پروفایل برنامه ریزی و کنترل پروژه

نادر خرمی راد

بهترین منابع برای یادگیری اکسل

خیلی‌ها دنبال منابع خوب در مورد موضوع‌های مختلف هستن و معمولا توصیه کردن منبع برای من زیاد ساده نیست. با این حال وقتی صحبت از اکسل باشه، همیشه با قاطعیت گفتم که بهترین منابع تالیف‌های John Walkenbach هست.

 

image

کتاب اصلیش Excel xxxx Bible هست که تمام جنبه‌های اکسل رو توضیح می‌ده و خیلی کامله. حتی اگه فکر می‌کنین خیلی به اکسل وارد هستین، باز هم خوندن این کتاب می‌تونه براتون مفید باشه.

 

image

خوندن کتاب Excel Formulas برای همه واجبه! فرقی نمی‌کنه که چقدر تو فرمول‌نویسی وارد باشین، باز هم می‌تونین تو این کتاب چیزهای خیلی زیادی یاد بگیرین. نکته مهمش اینه که ترفندهای زیادی یاد می‌ده و کمک می‌کنه که خلاقیتتون تو فرمول نویسی فعال بشه.

 

image

بله، همه ما با نمودارها سر و کار داریم و این کتاب اختصاصا در مورد نمودارهاس و خیلی چیزای جالبی یاد می‌ده.

 

image

من خودم این کتاب رو نخوندم و نسبت به کتاب‌های قبلیش جدیده. به نظر هیجان انگیز میاد، به خصوص برای صنف ما. فراموش نکنین که در مورد داشبوردهای اطلاعاتی و به طور کلی Information Visualization حتما و حتما باید کتاب Information Dashboard Design نوشته Stephen Few رو بخونین.

 

image

به هر حال اگه بخواین خیلی حرفه‌ای باشین باید برنامه‌نویسی VBA هم تا حدی بدونین.

 

image

و بعد از این‌که برنامه‌نویسی VBA یاد بگیرین ممکنه دلتون بخواد تمرین بیشتری بکنین و نمونه‌های بیشتری ببینین…

 

image

در آخر می‌تونین این کتاب رو هم بخونین تا با مجموعه جالبی از ترفندها و فوت و فن‌های کار آشنا بشین.

 

من نمی‌دونم که کتاب‌هاش به فارسی ترجمه شدن یا نه. ولی به هر حال خوندن نسخه انگلیسیش ساده‌س و برای تقویت زبانتون هم خیلی خوبه. کلا اگه سعی کنین بیشتر کتاب‌ها رو انگلیسی بخونین به نفعتونه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

فاجعه‌ای به نام اکسل!

اکسل تو اکثر کارها لازمه و تو کار ما، بدون اکسل تقریبا فلج خواهیم بود. با این حال مدتیه متوجه یه مشکل خیلی بزرگ شدم: استفاده نابجا از اکسل!

تقریبا 10 سال پیش بود که وضعیت یه پروژه خیلی نامناسب بود و کارفرما می‌خواست پیمانکار رو خلع ید کنه. پذیرفت که یه شانس دیگه به پیمانکار بده تا با یه تیم مدیریت پروژه جدید کار رو پیش ببره. من یکی از اعضای تیمی بودم که به اون کارگاه رفتیم، کار رو از تیم قبلی تحویل گرفتیم و بعد از 2 سال کار رو به شکل مناسبی تموم کردیم و کارفرما هم راضی شد. یکی از تجربه‌های جالب من تو اون پروژه (که ربطی به این بحث نداره،‌ ولی گفتنش جالبه)، اینه که مدیر پروژه بعد از یک هفته تعداد نیروهای کارگاه رو نصف کرد، ولی قراردادهای همه رو از روزمزد به کنترات تبدیل کرد. نتیجه این بود که راندمان بیشتر از 2 برابر شد. یعنی با این‌که نیروها نصف شده بودن، کاری که انجام می‌شد بیشتر از قبل بود. به تدریج با حفظ همین راندمان تعداد نیروها هم زیاد شد و نتایج بیشتری می‌گرفتیم.

یکی از اولین چیزهای عجیبی که تو اون کارگاه دیدم، دستورکارها بود. دستورکارها رو سرپرست کارگاه قبلی تهیه می‌کرد، می‌داد به سرپرست نظارت و اون هم پس از تایید ابلاغش می‌کرد به سرپرست کارگاه. خیلی از دستورکارها دیتیل‌های اجرایی داشتن، نقشه‌های کوچیک. چیزی که باعث شد تعجب کنم این بود که سرپرست کارگاه تمام نقشه‌ها رو تو اکسل کشیده بود! خوب هم کشیده بود، ولی مشکل اینه که اگه یه مقدار انرژی صرف می‌کرد و اتوکد یاد می‌گرفت می‌تونست خیلی راحت‌تر نقشه بکشه.

