پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

زمان بندی مبتنی بر منابع

منظورم اینه که منابع روی زمان بندی تاثیر بذارن. من یه طرفدار شدید این شیوه برنامه‌ریزیم. تو این روش فقط روابط اجتناب ناپذیر توی برنامه تعریف می‌شن (مثلا گچ و خاک بعد از سفت کاری باید انجام بشه، چون سفت کاری اگه نشده باشه چیزی نیست که روش گچ و خاک بشه)، و روابطی که نشون دهنده سلسله مراتب کاری باشن، وارد نمی‌شن (مثلا گچ و خاک این طبقه بعد از طبقه بالا یا پایینش). در عوض منابعی قابل تسطیح برای فعالیت‌های مشابه تعریف می‌شه و در صورت لزوم اولویت‌های اون‌ها هم مشخص می‌شه و بعد از این‌که منابع رو تسطیح کنیم، سلسله مراتبی که لازم داشتم به وجود میاد.

امتیاز بزرگ این روش اینه که برنامه خیلی انعطاف پذیر می‌شه. مثلا خیلی راحت می‌شه تعداد اکیپ‌ها رو کم و زیاد کرد و برنامه را تسطیح کرد تا تاثیرش رو دید؛ در حالی که تغییر تعداد اکیپ تو حالتی که از روابط برای پیاده کردن اون‌ها استفاده شده باشه یه فاجعه تمام عیاره.

با وجود تمام امتیازهای این روش که واقعا الان وقتش رو ندارم که بیشتر از این بنویسم چون همین الان باید برگردم سر برنامه‌ای که دارم تهیه می‌کنم که فردا تموم شده باشه، یه نقطه ضعف خیلی بزرگ هم وجود داره:

تو این حالت برنامه‌ریزی، هیچ راهی برای پیدا کردن عناصری که به زمان‌بندی حاکم شدن وجود نداره. مثلا وقتی از روابط استفاده شده باشه، یه مسیر بحرانی هست که آدم با اون می‌تونه زمان رو کم و زیاد کنه. تو این حالت چنین چیزی نیست. من الان یه برنامه دارم که 30 تا گروه کاری داره. هر گروه کاری یه تاریخ شروع کار تو پروژه داره و یه تعداد اکیپ، که برای جلوگیری از پیچیدگی هرچه بیشتر برنامه تعداد اکیپ رو هم در طول زمان ثابت گرفتم. من الان مدت پروژم مطابق قرارداد نیست، و بیشتر از یه ساعته که دارم با اون 60 تا پارامتری که گفتم بازی می‌کنم که زمانم درست بشه، ولی یا کمتر می‌شه، یا بیشتر…

پ.ن. وقتی دارین به وضعیتی که توش گیر کردم فکر می‌کنین این رو هم به تصورهاتون اضافه کنین که هر بار تغییر دادن پارامترها بعد از تسطیح منابع خودش رو نشون می‌ده و تسطیح منابع یه برنامه چند هزار آیتمی که منبع هم زیاد داره، واقعا زمان زیادی لازم داره. اگه من یه روزی لپتاپم رو آپدیت کنم، بزرگترین دلیلش همین تسطیح منابعه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

ایجاد رابطه با تعریف قاعده

امروز می‌بایست یه برنامه رو خیلی سریع بنویسم. وقتی داشتم روابط رو وارد می‌کردم، که می‌دونین چقدر تکراریه و حتا با ترفندهای مختلفی که سرعت انجام این کار رو زیاد می‌کنن باز هم به اندازه کافی زیاد نمی‌شه، به این فکر افتادم که یه برنامه برای پراجکت بنویسم که با یه ترتیبی قاعده دریافت کنه و روابط رو بر اساس اون قواعد بسازه. هر وقت هم قواعد تغییر کنن، روابط رو بازسازی کنه.

مثلا فرض کنین تو پروژه‌ای خاص تعدادی از قواعد این‌ها باشن:
کانال کشی هر ناحیه، بعد از لوله کشی فاضلابش انجام می‌شه.
لوله کشی آب بعد از کانال کشی انجام می‌شه.
لوله کشی گاز، بعد از لوله کشی آب انجام می‌شه.

و روابط دیگه‌ای از این نوع. حالا کافیه چنتا فیلد داشته باشیم که یکیشون ناحیه‌ها رو مشخص کنه و یکی دیگه نوع فعالیت رو. می‌شه یه فیلد سوم هم در نظر گرفت که استثناها رو مشخص کنه. مثلا روابطی که گفتم ممکنه تو ناحیه موتورخونه برقرار نباشه، در این حالت می‌شه استثنا بودن رو تو فیلد سوم مشخص کرد تا قاعده به اون‌ها اعمال نشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

پیش‌نیازی مناسب برای تدارکات

همین الان به طور اتفاقی راه حل یه مشکل قدیمیم رو پیدا کردم.

فرض کنین یه فعالیت داشته باشیم که نیاز به تدارکات داشته باشه. در این حالت فعالیت تدارکاتی رو با فعالیت اصلی SF می‌کنیم و اون زمانی برنامه‌ریزی می‌شه که پیش از شروع فعالیت اصلی تموم شده باشه. این کاملا با سیاست تدارکات منطبقه.

حالا فرض کنین تدارکات تعدادی فعالیت مشترک باشه، و این تدارکات باید در یک مرحله انجام بشه. تو این حالت باید فعالیت تدارکاتی زمانی شروع بشه که پیش از شروع اولین فعالیت اصلی، تموم شده باشه. تو این حالت اگه به تعداد فعالیت‌های اصلی به تدارکات پیش‌نیاز SF بدیم، زمانی شروع می‌شه که پیش از شروع دیرترین فعالیت اصلی تموم شده باشه، و این اصلا مناسب نیست. علت اینه که پیش‌نیازها فقط فعالیت‌ها رو به تاخیر می‌ندازن، نه برعکس.

اکثرا کاری که می‌کنن اینه که فقط به فعالیتی اصلی که زودتر از همه شروع می‌شه لینک می‌دن. مشکل این روش اینه که برنامه پویاییش کم می‌شه و اگه به مرور فعالیت‌های اصلی جابجا بشن و یکی دیگه از اون‌ها زودتر از فعالیتی که قبلا اول بوده برنامه‌ریزی بشه، برنامه‌ریزی تدارکاتمون غیر قابل قبول خواهد بود.

راه حل استفاده از خلاصه فعالیته. می‌تونین روش رو تو شکل زیر ببینین:

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

پیشرفت فیزیکی / تاخیر زمانی

امروز داشتم وضعیت یکی از پیمانکارها رو حساب می‌کردم که گزارش کنم. پیشرفت واقعیشون تقریبا دو برابر پیشرفت برنامه‌ریزی شده هست، در حالی که 14 روز تاخیر دارن.

خیلی‌ها فکر می‌کنن پیشرفت و تاخیر رابطه مستقیمی دارن و مثلا گاهی از من می‌پرسن که “فلان مقدار کم بودن پیشرفت فیزیکی می‌شه چند روز تاخیر؟”. در حالی که اصلا این‌طور نیست. می‌شه پیشرفت بیشتر از برنامه‌ریزی باشه، ولی تاخیر داشته باشیم، یا کمتر باشه و تاخیر نداشته باشیم. این مسئله به این بستگی داره که نیروهایی که در پروژه صرف شدن، به چه فعالیت‌هایی اختصاص داده شده باشن.

اگه قرار باشه بین این دو آیتم به یکی بیشتر توجه بشه، به نظر من تاخیره، نه میزان پیشرفت؛ چون اگه با وجود زیاد بودن پیشرفت تاخیر داشته باشیم، به این معنیه که یه سری از فعالیت‌های بحرانی به اندازه کافی پیشرفت نکردن و این هم به این معنیه که در آینده جبهه کاری کمتری خواهیم داشت و در نهایت، کم بودن جبهه کاری باعث می‌شه که در آینده پیشرفت واقعی از برنامه ریزی عقب بیفته.

البته چیزی که گفتم، یعنی ترجیح دادن تاخیر زمانی به مقایسه پیشرفت، برای زمانیه که از ساختار (روابط)‌ برنامه زمان بندی کاملا مطمئن باشیم. در غیر این صورت، مقایسه پیشرفت معنی‌دارتر از بررسی تاخیرها خواهد بود، چون تاخیرها به شدت وابسته به چگونگی تعریف روابط هستن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام