پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

استفاده درست از نمودارهای دایره ای

واقعیت اینه که اکثر آدما زیاد از حد از نمودارهای دایره‌ای استفاده می‌کنن، اون هم در حالی که این نمودارها مجموعا زیاد قوی نیستن. تو این مطلب می‌خوام در مورد شیوه درست استفاده از نمودارهای دایره‌ای توضیح بدم.

هروقت می‌خوایم نمودار بکشیم باید به این فکر کنیم که هدفمون چیه و دقیقا چه چیزی رو می‌خوایم منتقل کنیم. مثلا اگه می‌خوایم تغییر یه مقدار پیوسته رو نشون بدیم (مثلا پیشرفت‌های تجمعی)، قاعدتا بهتره از نمودارهای خطی استفاده کنیم، چون پیوستگی رو خوب به تصویر می‌کشن. اگه پیوستگی نداشته باشن (مثلا مقدارهای دوره‌ای به جای مقدارهای تجمعی)، بهتره از نمودار خطی استفاده نکنیم، چون اشتباها پیوستگی رو به ذهن القا می‌کنن.

خوب، حالا چه موقع باید از نمودارهای دایره‌ای استفاده کنیم؟

ببینین نظرتون در مورد نمودار پایین چیه:

نمودار دایره‌ای

این نتیجه یه مطالعه جالبه از Standish Group، که نشون می‌ده چقدر قابلیت‌های اضافه تو نرم‌افزارها داریم. این برای کسایی که تو پروژه‌های نرم‌افزاری کار می‌کنن خیلی مهمه، چون نشون می‌ده که به اندازه کافی روی ارزش تجاری گستره پروژه‌مون تمرکز نداریم. مثلا اون ۴۵ درصد قابلیت‌هایی که تقریبا هیچوقت استفاده نمی‌شن رو می‌تونیم تولید نکنیم و در عوض هزینه و زمان پروژه رو نصف کنیم. مدیریت این ماجرا تو پروژه‌هایی که چابک اجرا می‌شن خیلی راحت‌تره.

بگذریم… در مورد این نتایج، استفاده از نمودار دایره‌ای چندان بد نیست. کارکرد اصلی نمودار دایره‌ای مقایسه مقادیر با همدیگه نیست، بلکه مقایسه مقادیر با کله. چیزی که نمودار بالا خوب نشون می‌ده اینه که مثلا چه مقداری از کل قابلیت‌های نرم‌افزار استفاده نمی‌شن… اون بخش قرمز حس خوبی می‌ده که این ۴۵ درصد تا چه اندازه بزرگه.

نکته: به شیوه‌ای که از رنگ‌ها برای ساده کردن این نمودار استفاده شده هم توجه کنین.

 

اگه هدف مقایسه یک یا چند مقدار با کل نباشه و در عوض بخوایم مقدارها رو با همدیگه مقایسه کنیم، نمودار دایره‌ای خوانا نیست. راه حل مناسب نمودار میله‌ایه:

نمودار میله‌ای

حالا الان خیلی خوب می‌تونیم ببینیم که مثلا قابلیت‌هایی که معمولا استفاده می‌شن چقدر بیشتر از اون‌هایی هستن که همیشه استفاده می‌شن. حس کردن این تفاوت تو نمودار دایره‌ای به این اندازه راحت نیست.

پس این رو در نظر داشته باشین که مهم‌ترین معیار برای انتخاب نوع نمودار، پیامیه که می‌خوایم به مخاطب برسونیم.

 

آخرین نکته‌ای که دلم می‌خواد بگم، اینه که حتی اگه هدف مقایسه مقدارها با کل باشه، باز هم مجبور نیستیم از نمودار دایره‌ای استفاده کنیم و خودمون رو گرفتار ترکیب نامناسبش که فضا رو هدر می‌ده بکنیم؛ مثلا شاید بتونیم از چنین چیزی استفاده کنیم:

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

ترسیم Bullet Graph در اکسل

قبلا خیلی تبلیغ Bullet Graph رو کرده بودم. معادل فارسی جالبی هم براش به نظرم نرسیده، اگه چیزی به نظرتون می‌رسید خوشحال می‌شم بهم بگین.

این نمودار ابداع Stephen Few، استاد بزرگِ بصری‌سازی اطلاعاته. یه کتاب خیلی خوب هم داره که تو فکرم ترجمه کنم.

بگذریم. بولت گراف اینه:

 

 image

 

از این نمودار تو داشبوردها و گزارش‌های مدیریتی زیاد استفاده می‌شه، چون خطای بصری ایجاد نمی‌کنه و حجم اطلاعاتی که ارائه می‌کنه به سطحی که اشغال می‌کنه خیلی بالاتر از نمودارهای دیگه‌ای مثل نمودار دایره‌ایه. از شما چه پنهون، به نظر من خیلی هم شیکه!

برای ساخت نمودار دو روش استفاده می‌کنم. یکی از اون‌ها برای نمودارهای تکی مناسب‌تره و اونیکی برای نمودارهای گروهی.

 

شیوه ترسیم نمودارهای تکی:

فرض کنین می‌خوایم نمودار رو برای این مقادیر ترسیم کنیم:

image

حالا یه جدول دیگه می‌سازیم که مقادیرش رو از روی این دو مقدار محاسبه کنه:

image

مقدارها رو که می‌تونین حدس بزنین چی هستن، دیگه توضیح نمی‌دم.

حالا مقدارها رو انتخاب کنین…

image

و بعد نموداری که تو شکل می‌بینین رو انتخاب کنین…

image

این می‌شه نتیجه کار:

image

حالا روی یکی از میله‌ها کلیک راست کنین و Format Data Series رو انتخاب کنین. سمت چپ کادر محاوره‌ای که باز می‌شه Series Options رو انتخاب کنین و بعد دستگیره Gap Width رو کاملا به سمت چپ بکشین…

image

نتیجه می‌شه این:

image

حالا راهنما رو برمی‌دارم، حداکثر نمودار رو می‌برم روی 100٪، برچسب‌های محور عمودی رو هم پاک می‌کنم، خط‌های عمودی نمودار رو هم کمرنگ می‌کنم. صد البته نمودار رو کوچیک هم می‌کنم:

image

مرحله بعد رنگ‌آمیزیه. روی میله آبی رنگِ کوتاه کلیک کنین… حالا دوباره کلیک کنید تا فقط همون یه دونه انتخاب بشه… بعد کلیک راست و Format Data Point. حالا رنگش رو انتخاب کنین. همین کار رو با سه‌تا میله بعدی بکنین و به اون سه‌تا رنگ یکسانی بدین.

image

تموم!

 

شیوه ترسیم نمودارهای گروهی:

اگه با گروهی از مقادیر سر و کار داشته باشیم و بخوایم برای تک تکشون نموداری به روش قبل بکشیم خیلی وقت می‌گیره. در این صورت می‌شه به روشی که الان می‌گم نمودار رو ترسیم کرد.

این اطلاعات پایه:

image

کل اطلاعات رو همراه با برچسب‌ها انتخاب کنین و باهاش نمودار Clustered Culumn بکشین:

image

یه کم تر و تمیزش می‌کنیم:

image

حالا روی میله‌هایی که می‌خواین داخل قرار بگیرن کلیک راست کنین و Format Data Series رو انتخاب کنین. تو کادر محاوره‌ای که باز می‌شه Secondary Axis رو انتخاب کنین.

image

روی محور جدیدی که سمت راست کشیده شده کلیک کنین و بهش حداکثری بدین که برابر با محور سمت چپ باشه.

image

نمی‌دونم با این همه شکلی که تو این مطلب گذشتم چقدر طول می‌کشه صفحه‌تون کامل لود بشه، ولی به هر حال کار رو ادامه می‌دیم.

دوباره روی میله‌های داخلی کلیک راست کنین و Format Data Series رو انتخاب کنین و این دفعه Gap Width رو تا آخر سمت راست ببرین.

image

همین، تموم شد. تو این پروژه فرضی پیشرفت واقعی E از برنامه‌ریزیش بیشتره. مبارک باشه!

اگه دوست ندارین نمودارتون دوتا محور عمودی داشته باشه می‌تونین یکیشو پاک کنین، ولی به نظر من بهتره نکنین، چون اگه یه موقع حداکثرِ این دوتا نمودار با هم فرق کنه مقیاس دو گروه میله عوض می‌شه و نمودار اشتباه می‌شه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمودارهای دایره‌ای را کنار بگذارید

شما هم از اون گروهی هستین که نمودارهای دایره‌ای زیاد استفاده می‌کنن؟ متاسفم، ولی نمودارهای دایره‌ای معمولا انتخاب خوبی نیستن.

به این نمودار توجه کنین:

image

نظرتون درباره نمودار چیه؟ به نظرتون به اندازه کافی خوانا هست؟

البته می‌شه به اندازه کافی تو اون دقت کرد و مثلا متوجه شد که چه حدود نسبت‌هایی برقراره، ولی مگه قرار نیست نمودار کار رو راحت‌تر کنه؟

شاید به این فکر کنین که ممکنه این قالب‌بندی بهتر باشه:

image

الان هم عنوان و هم مقدار قطاع‌ها نوشته شده، در نتیجه لازم نیست که دایما رنگ‌ها رو با راهنما انطباق بدیم. ولی زیاد از حد شلوغ شد.

نموداری که اکثر مواقع نتیجه خوبی می‌ده، نمودار میله‌ایه:

image

حالا این دوتا نمودار رو با هم مقایسه کنین و ببینین که چقدر خواناییشون با هم فرق می‌کنه.

نمودارهای دایره‌ای دو مشکل کلی دارن:

  • وقتی بیشتر از سه قطاع داشته باشن، نمی‌تونن نسبت‌ها رو خوب نشون بدن.
  • معمولا نسبت اطلاعاتی که ارائه می‌کنن به فضایی که اشغال می‌کنن پایینه.

 

من خودم گاهی برای مقایسه دو یا سه مقدار از نمودارهای دایره‌ای استفاده می‌کنم (یا شاید بهتر باشه بگم می‌کردم). مثلا همچین چیزی:

image

از این‌ها به تعداد زیاد استفاده می‌کردم و بعدا تو صفحه راهنما توضیح می‌دادم که سبز پیشرفت واقعیه، قرمز مقدار باقیمانده پیشرفت برنامه‌ریزی شده‌س (یعنی سبز و قرمز با هم می‌شن کل پیشرفت برنامه‌ریزی شده و در شرایط مناسب نباید رنگ قرمز تو نمودار دیده بشه) و زرد هم تفاضل کل کار و مقدار برنامه‌ریزی شده‌س.

این نوع نمودار به خاطر کم بودنِ تعداد مقادیرش بد نیست، ولی همین رو هم می‌شه میله‌ای نمایش داد:

image

حتی می‌شه کمی بیشتر انرژی گذاشت و نمودارهای پیشرفته‌تری هم تهیه کرد:

image

تو این نمودار به جای سبز از مشکی استفاده شده، به جای جمع سبز و قرمز از خاکستری و زرد هم نشون داده نشده. این نمودار خیلی کمتر از دایره‌ای جا می‌گیره و به نظر من خواناتر از اون هم هست.

توضیح: آخرین نموداری که تو این مطلب می‌بینین و یک سالی هست که دایما ازش تو گزارشام استفاده می‌کنم، اسمش Bullet Graph هست و مبتکر اون، کسیه که تو این مطلب از توضیحاتش زیاد استفاده کردم: Stephen Few

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

سایه در نمودارهای اکسل 2007

تو نمودارهای اکسل 2007 می‌شه به عناصر سایه داد. با این کار نمودار حالت سه بعدی جالبی می‌گیره.

 

البته سایه‌ای که زیر کل نمودار وجود داره رو Windows Live Writer انداخته؛ منظور من سایه‌ایه که زیر میله‌ها و خط‌ها هست.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام