پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

چرا از نرم افزارهای اینترپرایز استفاده کنیم؟

خیلی‌ها سعی می‌کنن به جای نرم‌افزارهای مدیریت پروژه معمولی، از نسخه‌های اینترپرایز (پراجکت سرور یا پریماورایی که اینترپرایز باشه و تحت سرور اجرا بشه) استفاده کنن. چرا؟

بعد از این‌که با خیلی‌ها صحبت کردم، متوجه شدم دلیلی که دارن، ساده‌تر شدن و عمومی شدنِ دسترسی به اطلاعاته.

البته و صد البته سیستم‌های اینترپرایز بستر خوبی برای اطلاع‌رسانی به وجود میارن، ولی این دلیل کافی برای استفاده از اون‌ها نیست. اگه هدف اطلاع‌رسانی باشه، می‌شه یه داشبورد اینترنتی یا اینترانتی ساده راه انداخت، و اتفاقا محصولش خیلی هم بهتر و خواناتره.

دلیل اصلی برای استفاده از سیستم‌های اینترپرایز، گروهی کار کردنه. برای وقتیه که بیشتر از 10 نفر بخوان مستقیما با نرم‌افزار کار کنن و هرکدوم گوشه‌ای از یک کار رو به عهده گرفته باشن (نه این‌که سریال کار کنن). اگه چنین موقعیتی ندارین، به نظر من اشتباه بزرگیه که برین سراغ نرم‌افزارهای اینترپرایز.

همیشه در نظر داشته باشین که پیچیده کردنِ ناگهانی و افراطی ابزار، کارکرد رو دچار مشکل می‌کنه. این که می‌تونیم نرم‌افزارهای گرون قیمت رو به رایگان استفاده کنیم (طناب مفت) دلیل نمی‌شه که استفاده کنیم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

رفع مشکل سایت

بالاخره سایت درست شد. احتمالا نتونین حدس بزنین که چقدر خوشحالم. الان که نگاه کردم دیدم نوشته قبلیم مال 80 روز قبله، یعنی حدود 80 روز گرفتار سایتم بودم.
ماجرا می‌تونست ساده‌تر از این‌ها باشه. جایی که قبلا ازشون سرویس گرفته بودم بدون هماهنگی من سرور رو از ویندوز به لینوکس تبدیل کرد و این باعث شد که هم یه مدتی دچار مشکل بشم و هم این‌که کلا Windows Live Writer دیگه با سایتم کار نکنه و به این خاطر نوشتن مطلب کمی مشکل بشه. این مسئله باعث شد که تصمیم بگیرم برای امسال هردو سایتم رو به جای دیگه‌ای منتقل کنم.
این انتقال به موقع انجام نشد، به همین خاطر مدت اشتراک دامین این سایتم تموم شد و دامین پارک شد. مجبور شدم با این‌که از جای جدید هاست و دامین خریده بودم، از قدیمیه هم دوباره دامین رو بخرم که از حالت پارک در بیاد و بتونم منتقلش کنم. بعد از این‌که منتقل شد، بکاپ‌های سایت رو بازیابی کردم، ولی CMS کار نمی‌کرد. خیلی باهاش سر و کله زدم و درست نشد. آخر سر با یکی از برنامه‌نویس‌های CMS توافق کردم که در ازای گرفتن یه مبلغی (که متاسفانه بر خلاف میل من مبلغ ثابت نبود و وابسته به زمان بود و از اون بدتر مبلغش به واحد پول کشور خودش، یعنی دلار بود) همه چیز رو برام درست کنه. اون بیچاره هر کاری که کرد نتونست با کنترل پنل هاست جدید من کنار بیاد، چون به شدت کنده؛ فکر می‌کرد خرابه.
به هر حال، در کمال نا امیدی یه روز صبح تو خواب و بیداری ایده جدیدی به سرم زد؛ به هاست قدیمی زنگ زدم و پرسیدم که هنوز دیتای هاست من رو دارن یا نه. خوشبختانه داشتن؛ ازشون دوباره هاست خریدم و خواستم که دیتا رو بازیابی کنن،‌ بعد هم آدرس دامین رو عوض کردم که به جای هاست جدید بیاد رو هاست قدیمی… و درست شد! این اتفاق آخری‌ها همه تو حدود یه روز افتادن.
حالا الان یه هاست بیکار هم دارم، اگه کسی دوست داشت می‌تونه با حدود ده تومن یه دامین بگیره و به من هم خبر بده که هاست رو هدیه بدم بهش.

این مدت کتاب خودآموز ArcGIS تموم شد؛ البته عنوان قطعیش رو هنوز انتخاب نکردیم. برای سومین بار هم کتاب مبانی کامپیوتر آموزش و پرورش رو تغییر دادم تا ببینیم این دفعه می‌پسندن یا نه. کتاب راهنمای فرمول‌نویسی در اکسل (به زبان خیلی ساده) که خیلی وقت پیش نوشته بودمش و به دلایلی چاپ نشده بود رو به ناشر دیگه‌ای (دیباگران) سپردم و داره چاپ می‌شه. پریماورا P6 همه کاراش تموم شده و الان فکر می‌کنم دارن لیتوگرافیش می‌کنن. کتاب AutoCAD 2009ام چاپ شده، هرچند که خودم هنوز ندیدمش. کتاب راهنمای عکاسی دیجیتال که قراره جایگزین کتاب قبلیم، راهنمای خرید و کار با دوربین‌های عکاسی دیجیتال بشه هم ویراستاریش تموم شده و داره صفحه‌بندی می‌شه (می‌دونم تعجب می‌کنین، ولی خودم دارم صفحه‌بندیش می‌کنم). الان هم دارم روی خودآموز Expression Web و Sharepoint Designer کار می‌کنم.

چند روز پیش یه کشف مهم تو پراجکت کردم؛ سر فرصل دربارش می‌نویسم. این روزها به دلایلی با مسئله پیشرفت برنامه‌ریزی دوره‌ای ترکیبی زیاد سر و کار داشتم، به همین خاطر ممکنه دربارش بیشتر بنویسم؛ علاوه بر اون دارم یه برنامه می‌نویسم که این نوع پیشرفت رو تو پراجکت حساب کنه. برای بانک مرکزی پیمانکار جدیدی گرفتیم و الان به شدت تو فکر اینم که سیستم برنامه‌ریزی و کنترل پروژمون تو این قسمتِ کار، که خیلی گسترده، متنوع و پیچیدس چی باشه. دارم به این نتیجه می‌رسم که باید سیستم اینترپرایز باشه. حالا بین پریماورا P6 و پراجکت سرور شک دارم. جنبه اینترپرایز پریماورا رو خیلی‌ها می‌شناسیم، ولی پراجکت سرور رو عده خیلی کمی می‌شناسن، من هم جزو اون عده نیستم.

خوب، زیاد نوشتم که عقده‌گشایی کنم… لذت‌بخش بود!

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام