شمسی کردن تاریخ های پریماورا
1389/5/30 , 18 days ago
چند روز پیش ایمیلی داشتم از آقای عبداله توکلی که پستی از وبلاگشون رو معرفی کرده بودن: شمسی کردن تاریخها در پریماورا
روش پیشنهادیشون اینه که تاریخهای پریماورا رو منتقل کنین به اکسل، اونجا شمسیشون کنین، و بعد برگردونین به پریماورا. البته همین روش رو برای پراجکت هم میشه به کار برد.
در هر حال چنین روشهایی این محدودیتها رو دارن:
- خودکار بهروز نمیشن
- انجامشون زمان و انرژی زیادی میبره
- تو جاهایی مثل محور گانت به کار نمیرن
قید ALAP پریماورایی در پراجکت
1389/4/20 , 58 days ago
احتمالا میدونین که عملکرد قید As Late As Possible تو پریماورا و پراجکت فرق میکنه. وقتی فعالیتی رو تو پریماورا ALAP کنین، شناوری آزادش صفر میکنه، ولی اگه این کار رو تو پراجکت کنین، شناوری کلش صفر میشه.
قید ALAP پراجکت باعث میشه که شناوری کل تمام فعالیتهایی که مستقیم یا غیر مستقیم وابستگیای به فعالیت ALAP شده دارن هم صفر بشه.
هرکدوم از این دو نوع قید کاربردهای خودش رو داره، و خیلی خوب میشد اگه هر دو نرمافزار هر دو نوع قید رو ارائه میکردن، که متاسفانه نمیکنن.
حالا اومدیم و تو پراجکت نیاز به ALAP پریماورایی پیدا کردین. تکلیف چیه؟
میشه با یه مقدار عملیات آکروباتیک موضوع رو حل کرد.
این هم برنامه مثال:
فعالیتی که میخوایم شناوری آزادش صفر باشه، فعالیت a هست. چرا؟
فرض کنین مثلا a یه فعالیت تدارکاتیه. c رنگ دیواره، b خود دیوارکشیه، d هم بقیه کارها. a هم رنگیه که باید برای اونجا بخریم. حالا کی باید بخریمش؟
میشه a رو SF با c کرد تا زمانبندیش درست بشه. ولی تو این حالت اگه a به تاخیر بیفته، c رو به تاخیر نمیندازه، در نتیجه اهمیتش تو برنامه مشخص نمیشه. به این خاطره که ترجیح میدیم a رو پیشنیاز c کنیم (در واقعیت هم همینطوره). حالا اگه معمولی این کار رو کنیم، a تو شروع پروژه شروع میشه، چون خودش پیشنیاز نداره. زمان مناسبش چه موقع باشه؟ بهترین گزینه زمانیه که شناوری آزادش رو صفر کنه، یعنی فعالیت قید ALAP پریماورایی داشته باشه. اگه همینطوری بهش قید ALAP بدیم، چنین نتیجهای میگیریم:
که اصلا جالب نیست، چون c رو برده به آخر پروژه.
بعضیها اینجور مواقع قید Start No Earlier Than میذارن و بهش تاریخی میدن که a رو تا اندازه مناسب جلو ببره. ولی این راه هم مشکلش اینه که اگه زمانبندی c تغییر کنه، اصلاح نمیشه. پس جالب نیست.
من همون قید ALAP پریماورا رو میپسندم. راه حلش هم سادهس.
یادتونه قبلا درباره تاریخهای موثر در شناوری چه توضیحی داده بودم؟
همین ماجرا کلید حل مسئلهس.
روی تاریخ شروع c کلیک کنید، بعد ctrl+c رو بزنین تا کپی بشه. حالا روی فیلد deadline فعالیت a کلیک کنین و از منوها paste special رو انتخاب کنین. گزینه Paste link رو انتخاب کنین و روی ok کلیک کنین.
علامت فرجه رو میبینین؟
الان a فرجهای داره که تاریخش همون تاریخ شروع فعالیت c هست. هروقت زمانبندی c تغییر کنه، تاریخ این فرجه هم به تناظر اون تغییر میکنه و به عبارت دیگه، فرجه a همیشه همون شروع c خواهد بود. میدونین که فرجه شناوری فعالیت رو محدود میکنه.
حالا اگه a رو ALAP کنیم همچین چیزی میبینیم:
و این میشه همون چیزی که لازم داشتیم.
این کار رو با هر ترکیبی از فعالیتها هم میشه انجام داد. اگه به جای a مجموعهای از aها داشته باشیم، کافیه که به آخرین a فرجه بدین و اولین a رو ALAP کنین.
مقایسه پراجکت و پریماورا
1389/4/9 , 69 days ago
این مطلب رو چند وقت پیش برای فصلنامه مدیریت پروژه نوشته بودم، که چون شماره جدید فصلنامه چاپ نشده و ظاهرا هم خبری از چاپش نیست، اینجا منتشرش میکنم.
این مقاله بازبینی بحثی قدیمی در حوزه برنامهریزی و کنترل پروژه است:
پراجکت بهتر است یا پریماورا؟
منظور از پریماورا، نرمافزار Project Management شرکت پریماورا است. مباحث عمدتا معطوف به نسخه خاصی از نرمافزارها نیست، ولی مبنا نسخه 2007 پراجکت و نسخه 6 پریماورا است.
تاریخچه و زمینه
میتوان ادعا کرد که بازار نرمافزارهای برنامهریزی و کنترل پروژه ایران در انحصار پراجکت و پریماورا است. مشابهِ این وضعیت در جهان نیز برقرار است، هرچند که سهم آنها در جهان کمتر از سهمشان در ایران است. در نقاط دیگرِ جهان که نرمافزارها به شیوهای قانونی خریداری میشوند، قیمت به نسبت بالای این دو نرمافزار عاملی برای مطرح شدن نرمافزارهای ارزانتر است. از سوی دیگر، نرمافزارهای پیشرفته و گرانقیمتِ دیگری نیز با سهمی کمتر در بازارهای خارجِ ایران وجود دارند که برای ایرانیان شناخته شده نیستند.
اولین نسخه پراجکت در 1984، در یکی از شرکتهایی که به مایکروسافت خدمات نرمافزاری میداد تهیه شد. یک سال بعد، مایکروسافت امتیاز نرمافزار را خرید و پس از آن به توسعه و انتشار آن ادامه داد. نسخههای سازگار با Mac OS این نرمافزار نیز تولید میشوند.
شرکت پریماورا در سال 1983 پایهگذاری شد و کمی پس از آن نرمافزارهای خود را منتشر کرد. چندی پیش شرکت اوراکل پریماورا را خرید و از این پس مالک و ناشر نرمافزارها به شمار خواهد رفت.
مبانی مقایسه
برخی کارشناسان به پراجکت علاقه دارند و برخی به پریماورا. از این بین گروهی از کارشناسان به نرمافزار مورد علاقه خود تعصب زیادی دارند و این مسئله آغازی است بر این بحث طولانی، که پراجکت بهتر است یا پریماورا.
پیش از هر چیز باید مسئله مهمی را در نظر داشت. Primavera Project Management نرمافزاری سازمانی است، در حالی که نسخههای معمولی پراجکت اینگونه نیستند. اگر قرار باشد قابلیتهای سازمانی مبنای مقایسه قرار گیرند، باید پریماورا را با پراجکت سرور، که نسخه سازمانی نرمافزار برنامهریزی و کنترل پروژه مایکروسافت است، مقایسه کرد. در این نوشته به قابلیتهای غیر سازمانی توجه میشود. منظور از برنامهریزی و کنترل پروژه غیر سازمانی، تلاشی است که در راستای مدیریتِ مستقلِ پروژهها انجام میشود. در سیستمهای سازمانی به ترکیبِ پروژههای متعددی که در یک سازمان انجام میشود و قابلیتهای کارِ گروهی توجه میشود.
کدامیک بهتر است؟
بیایید برخی تفاوتهای این دو نرمافزار را مقایسه کنیم:
- پریماورا شناوری را float مینامد و پراجکت slack.
- قید ALAP در پریماورا شناوری آزاد را صفر میکند و در پراجکت شناوری کل را.
- همپوشانی روابط را میتوان در پراجکت بر حسب درصد نیز وارد کرد، در حالی که پریماورا چنین قابلیتی ندارد.
- پراجکت اجازه ایجاد بیشتر از یک رابطه را بین دو فعالیت نمیدهد، در حالی که پریماورا اینچنین نیست.
- فارسینویسی در پریماورا "کمی" سختتر از پراجکت است.
- فلسفه WBS در پریماورا و پراجکت یکسان نیست، هرچند که تفاوت عملیاتی چندانی ایجاد نمیکند.
- سیستمهای گزارشدهیِ نسخههای قدیمی پراجکت ضعیفتر از پریماورا بود، ولی این اختلاف در نسخههای جدید کمتر شده است؛ هرچند که وضعیتِ فعلی هر دو نرمافزار در گزارشدهی بسیار ضعیف و عملا برای بسیاری از نیازها غیر قابل استفاده است.
- پراجکت با نرمافزارهای آفیس همنشینی بهتری دارد.
- رابط کاربر پراجکت بهتر از پریماورا است.
البته بعید میدانم بتوان چنین تفاوتهایی را معیار تصمیمگیری دانست. شاید این تفاوتها مهمتر به نظر برسند:
- پراجکت محدود به تعدادی فیلد اختصاصی است، ولی میتوان در پریماورا هر تعداد فیلد که لازم است ساخت.
- فیلدهای از پیش آماده پریماورا به مراتب بیشتر از پراجکت است و کاربران پراجکت در صورت نیاز باید چنان قابلیتهایی را با فیلدهای اختصاصی بسازند.
- فرمولنویسی در پراجکت سادهتر و انعطافپذیرتر است.
- پراجکت به قابلیت ماکرونویسی (برنامهنویسی VBA) مجهز است و پریماورا چنین امکانی ندارد.
- پراجکت امکانات بیشتری در roll-up (خلاصهسازی) دارد.
- میتوان در پریماورا مایلستونهای پیشرفت (step) ساخت و در پراجکت چنین امکانی وجود ندارد (کاربر باید در این حالت فعالیت را به زیرفعالیتهایی خرد کند). هرچند که قابلیتهای تعریف شده برای مایلستونیهای پیشرفت پریماورا ناقصتر از آن هستند که آن را عملیاتی کنند.
- منابع راهنمای پراجکت (کتابها، مقالات و سایتها، به زبانهای مختلف) بسیار زیاد و منابع راهنمای پریماورا بسیار کم هستند.
- پراجکت در ایران عمومیت بیشتری دارد و در نتیجه استفاده از آن در شرکتهایی که با شرکتهای مختلف سر و کار دارند سادهتر است.
به نظر شما این تفاوتها برای تصمیمگیری کافی هستند؟
پیش از این که پاسخ دهید، لطفا به این مسئله توجه کنید که نبودِ کدامیک از قابلیتها کارتان را مختل میکند. فکر میکنم پاسخی برای این سوال نداشته باشید. در مرحله بعد به این فکر کنید که نبود کدام قابلیت کارتان را مشکل میکند (مثلا نبود مایلستونهای پیشرفت در پراجکت و نبود VBA در پریماورا).
باز هم صبر کنید؛ هرکدام از این دو نرمافزار سبک و سیاق خاص خود را دارند. بسیاری اوقات لازم است که کاربر خود را با نرمافزار مطابقت دهد. بسیاری از کارهایی که گمان میکنیم در یکی از دو نرمافزار قابل انجام نیست را صرفا با کمی تغییرِ دید میتوان انجام داد. آنچه لازم است، کارشناسی مسلط به نرمافزار است. به عنوان مثال، بسیاری از افراد گمان میکنند که نمیتوان در پراجکت فعالیتهای level of effort به سبک پریماورا ساخت؛ ولی واقعیت این است که میتوان چنین فعالیتهایی ساخت.
وضعیت ما
پیش از این که به سوال "کدام نرمافزار بهتر است؟" پاسخ دهیم، باید بدانیم که این پرسش و پاسخِ آن چه کاربردی دارند. آیا قصد داریم نرمافزار بهتر را بشناسیم تا با بهکارگیریِ آن در مدیریت پروژه پیشرفت کنیم؟
به نظر من هدف واقعی جز این نمیتواند باشد. اگر به این هدف توجه کنیم، مسایل متعددی خودنمایی میکنند. چه مقدار از مشکلات و کمبودهای مدیریت پروژه ایران در حوزه نرمافزارهای برنامهریزی و کنترل پروژه است؟ آیا سازمانها و شرکتها چنان سازماندهی شدهاند که تحت مدیریتی اصولی و نوین پیش بروند؟ آیا تا کنون حداقل محصولِ لازم را از یکی از این دو نرمافزار گرفتهایم که اگر دیگری بهتر باشد، با جانشین کردنش به محصول بهتر و کاملتری دست یابیم؟
متاسفانه توجه به این مسایل، اهمیت بحث را کاهش میدهد. واقعیت دیگر این است که بسیاری از کارشناسان و دستاندرکاران برنامهریزی و کنترل پروژه به هیچکدام از این دو نرمافزار و از آن مهمتر به اصول و مفاهیم بنیادین این علمِ کاربردی، به اندازه کافی مسلط نیستند و نمیتوانند تواناییهای بالقوه هیچکدام از آنها را بالفعل کنند. بسیاری از اقدامات انجام شده در حوزه برنامهریزی و کنترل پروژه به اندازه کافی عملیاتی نیست و بیشتر به نقاشی میمانند. شاهدی بر این مدعا، این است که دستاندرکاران عقیده دارند برنامه مناسب برنامهایست که هزینه و منبع داشته باشد. ولی وارد کردن هزینه و منبع در حالتی که قرار نیست عملیاتی شوند، چه فایدهای دارد؟ در اکثریت مطلق برنامههایی که منبع و هزینه دارند میتوان فیلدهایی متنی ساخت، مقدارهای هزینه و منابع را به آنها منتقل کرد، و فیلدهای اصلی آنها را خالی باقی گذاشت، بدون اینکه عملکرد برنامه تغییری کند. این مسئله نشان میدهد که وجودِ این دادهها در برنامه هیچ نقشی ندارند. دیگر فرقی ندارد که این تابلوی نقاشی در پراجکت ترسیم شده باشد، در پریماورا، در اکسل یا در فتوشاپ. در این مواقع یا قضاوت کارشناسانهای که اضافه شدنِ این دادهها را اجباری قلمداد میکند یا کارشناسی که آنها را پیادهسازی میکند، یا سازمانی که حاکم بر این مسایل است، مقصر و ناآگاه است.
به عقیده من، آنچه در حوزه مدیریت پروژه ایران اهمیت دارد، این است که مشکلاتِ زیربنایی حل شوند. دستاندرکاران و کارشناسان باید آگاهتر شوند، شرکتها باید سازماندهی بهتری یابند و آنگاه میتوان از نرمافزارهای برنامهریزی و کنترل پروژه استفاده بهتری کرد. آن زمان است که اندکی تفاوت در قابلیتهای نرمافزارها تعیین کننده میشود و چنین بحثهایی جای طرح پیدا میکنند.
سخن پایانی
به عقیده من، هیچکدام از این دو نرمافزار در مقامی نیستند که بتوان آن را به جرات به دیگری ترجیح داد. انتخاب یکی از این دو نرمافزار، از دید من، مانند انتخاب بین یک اتاق کار کلاسیکِ چوبکاری شده و یک اتاق کار مدرن است که با فلز و شیشه دکور شده است. هر دو زیبا هستند، ولی هرکس یکی از آنها را میپسندد.
چرا از نرم افزارهای اینترپرایز استفاده کنیم؟
1389/3/13 , 97 days ago
خیلیها سعی میکنن به جای نرمافزارهای مدیریت پروژه معمولی، از نسخههای اینترپرایز (پراجکت سرور یا پریماورایی که اینترپرایز باشه و تحت سرور اجرا بشه) استفاده کنن. چرا؟
بعد از اینکه با خیلیها صحبت کردم، متوجه شدم دلیلی که دارن، سادهتر شدن و عمومی شدنِ دسترسی به اطلاعاته.
البته و صد البته سیستمهای اینترپرایز بستر خوبی برای اطلاعرسانی به وجود میارن، ولی این دلیل کافی برای استفاده از اونها نیست. اگه هدف اطلاعرسانی باشه، میشه یه داشبورد اینترنتی یا اینترانتی ساده راه انداخت، و اتفاقا محصولش خیلی هم بهتر و خواناتره.
دلیل اصلی برای استفاده از سیستمهای اینترپرایز، گروهی کار کردنه. برای وقتیه که بیشتر از 10 نفر بخوان مستقیما با نرمافزار کار کنن و هرکدوم گوشهای از یک کار رو به عهده گرفته باشن (نه اینکه سریال کار کنن). اگه چنین موقعیتی ندارین، به نظر من اشتباه بزرگیه که برین سراغ نرمافزارهای اینترپرایز.
همیشه در نظر داشته باشین که پیچیده کردنِ ناگهانی و افراطی ابزار، کارکرد رو دچار مشکل میکنه. این که میتونیم نرمافزارهای گرون قیمت رو به رایگان استفاده کنیم (طناب مفت) دلیل نمیشه که استفاده کنیم.
از تو زاندری
1388/10/22 , 238 days ago
خوب، این رو دارم از تو زاندری مینویسم.
تفاوتهای پریماورا و پریماورا اینترپرایز
1388/10/20 , 240 days ago
نرمافزارهای برنامهریزی و کنترل پروژه رو میشه به دو گروه تقسیم کرد: نرمافزارهای اینترپرایز، و نرمافزارهای غیر اینترپرایز.
نرمافزارهای غیر اینترپرایز برای برنامهریزی و کنترل پروژههای منفرد هستن. یعنی اگه یه شرکتی مثلا 10 تا پروژه داشته باشه، با این نرمافزارها میتونه اونها رو به صورت 10 ماهیت مستقل برنامهریزی و کنترل کنه و سعی کنه همه اونها رو بهینه کنه. ولی رابطه بین همچین ماهیتهای پیچیدهای، مثل پروژه، هیچوقت خطی نیست، در نتیجه معمولا بهترین حالتِ ترکیب اونها، ترکیب بهترین حالت تک تکشون نیست. برای اینکه شرکت بیشترین منفعت رو ببره، باید اونها رو یکپارچه مدیریت کنه و اینجاس که نرمافزارهای اینترپرایز لازم میشن. البته با نرمافزارهای اینترپرایز هم میشه پروژهها رو مستقل برنامهریزی و کنترل کرد.
اما پریماورا...
تفاوتهای P3 و P3e از یه طرف به قابلیتهای اینترپرایز برمیگرده که یکی داره و اونیکی نداره و از طرف دیگه به رابط کاربر P3e، که به نظر من خیلی بهتر از P3 هست. البته بهتر از P3 بودن اصلا کار سختی نیست، چون P3 یکی از بدترین رابطهای کاربری تاریخ بشریت رو داره!
بعد از اینها، نرمافزار Primavera Project Management 5.0 اومد. این نرمافزار هم اینترپرایز بود و با اینکه اسمش فرق زیادی کرده، عملا میشه اون رو نسخه جدید P3e دونست. قابلیتهایی بهش اضافه شده و باز هم رابط کاربرش بهتر شده.
[ لینک کتابی که درباره پریماورا 5 نوشتم ]
بعد از یه مدتی هم Primavera Project Management 6.0 اومد، که اون هم اینترپرایزه و میشه نسخه جدید Primavera Project Management 5.0 دونستش. باز هم قابلیتهایی بهش اضافه شده و باز هم رابط کاربرش یه مرحله آبرومندانهتر شده.
[ لینک کتابی که درباره پریماورا 6 نوشتم ]
همین؛ جریان به همین سادگی بود. پریماورا نرمافزارهای دیگهای هم داره؛ مثلا اکسپدیشن رو تو ایران خوب میشناسن. این نرمافزارها عمدتا ارتباط مستقیمی با برنامهریزی و کنترل پروژه ندارن، هرچند که به مدیریت پروژه مربوط میشن.
اومدن کتاب پریماورا 6 به بازار
1388/7/6 , 344 days ago

بالاخره کتاب پریماورا P6 من از صحافی هم در اومد و تو کتابفروشیها توزیع شد. میشه اون رو از آدرس زیر هم آنلاین خرید:
نسخه جدید پرتمستر
1388/5/31 , 381 days ago
احتمالا خبر دارین که چند وقت پیش اراکل پریماورا رو خرید. اسم نسخه جدید نرمافزار تحلیل ریسک این شرکت به جای پرتمستر (Pertmaster) شده Risk Analysis.
همین دیگه… خواستم بدونین.
دانلود نسخه کامل و کرک شده PertMaster Project Risk 8.5
1388/5/29 , 384 days ago
نمیدونم پرتمستر رو میشناسین یا نه؛ تا جایی که من خبر دارم کاملترین نرمافزار تحلیل ریسکه. البته کلا میشه توش برنامهریزی و کنترل پروژه هم کرد و در کنار قابلیتهای اولیه این کارها، کاملترین مجموعه ابزارهای تحلیل ریسک رو هم در اختیار کاربر میذاره.
ریسکها تو این نرمافزار به دو گروه ریسک داخلی و ریسک خارجی تقسیم میشن. ریسکهای داخلی همون عدمقطعیتها هستن و ریسکهای خارجی همون چیزی هستن که عموما به عنوان ریسک میشناسیم. عملا اکثر ورودیها رو میشه همراه با ریسکهای داخلی (عدمقطعیتها) وارد کرد. مثلا به جای اینکه برای زمان و هزینه یه عدد وارد کنین، یه مجموعه سه نقطهای (خوشبینانه، بدبینانه و محتمل) وارد میکنین یا حتی یه تابع مشخص میکنین. نتایج هم اکثرا به جای یک عدد، یک تابع هستن. مثلا در مورد بحرانی بودن، به جای جواب “بله” و “خیر“، یه درصد میگیرین، که احتمال بحرانی بودنه؛ برای تاریخ پایان پروژه هم به جای یه تاریخ، تابعی میگیرین که احتمال پایان پروژه رو تو تاریخهای مختلف مشخص میکنه. مثلا میتونین ببینین که تا چه تاریخی به احتمال 80٪ پروژه تموم شده.
کلا این سبک برنامهریزی و کنترل پروژه برای پروژههای ایرانی خیلی خوبه. الان که نگاه کردم دیدم که ماجرای تایپ فارسی هم تو این نسخه برنامه خیلی بهتر شده.
اگه برای یادگیری بهترِ نرمافزار نیاز به منبع داشته باشین هم دوتا کتاب وجود داره که دوستان تهیه کردن و قبلا تو این سایت معرفی کرده بودمشون.
بگذریم؛ اگه خواستین نسخه کامل و کرک شده این نرمافزار رو دریافت کنین به این آدرس مراجعه کنین:
h++p://rapidshare.com/files/176231957/premapov.rar
اون قسمت اول آدرس رو هم درست کنین و به جای + حرف t بذارین. فایل حدودا 85 مگه.
رفع مشکل سایت
1388/3/5 , 469 days ago
بالاخره سایت درست شد. احتمالا نتونین حدس بزنین که چقدر خوشحالم. الان که نگاه کردم دیدم نوشته قبلیم مال 80 روز قبله، یعنی حدود 80 روز گرفتار سایتم بودم.
ماجرا میتونست سادهتر از اینها باشه. جایی که قبلا ازشون سرویس گرفته بودم بدون هماهنگی من سرور رو از ویندوز به لینوکس تبدیل کرد و این باعث شد که هم یه مدتی دچار مشکل بشم و هم اینکه کلا Windows Live Writer دیگه با سایتم کار نکنه و به این خاطر نوشتن مطلب کمی مشکل بشه. این مسئله باعث شد که تصمیم بگیرم برای امسال هردو سایتم رو به جای دیگهای منتقل کنم.
این انتقال به موقع انجام نشد، به همین خاطر مدت اشتراک دامین این سایتم تموم شد و دامین پارک شد. مجبور شدم با اینکه از جای جدید هاست و دامین خریده بودم، از قدیمیه هم دوباره دامین رو بخرم که از حالت پارک در بیاد و بتونم منتقلش کنم. بعد از اینکه منتقل شد، بکاپهای سایت رو بازیابی کردم، ولی CMS کار نمیکرد. خیلی باهاش سر و کله زدم و درست نشد. آخر سر با یکی از برنامهنویسهای CMS توافق کردم که در ازای گرفتن یه مبلغی (که متاسفانه بر خلاف میل من مبلغ ثابت نبود و وابسته به زمان بود و از اون بدتر مبلغش به واحد پول کشور خودش، یعنی دلار بود) همه چیز رو برام درست کنه. اون بیچاره هر کاری که کرد نتونست با کنترل پنل هاست جدید من کنار بیاد، چون به شدت کنده؛ فکر میکرد خرابه.
به هر حال، در کمال نا امیدی یه روز صبح تو خواب و بیداری ایده جدیدی به سرم زد؛ به هاست قدیمی زنگ زدم و پرسیدم که هنوز دیتای هاست من رو دارن یا نه. خوشبختانه داشتن؛ ازشون دوباره هاست خریدم و خواستم که دیتا رو بازیابی کنن، بعد هم آدرس دامین رو عوض کردم که به جای هاست جدید بیاد رو هاست قدیمی… و درست شد! این اتفاق آخریها همه تو حدود یه روز افتادن.
حالا الان یه هاست بیکار هم دارم، اگه کسی دوست داشت میتونه با حدود ده تومن یه دامین بگیره و به من هم خبر بده که هاست رو هدیه بدم بهش.
این مدت کتاب خودآموز ArcGIS تموم شد؛ البته عنوان قطعیش رو هنوز انتخاب نکردیم. برای سومین بار هم کتاب مبانی کامپیوتر آموزش و پرورش رو تغییر دادم تا ببینیم این دفعه میپسندن یا نه. کتاب راهنمای فرمولنویسی در اکسل (به زبان خیلی ساده) که خیلی وقت پیش نوشته بودمش و به دلایلی چاپ نشده بود رو به ناشر دیگهای (دیباگران) سپردم و داره چاپ میشه. پریماورا P6 همه کاراش تموم شده و الان فکر میکنم دارن لیتوگرافیش میکنن. کتاب AutoCAD 2009ام چاپ شده، هرچند که خودم هنوز ندیدمش. کتاب راهنمای عکاسی دیجیتال که قراره جایگزین کتاب قبلیم، راهنمای خرید و کار با دوربینهای عکاسی دیجیتال بشه هم ویراستاریش تموم شده و داره صفحهبندی میشه (میدونم تعجب میکنین، ولی خودم دارم صفحهبندیش میکنم). الان هم دارم روی خودآموز Expression Web و Sharepoint Designer کار میکنم.
چند روز پیش یه کشف مهم تو پراجکت کردم؛ سر فرصل دربارش مینویسم. این روزها به دلایلی با مسئله پیشرفت برنامهریزی دورهای ترکیبی زیاد سر و کار داشتم، به همین خاطر ممکنه دربارش بیشتر بنویسم؛ علاوه بر اون دارم یه برنامه مینویسم که این نوع پیشرفت رو تو پراجکت حساب کنه. برای بانک مرکزی پیمانکار جدیدی گرفتیم و الان به شدت تو فکر اینم که سیستم برنامهریزی و کنترل پروژمون تو این قسمتِ کار، که خیلی گسترده، متنوع و پیچیدس چی باشه. دارم به این نتیجه میرسم که باید سیستم اینترپرایز باشه. حالا بین پریماورا P6 و پراجکت سرور شک دارم. جنبه اینترپرایز پریماورا رو خیلیها میشناسیم، ولی پراجکت سرور رو عده خیلی کمی میشناسن، من هم جزو اون عده نیستم.
خوب، زیاد نوشتم که عقدهگشایی کنم… لذتبخش بود!
کتاب دیگهای در مورد پریماورا 6
1387/11/30 , 566 days ago
امروز تو خبری خوندم که کتاب آقایان عوضخواه و یعسوبی، که احتمالا هر دو نفر رو بشناسین، با موضوع P6 در اومده.
البته واقعیت اینه که مشخصات کتاب تو خبر کامل نیست و مثلا تعداد صفحهها و اینکه کتاب اصلی چی بوده مشخص نیست. همینطور اینکه کتاب در مورد کل مجموعه P6 هست، یا فقط به ماژول Project Management میپردازه.
حالا در این مورد ازشون سوال میکنم، ولی کلا فکر میکنم منبع اصلی اونها همون منبعی بوده که من هم برای کتاب پریماورام استفاده کردم، چون تا جایی که خبر دارم کتاب دیگهای در این مورد وجود نداره.
چاپ کتاب رو به همکارانم عوضخواه و یسعوبی تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت میکنم.
چند بار ازم در مورد اینکه کتابم چه موقع چاپ میشه پرسیدن. الان ویراستاری کتاب داره تموم میشه. فکر میکنم تا حدود دو ماه دیگه چاپ بشه.
فهرست مطالب کتاب پریماورا
1387/10/30 , 596 days ago
امروز که اومدم کارای نهایی کتاب رو انجام بدم، متوجه شدم قبلا یکی از فصلها رو ترجمه نکرده بودم و مونده بود برای آخر کار. حالا یه مدتی هم باید صرف اون فصل بکنم. البته فصل کوتاهیه، کلا حدود بیست صفحه. هرچی هم فکر میکنم یادم نمیاد چرا اون موقع این فصل رو ترجمه نکرده بودم.
به هر حال، این فهرست مطالب کتابه:

راستی، نمیدونم قبلا توضیح دادم یا نه؛ این کتاب در مورد کل P6 نیست، فقط ماژول Project Management رو پوشش میده. البته فکر نمیکنم کسی زیاد نگران بشه، چون اکثرا با این ماژول سر و کار دارن.
پایان ترجمه کتاب پریماورا
1387/10/29 , 597 days ago
چند دقیقه پیش ترجمه کتاب تموم شد. یه چیزی حدود 450 صفحه از آب در اومد. البته تعداد صفحهها بعد از صفحه بندی یه مقدار تغییر میکنه.
حالا یکی دو روز کارهای نهایی داره (شماره زدن شکلها و ارجاعهای داخلی و …) و بعد تحویل ناشر میدم. اونها هم بین دو تا چهار ماه دیگه کتاب رو میفرستن به بازار.
از الان به بعد کار روی کتابای جدید شروع میشه. الان دوتا کتاب دارم که همزمان پیش میره. البته برای یکی از کتابها همکار دارم و مشترک کار میکنیم، درباره GIS و نرمافزار ArcGIS هست؛ اونیکی هم کتاب عکاسی دیجیتال مقدماتیه که قبلا یک سومش رو نوشته بودم و به خاطر کارای زیادی که داشتم معلقش کرده بودم و حالا باید تمومش کنم. دیروز بهم خبر دادن که چاپ چهارم کتاب عکاسی قبلیم هم تموم شده و اگه کتاب جدید رو بهشون برسونم میتونن به جای تجدید چاپ کتاب قبلی، جدیدا رو چاپ کنن.
ازسرگیری کار کتاب پریماورا 6
1387/10/9 , 617 days ago
از دیروز دوباره مشغول نوشتن کتاب شدم. از این به بعد هر روز صبح پیش از هر کاری 10 صفحه از کتاب رو خواهم نوشت تا کتاب در زمان قرارداد (نیمه بهمن) تموم بشه.
تصمیم گرفتم کتاب ترجمه باشه، نه ترجمه و تالیف. نمیدونم چرا، ولی احساس میکنم انرژی کافی برای ترجمه و تالیف ندارم و ترجیح میدم به جای اینکه فکر کنم کتاب چطوری میتونه بهتر بشه و ضعفهای احتمالیش رو پوشش بدم و امثال اینها، کل مسئولیت رو به گردن نویسندگان اصلی کتاب بذارم و فقط اصل کتاب رو (با کمی توضیحات بیشتر در مواقع اضطراری) ترجمه کنم. علت اصلیش هم اینه که در مدت اخیر سرم زیاد از حد شلوغ بوده و متاسفانه در کنار کارهام که بیشتر از همهیشه بوده، یه سری کارای ذوقی هم برام پیش اومده و وضعیت رو بدتر از قبل کرده. حجم کتاب هم کمابیش زیاده؛ کلا ترجیح میدم کتابهایی که مینویسم بیشتر از 300 صفحه نباشن.
به هر حال… الان رسیدم به فصلی که در مورد تخمینهای کل به جزئه؛ این مطلب رو مینویسم و میشینم سر ترجمه کتاب.
وضعیت کتاب پریماورا P6
1387/9/29 , 627 days ago
تا حالا چند بار ازم در مورد وضعیت کتاب P6 سوال شده. راستش تو 65 روز اخیر اصلا روش کار نکردم، چون خیلی فشار کار شرکتها زیاد شده بود و متاسفانه یه مقدار تنش هم داشت. من هم یه عادتی دارم امکان نداره مثلا بشیم نیم ساعت کار کنم… وقتی میخوام کار کنم حداقل باید دو سه ساعت پیوسته کار کنم و تمرکز کامل هم داشته باشم.
خلاصه این شد که کتاب این مدت تعطیل بود. الان کتاب نصف شده و به هر حال از اواخر همین هفته ترجمشو دوباره دست میگیرم. احتمالا تا یه ماه و نیم دیگه تمومش کنم.
بعد از اینکه کتاب رو تحویل انتشارات بدم حدود سه تا پنج ماه طول میکشه تا چاپ شه.
Primavera Project Planner 6.0
1387/7/20 , 696 days ago
فقط خواستم بگم همچین نرمافزاری وجود نداره!
یه نرمافزار قدیمی از شرکت پریماورا هست به اسم Primavera Project Planner که مخففش میشه P3 و ورژن 3.1 و فکر کنم 4.1 داره. بعد از اون ظاهرا نسخه جدیدی از این نرمافزار تولید نشده. نرمافزاری که مدتهای اخیر پریماورا بیشترین تاکید رو روش داره، Primavera Project Manager هست که نسخههای 5 و 6 داره و فقط نسخه 6 اون رو P6 هم مخفف میکنه. نرمافزارهای جدید برخلاف P3، سازمانی هستن.
گزارش کارکرد
1387/6/30 , 717 days ago
امروز پیشرفت کتاب پریماورا 6 به حدود 30٪ رسید. البته نه 30٪ از کل کار، 30٪ از کار اصلی. بعد از اینکه نوشتن کتاب کامل بشه سه چهار مرحله کارهای دیگه هم دارم، که البته روی هم کمتر از 10٪ کل کار هستن.
جالب اینه که اون کارای آخر کمتر از 10٪ زمان کل رو صرف میکنن، ولی تاثیرشون روی کیفیت کتاب خیلی بیشتر از ده درصده… مثل همه فعالیتهایی که آخر کار انجام میشن!
قبلا تو فکر بودن که بعد از این کتاب روی شیرپوینت یا ویندوز سرور، که برای کارام هم لازم هستن کار کنم؛ ولی الان یه مدتیه که هوس کردم رو کتاب عکاسیم کار کنم… حالا ببینیم چی میشه.
مشکل در نصب پریماورا 6
1387/6/7 , 740 days ago
امروز قرارداد کتاب راهنمای پریماورا 6 رو بستیم و کارم رو شروع میکنم. کتاب حدود 550 صفحه خواهد بود.
الان چند ماهی میشه که برای کارام به جای پریماورا 5 از 6 استفاده میکنم. البته قسمت خیلی کوچکی از کارامو را پریماورا انجام میدم و عموما پراجکتی هستن. به هر حال، الان که اومدم روی ویندوز جدید لپتاپم دوباره پریماورا 6 رو نصب کنم، دچار مشکل شدم.
نسخهای از پریماورا 6 که من دارم، روی نسخهای از XP که روی لپتاپم نصب شده (نسخه غیر مجاز) درست نصب نمیشه. در واقع SQL Server نصب نمیشه و به همین خاطر کار نمیکنه. تنها راهی که پیدا کردم اینه که اول پریماورا 5 رو نصب کنم تا SQL Server قدیمی رو اون نصب کنه و وقتی که پریماورا 6 نمیتونه SQL رو نصب کنه، مشکلی پیش نیاد. اگه شما هم به چنین مشکلی بر خوردین و راه حل جالبتری به نظرتون نرسید، میتونین از همین روش استفاده کنین.
الان دارم پریماورا 6 رو روی ویستای لپتاپم (نسخه مجاز) نصب میکنم. همین الان که دارم این رو مینویسم نصب SQL داره تموم میشه و اون قسمتی که توی XP خطا میداد رو رد کرده. میشه گفت که پریماورا 6 تو ویستا مشکل نصب نداره.
این ماجرای ویستا و XP هم دردسری شده. قبلا مشکل این بود که بعضی برنامهها تو ویستا درست کار نمیکردن، ولی همه تو XP بدون مشکل بودن. الان مشکل بیشتر شده! بعضیها فقط تو ویستا بدون مشکل کار میکنن و بعضیها فقط تو XP. اتوکد 2009 رو هم تو XP نتونستم نصب کنم (مشکل اون این بود که دات نت 3 میخواست و دات نت 3 روی XP من نصب نمیشد، در حالی که ویستا اصولا این دات نت رو داره و به همین خاطر اتوکد راحت اجرا میشد).
کتاب جدید
1387/4/28 , 781 days ago
دو روزیه که مشغول کتاب جدیدم. متاسفانه بر خلاف چیزی که قبلا گفته بودم، کتاب جدید پریماورا 6 نیست. پریماورا رو بعد از کتاب فعلی، که اتوکد 2009 هست مینویسم.
اتوکد 2009 نسخه بهروز شده و بازبینی شده اتوکد 2007 خواهد بود، به همین دلیل زود تموم میشه. احتمالا یه ماهه.
از دیروز فکرم خیلی مشغول یه سری چیزاس… اینکه آدم چقدر از زمانش رو به برنامهریزی و چقدرش رو به اجرا اختصاص بده. فکر میکنم باید سهم قسمت برنامهریزی کارهام رو بیشتر کنم.
چطوری به مشکل بر خوردم!
1387/4/23 , 786 days ago
شاید متوجه شده باشین که یه مدتیه کم می نویسم. علتش اینه که ظاهرا یوزرنیم یا پسورد وبلاگ رو فراموش کردم!
البته من با تمام وجود احساس می کنم هردوش یادمه، ولی وقتی واردش می کنم ایراد می گیره. الان تنها راهم برای نوشتن تو این وبلاگ، اینه که با کامپیوتر خونه که پسورد توش ذخیره شده وارد بشم.
نمی دونم چیکارش می تونم بکنم!
راستی، کتاب آموزش پرورش امروز تموم شد. در مورد کتاب بعدی که قرار بود پریماورا 6 باشه یه تغییری رخ داده، قبلش اتوکد 2009 رو کار می کنم. البته نگران نباشین، این اتوکده قراره آپدیت شده و بازنگری شده کتاب 2007 خودم باشه و به همین خاطر خیلی کمتر وقت می گیره. راستی، اگه کتاب کد 2007 من رو خوندین و نظری اصلاحی دارین، وقت خیلی خوبیه که بهم بگین.
راهنمای جامع پریماورا 6
1387/3/22 , 818 days ago
خوب، احتمالا پریماورا دوستان از این خبر بدشون نیاد. بالاخره با دیباگران توافق کردم که کار تهیه راهنمای جامع پریماورا 6 رو انجام بدیم. یه کتاب بلند و بالاس که فکر کنم هفتصد صفحه ای بشه. البته بعدا اطلاعات دقیقتر هم می دم.
اصولا کتاب Windows Home Server چند ساعت پیش تموم شد. یعنی اگه به من بود، شنبه صبح کار پریماورا رو شروع می کردم. ولی به هر حال، این کار آموزش پرورش هنوز داره وقتم رو می گیره. آموزش پرورشی ها با دست پس میزنن و با پا پیش می کشن. من نمی دونم اصلا می تونم بهشون امیدوار باشم یا نه. به هر حال مجبورم کتاب رو به خاطر هماهنگ نبودن با نیازهای اون ها باز نویسی کنم و کارهاش رو از امروز شروع کردم. سعی می کنم کتابی بهتر از اونی که اول قصد داشتم تهیه کنم.
امتیاز پریماورا
1386/10/23 , 968 days ago
پریماورا یه چیز داره که پراجکت نداره و واقعا برای من یه نفر خیلی مهمه: امکان تعریف کردن فیلدهای جدید (فیلدهای پراجکت ثابتن، نه کم میشن و نه زیاد).
هروقت روی برنامه مهمی کار میکنم، به شدت فیلد اختصاصی (Custom Field)، یعنی فیلدهای آزادی که میشه بهشون فرمول و اینطور چیزها داد، کم میارم. اگه میشد فیلد تعریف کنم خیلی احساس آزادی میکردم.
وقتی پراجکت 2007 داشت میومد، امیدوار بودم که حداقل فیلدهای اختصاصیش زیاد شده باشن. بعضی فیلدهای اختصاصی زیاد شدن، ولی فیلدهای Number که به نظر من پر استفادهترینشون هست، همون بیستای قبلی باقی موندن (مثلا فیلدهای Text شدن سیتا).
نمیدونم!
1386/10/13 , 978 days ago
اگه قرار باشه یه چیز رو تو دنیای برنامهریزی و کنترل پروژه ندونم، اینه:
چطور وقتی پریماورا 5 هست، هنوز بعضیها با P3 3.1 کار میکنن!
وقتی پریماورا بخواد اذیت کنه!
1386/10/13 , 978 days ago
نمیدونم به چه دلیل، تنها کامپیوتری که نمیتونم توش P3 رو نصب کنم، لپتاپمه که باهاش کار میکنم. به هر حال… یه برنامه P3 دارم که پیمانکار فرستاده و باید کنترلش کنم. اول import کردمش تو پریماورا 5. بعد از اینکه یه کم باهاش کار کردم، پاکش کردم تا با یه سری تنظیم دیگه import کنمش. چشمتون روز بد نبینه! الان دو روزه به بدبختی افتادم، بلکه بتونم دوباره import کنمش! یه بار هم پریماورا رو uninstall و دوباره install کردم، نشد. SQL رو uninstall و install کردم، باز هم نشد. جالب اینه که بعد از همه این کارا، اومدم یه بار دیگه uninstall کردنش رو امتحان کنم، دیگه حتا install هم نمیشد! با کلی بدبختی چند دقیقه پیش موفق شدم دوباره پریماورا رو نصب کنم. باز خودش خیلی خوبه. ولی… ولی باز هم برنامهای که قبلا یه بار import کرده بود رو import نمیکنه!
P3e رو هم نصب کردم، اون هم نمیتونه import کنه. P3 هم که نصب نمیشه… بدجور گرفتار شدم. MPXش هم به درد نمیخوره…
پ.ن. بالاخره import شد! دونه دونه تنظیمهای import رو عوض کردم و با غیر فعال کردن import unused wbs codes مشکل حل شد!
دانلود نرمافزارهای کنترل پروژه
1386/3/13 , 1192 days ago
خیلیها به دنبال جایی برای دانلود پریماورا یا دانلود MSP از این وبلاگ سر در میارن. به عنوان راهنمایی میگم که خیلی بعیده با جستجوی سایتها بتونین جایی برای دانلود این نرمافزارها پیدا کنین و اگه واقعا قصد دارین چنین کاری کنین، برنامه eMule رو بگیرین و نصب کنین. بعد از اون میتونین با اون برنامه تو شبکههای P2P که پر از نرمافزارها و فایلهای غیر مجازی مثل موارد گفته شده هست سرچ کنین و چیزی که میخواین رو پیدا کنین.
Microsoft Project Download
Primavera Download
کتابهای پریماورا و اتوکد
1386/2/29 , 1207 days ago
اطلاعات کتابهای پریماورا 5 و جلد اول اتوکد 2007 رو به صفحه رزومه ترجمه و تالیفم اضافه کردم:
روزمه
کتاب آموزشی پریماورا 5
1386/2/20 , 1216 days ago
Primavera 5.0

دقیقا همزمان با شروع نمایشگاه کتاب آموزش پریماورا 5 هم از چاپخونه بیرون اومد. این کتاب 280 صفحه هست و کانون نشر علوم اون رو چاپ کرده.
این کتاب برای سطح مقدماتی و متوسط مناسبه و پیش نیازی نداره، به جز آشنایی با اصول برنامه ریزی و کنترل پروژه.
تمام مباحث پریماورا، به عبارت بهتر مباحث پیشرفته اون، توضیح داده نشده. ولی سعی کردم تمام مسایلی که برای نوشتن برنامه های نه چندان حرفه ای و کنترل کردن اون ها لازم هست رو توش بگنجونم.
یه نکته که در مورد این کتاب، کتاب قبلیم که در مورد پراجکت 2003 بود و کتاب بعدیم که در مورد پراجکت 2007 خواهد بود، و در مورد تمام کتاب های مشابه فارسی و انگلیسی هم صادقه، اینه که کتاب تنها کار با نرم افزار رو توضیح می ده، نه چگونگی برنامه ریزی و کنترل پروژه. می دونم که خیلی از مخاطب ها دنبال کتابی کاربردی هستن که اصول برنامه ریزی و کنترل پروژه رو توضیح بده؛ برای همین هم مدتیه که به فکر همچین کتابی هستم و منابعی هم براش پیدا کردم، که احتمالا بعد از چنتا کتابی که با ناشرها قرارداد دارم، میرم سراغ اون.
این کتاب، تنها کتابیه که در مورد پریماورا 5 به زبان فارسی وجود داره، و ترجمه کتابیه که تا این تاریخ و تا جایی که من خبر دارم، تنها کتاب انگلیسی در مورد پریماورا 5 هست. نویسنده کتاب انگلیسی، نویسنده معروفیه که کتاب های زیاد و معمولا جالبی در مورد پریماورا و پراجکت نوشته. کتاب ها هم از طرف شرکت خودش، که کار اصلیش مشاوره برنامه ریزی و کنترل پروژه هست چاپ می شن.
كتاب پريماورا 5
1386/2/8 , 1228 days ago
Primavera 5.0

كتاب خودآموز پريماورا 5 در آينده خيل نزديك از چاپخونه بيرون مياد. البته نميدونم به نمايشگاه كتاب ميرسه يا نه، به هر حال هم من و هم ناشر خيلي سعي كرديم كه تا اون موقع آماده بشه.
من كه خودم شخصا ترجيح ميدم از پريماورا استفاده نكنم، ولي اگه قرار باشه بكنم، حاضر نيستم با ورژنهاي قديميش كار كنم، چون ورژن 5 واقعا بهتر شده. البته بهتر شدنش بيشتر از نظر اينترفيس بوده، كه يكي از نقاط ضعف خيلي بزرگ پريماورا بوده و هست.
يه مسئله ديگه در مورد پريماورا اينه كه نسخههاي جديدش همه enterprise هستن، و اگه كسي قصد نداشته باشه كار enterprise كنه، قابليتهاي اضافه اون كمي دست و پا گير ميشن.
تا کنون
394
مطلب در این سایت نوشته شده است.
این صفحه مطالبی را نمایش داده است که کلمه کلیدی
پریماورا
را دارند.
برای مطالعه آخرین مطالب سایت به
صفحه اول
مراجعه کنین. میتونین به
آرشیو مطالب
هم مراجعه کنین؛ در اونجا تمام مطالب سایت در دستهبندیهای مختلف ارائه شدن.
اگه دوست دارین مطالب بعدی سایت از دستتون در نره، بهترین کار اینه که مشترک
فید
سایت بشین.