پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

از PMBOK

نیمی از ترجمه PMBOK تموم شد. کلا کتاب خیلی راحت‌تر از اونی که انتظار داشتم پیش رفت.
مسایل مختلفی تو این استاندارد توجهم رو جلب کرد. مثلا یکیش اینه که با تاکید خیلی زیادی روش زنجیره بحرانی (Critical Chain) رو به عنوان روشی هم‌ارز مسیر بحرانی (Critical Path( معرفی می‌کنه و می‌گه که می‌شه از هرکدوم از این‌ها استفاده کرد. با این حال، تمام توضیحات کتاب مطابق روش مسیر بحرانیه و هیچ توجهی به زنجیره بحرانی نداره. در واقع بهتر بود به عنوان یه استاندارد در این مورد خنثی عمل می‌کرد.
از این که بگذریم، تو خیلی مواقعِ دیگه هم یکی از چدد روشِ ممکن برای انجام یک کار رو به عنوان تنها روش قابل قبول ارائه می‌کنه، در حالی که روش‌های دیگه هم معتبرن، تو نرم‌افزارهای اصلی هم ابزارشون وجود داره، و خیلی وقت‌ها بهتره که به جای روشی که پم‌باک معرفی کرده از اونیکی روش‌ها استفاده بشه.
خلاصه بگم… با این‌که یه استاندارد جهانیه که انتظار می‌ره که خیلی دیدِ بازی داشته باشه، بعضی جاها شبیه توصیه‌هایی می‌شه که یه نفر بر اساس سلیقه و تجربه‌های محدود خودش می‌کنه.
در ضمن من مراتب شدیدِ اعتراضم رو به ویراستارهای این مجموعه اعلام می‌کنم. به یه پاراگراف طولانی و پیچیده برخوردم که همش یه جمله بود، و هر کاری که می‌کردم معنیش رو نمی‌فهمیدم. کار به جایی رسید که متن رو روی یه کاغذ بزرگ پرینت کردم و نشستم عناصر جمله رو با قلم به هم وصل می‌کردم و حالت‌های مختلف رو آزمایش می‌کردم تا ببینم چه موقع به یه ترکیب معنی‌دار می‌رسم. آخر سر فهمیدم که مشکل از اینه که یه ویرگول جا افتاده، و این جا افتادگی واقعا ساختار و معنی جمله رو به هم ریخته بود. رفتم نسخه‌های قبلی استاندارد رو کنترل کردم و دیدم که ویرگوله اونجا هست. حقیقتا اعتراف می‌کنم که تا حالا به خاطر یه ویرگول به این همه دردسر نیفتاده بودم! عملا یک روز تمام وقتم رو گرفت.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

سندروم دانش‌آموز

یه ماجرایی هست که بهش می‌گن سندروم دانش‌آموز و از مبانی تئوریک سیستم زنجیره بحرانیه (با روش مسیر بحرانی یا CPM فرق داره).
سندروم دانش آموز می‌گه که فرقی نمی‌کنه چقدر به یه دانش آموز وقت بدی، به هر حال کارش رو آخر وقت انجام می‌ده و هرچی به فرجه نزدیک‌تر می‌شه کارش فشرده‌تر می‌شه، در نهایت معمولا یه کمی هم دیرتر تحویل می‌ده. این تاخیر در تحویل با افزایش زمان حل نمی‌شه، چون مشکل سندروم دانش آموزه، نه کمبود وقت.
تو سیستم زنجیره بحرانی سعی می‌کنن مشکلات ناشی از سندروم دانش آموز رو حداقل کنن. اونجا با برنامه‌هایی سر و کار داریم که همه فعالیت‌هاش بحرانی‌ان و مدت زمان پروژه تقریبا نصف مقداریه که تو برنامه‌های معمولی به دست میاد. در عوض نصف باقی‌مونده زمان به صورت بافر تو برنامه درج می‌شه و این‌که پیمانکار در هر زمان چقدر از بافرش رو مصرف کرده باشه معیار مطابقت اون با برنامه‌س، یعنی عملا تنها سیستمیه که وابسته به ضرایب وزنی نیست.

حالا همه این‌ها رو گفتم که یه نمونه‌ای از سندروم دانش‌آموز رو بگم. همکارای ما تو سیستم پیمانکار قراره مجموعه کارهایی رو انجام بدن و هر هفته سه‌شنبه‌ها راس ساعت 2 بیان دفتر ما تا همراه با ارائه اون‌ها جلسه‌ای هم داشته باشیم. همیشه بین 20 دقیقه تا نیم ساعت تاخیر داشتن. دو هفته پیش پیمانکار و مشاور به من اصرار کردن که جلسه رو بذاریم ساعت 3 تا این مشکل حل شه. حدس می‌زدم که چنین مشکلی پیش بیاد، ولی در نهایت قبول کردم. هفته پیش که اولین بار بود جلسه ساعت 3 برنامه‌ریزی شده بود، باز هم با 25 دقیقه تاخیر اومدن. الان هم که دفعه دومه و دارم این متن رو می‌نویسم، یه ربع از زمان جلسه گذشته و هنوز نرسیدن. چرا؟ چون سندروم دانش‌آموز به این ماجرا حاکمه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام