
1388/10/12 , 211 days ago

از نزدیکیِ پایان پمباک و شروع پراجکت 2010
1388/9/11 , 242 days ago
پمباک داره به 90 درصد میرسه و با حسابای من 5 روز کاری وقت میبره که احتمالا تو 11 روز انجام میشه. بعدش احتمالا میرم سراغ پراجکت 2010 و کتاب راهنمای آزمون پیامپی ریتا رو میذارم برای بعد از اون.
بعضیها لطف کردن و انتقادهاشون رو از پراجکت 2007 برام فرستادن. این رو نوشتم که خواهش کنم کسای دیگهای هم که نکتهای به نظرشون میرسه زودتر برام بفرستن.
پیشرفت ترجمه کتاب پمباک
1388/8/30 , 253 days ago
80٪ کتاب پمباک ترجمه شده. پیشبینیم اینه که باقیموندش تو حدود 17 روز تموم شه. این هم نمودار پیشرفتم، برای اثبات تعهدات صنفی!

(محور عمودی درصد پیشرفت و محور افقی تعداد روزی که از زمان شروع گذشته)
از PMBOK
1388/8/3 , 280 days ago
نیمی از ترجمه PMBOK تموم شد. کلا کتاب خیلی راحتتر از اونی که انتظار داشتم پیش رفت.
مسایل مختلفی تو این استاندارد توجهم رو جلب کرد. مثلا یکیش اینه که با تاکید خیلی زیادی روش زنجیره بحرانی (Critical Chain) رو به عنوان روشی همارز مسیر بحرانی (Critical Path( معرفی میکنه و میگه که میشه از هرکدوم از اینها استفاده کرد. با این حال، تمام توضیحات کتاب مطابق روش مسیر بحرانیه و هیچ توجهی به زنجیره بحرانی نداره. در واقع بهتر بود به عنوان یه استاندارد در این مورد خنثی عمل میکرد.
از این که بگذریم، تو خیلی مواقعِ دیگه هم یکی از چدد روشِ ممکن برای انجام یک کار رو به عنوان تنها روش قابل قبول ارائه میکنه، در حالی که روشهای دیگه هم معتبرن، تو نرمافزارهای اصلی هم ابزارشون وجود داره، و خیلی وقتها بهتره که به جای روشی که پمباک معرفی کرده از اونیکی روشها استفاده بشه.
خلاصه بگم… با اینکه یه استاندارد جهانیه که انتظار میره که خیلی دیدِ بازی داشته باشه، بعضی جاها شبیه توصیههایی میشه که یه نفر بر اساس سلیقه و تجربههای محدود خودش میکنه.
در ضمن من مراتب شدیدِ اعتراضم رو به ویراستارهای این مجموعه اعلام میکنم. به یه پاراگراف طولانی و پیچیده برخوردم که همش یه جمله بود، و هر کاری که میکردم معنیش رو نمیفهمیدم. کار به جایی رسید که متن رو روی یه کاغذ بزرگ پرینت کردم و نشستم عناصر جمله رو با قلم به هم وصل میکردم و حالتهای مختلف رو آزمایش میکردم تا ببینم چه موقع به یه ترکیب معنیدار میرسم. آخر سر فهمیدم که مشکل از اینه که یه ویرگول جا افتاده، و این جا افتادگی واقعا ساختار و معنی جمله رو به هم ریخته بود. رفتم نسخههای قبلی استاندارد رو کنترل کردم و دیدم که ویرگوله اونجا هست. حقیقتا اعتراف میکنم که تا حالا به خاطر یه ویرگول به این همه دردسر نیفتاده بودم! عملا یک روز تمام وقتم رو گرفت.
راهنمای PMBOK و راهنمای آمادگی آزمون PMP
1388/7/6 , 307 days ago
کتاب قبلیم عملا تموم شده. البته اگه یادتون باشه اون مجموعه آموزشی (اکسپرشنوب) علاوه بر کتاب یه فیلم آموزشی هم داشت. هر جوری که بود فیلم رو هم ضبط کردم و صدا رو هم تو استودیو دوباره خونی کردم و الان من موندم و مقدار زیادی فیلم که باید تدوین بشه. با سرعت خیلی کمی پیش میره، ولی حداقل فعلا برام جالبه. با برنامهریزی من بین یک تا دو ماه دیگه طول میکشه تا تموم شه.
دوتا کتاب جدید قرار داد بستم که به موازات تدوین فیلم دارم اونها رو هم ترجمه میکنم.

کتاب اصلی از نظر من کتاب راهنمای آمادگی آزمون PMP بود؛ همون کتاب معروف Rita Mulcahy. وقتی ماجرا رو بیشتر بررسی کردم، دیدم که بهتره در کنار اون خود PMBOK رو هم ترجمه کنم؛ ترجمهای که با کتاب اول سازگار باشه.
البته ترجمه PMBOK علاوه بر اونی که گفتم یه دلیل دیگه هم داشت. به نظر من این استاندارد رو میشه طوری ترجمه کرد که فهمیدنش از ترجمههای موجود راحتتر باشه. این کار هم قسمت عمدهش با کاهشِ تعهد به متن اصلی ممکن میشه. تنها تعهدی که برای خودم در نظر گرفتم، انتقالِ قسمت عمده مفهوم، به راحتترین و مفهومترین شکل ممکنه. برای این کار گاهی مجبور میشم قسمتهایی از استاندارد رو در هم ادغام کنم، مطالبی بهش اضافه کنم و کارهایی از این دست. البته مطالبی که اضافه میشه همگی در جاهای دیگه استاندارد به نوع دیگهای وجود داشته.
در کنار این دوتا کتاب یه پروژه دیگه هم برای خودم تعریف کردم، پروژهای که یه مقدار غیر عادیه. کتاب راهنمای آزمون PMP محتوای PMBOK رو توضیح میده، ولی این کار رو عمدتا در راستای کسب مهارتهای لازم برای شرکت در آزمون انجام میده. کسی که صرفا منبعی لازم داشته باشه که با کمکش بتونه PMBOK رو بهتر بفهمه کماکان بی کمک میمونه. احتمالا در کنار این دو کتاب یه کتاب کم حجم هم مینویسم و توش مفاهیم PMBOK رو توضیح میدم. این کتابی میشه که خوانندهها بتونن در زمان مطالعه PMBOK دم دست داشته باشنش و ازش کمک بگیرن. نکته عجیبِ این ماجرا اینه که احتمالا کتاب رو به صورت یه ایبوکِ رایگان منتشر میکنم تا دسترسی بهش سادهتر باشه.
برنامهریزی من اینه که این مجموعه کتاب تا پایان اردیبهشت 89 تموم بشن و در این صورت تابستان 89 تو کتابفروشیها خواهند بود. البته این رو اعتراف میکنم که کار ترجمه کتابها با اینکه در مقایسه با کتابهای دیگهم خیلی کنده (هر صفحه PMBOK حدودا سه برابر کتابهای دیگهم وقت میگیره)، از انتظار من سریعتر پیش رفته. به همین خاطر بعید نمیدونم که تا پایان سال 88 تموم بشن.
PMBOK
1386/3/30 , 1138 days ago
الان که داشتم تو اینترنت بین کتابا چرخ میزدم، چشمم به این افتاد:
ترجمه جدیدی از PMBOK که آخرای سال قبل منتشر شده. 436 صفحه، انتشارات آدینه، ترجمه محسن ذکایی و حسین حسینی؛ که از هیچکدوم کتاب دیگهای پیدا نکردم (احتمالا اولین کارشونه).
ترجمه کردن چنین متنی، یعنی یه استاندارد خشک و بی روح، کار خیلی سختیه و علاوه بر مهارت، خلاقیت هم لازم داره. نمیدونم این کتاب چطوره، ولی ترجمههای دیگهای که دیدم به نظرم چندان جالب نبودن.
یکی از کتابهایی که در آینده ترجمه میکنم، راهنما یا به عبارت دیگر شرح PMBOK هست. فکر میکنم خیلی به درد بخوره. اصولا چنین کتابی تو دنیا زیاد نوشته نشده. کتابهای خیلی زیادی در مورد PMBOK هست، ولی تقریبا همه راهنمای آزمون PMP هستن و اونقدری که من انتظار دارم به درد مخاطب نمیخورن.
تا کنون
387
مطلب در این سایت نوشته شده است.
این صفحه مطالبی را نمایش داده است که کلمه کلیدی
پمباک
را دارند.
برای مطالعه آخرین مطالب سایت به
صفحه اول
مراجعه کنین. میتونین به
آرشیو مطالب
هم مراجعه کنین؛ در اونجا تمام مطالب سایت در دستهبندیهای مختلف ارائه شدن.
اگه دوست دارین مطالب بعدی سایت از دستتون در نره، بهترین کار اینه که مشترک
فید
سایت بشین.