 

تا حالا خیلی از همکارها رو دیدم که کارهایی رو تو اکسل انجام می‌دن که اصولا باید تو پراجکت یا پریماورا انجام بشه. یه برنامه زمان‌بندی تهیه می‌کنن، بعد به موازات اون چنتا فایل اکسل دارن، بعضی محاسبات تو برنامه زمان‌بندی و بعضی محاسبات دیگه مثل پیشرفت یا ثبت اطلاعات تکمیلی تو اکسل انجام می‌شه. این در حالیه که بهترین ابزارهایی که می‌تونه برای این نوع محاسبات و کارها وجود داشته باشه تو پراجکت و پریماورا هست و انتقالشون به اکسل مشکلات خیلی زیادی داره. بعضی مشکل‌ها این‌ها هستن:

  • اکسل سلسله مراتب و ساختار شکست کار نداره، در نتیجه برای اضافه کردن ساده‌ترین فرمول ممکن، که تو پراجکت و پریماورا کمتر از یک دقیقه وقت می‌گیره،‌ باید ساعت‌ها وقت صرف کرد. هر بار اصلاحش هم به همون اندازه وقت می‌گیره.
  • تو پراجکت و پریماورا فرمول‌ها خیلی ساده پیاده می‌شن و یکدست اعمال می‌شن، ولی تو اکسل به خاطر ساختار شکست فرمول‌ها موضعی هستن (مگر این‌که فرمول‌های خیلی کامل‌تر و پیچیده‌تری استفاده بشه که یکدست بشن، که من تا حالا ندیدم کسی این کار رو بکنه) در نتیجه همیشه احتمال داره که بینشون اشتباه وجود داشته باشه. مثلا یه جایی که قراره که rollup انجام بشه، تعداد زیرمجموعه‌ها کمتر یا بیشتر از اون چیزی باشه که باید باشه.
  • اکسل به طور پیش‌فرض از فرمول‌هاش حفاظت نمی‌کنه. احتمال داره موقع کار بعضی از اون‌ها اشتباها بازنویسی بشن. این ماجرا موقع کپی و پیست کردن زیاد اتفاق می‌افته.
  • در نهایت تمام محاسبات باید به برنامه زمان‌بندی منعکس بشن، در نتیجه وقتی اون‌ها رو جای دیگه‌ای انجام بدیم یه مرحله کار اضافه برای انتقال اون‌ها خواهیم داشت. علاوه بر این‌که این ماجرا کار رو اضافه می‌کنه، احتمال اشتباه هم به وجود میاره.
  • فرقی نمی‌کنه که تو چه نرم‌افزاری کار کنیم، همیشه ممکنه تو ورود اطلاعات اشتباه کنیم. مکانیزم‌های کنترلی تو پراجکت و پریماورا خیلی بیشتر از اکسله و اگه کسی دقت و توجه کافی داشته باشه، تو اون‌ها خیلی راحت‌تر می‌تونه اشتباهاتش رو پیدا کنه.

 

کلا به نظر من این نوع استفاده از اکسل یه فاجعه تمام عیاره!

شکی نیست که همکارایی که این کار رو می‌کنن مشکلاتی تو پیاده‌سازی روش‌هاشون تو نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی داشتن و به همین خاطر به این روش رو آوردن. تا حالا از خیلی از آدم‌ها پرس و جو کردم و هنوز پیش نیومده که مشکلاتی به من گفته باشن که نشه براشون تو نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی راه حل مناسب پیدا کرد. یه کم باید وقت گذاشت، باید دقیق شد، خلاقیت به خرج داد و شاید لازم باشه با نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی هم بیشتر آشنا شد، تا راه حل مناسب پیدا بشه.

 

اکسل برای مرحله پایانی کار مفیده. جایی که تمام نتایج رو از پراجکت یا پریماورا به اکسل منتقل کنیم و انواع نمودارها و المان‌های گزارشی رو بسازیم. شاید محاسباتی هم اونجا انجام بشه، که مشکلی نداره، به شرط این‌که محاسبات یک طرفه باشه؛ یعنی نتایجشون صرفا برای گزارش‌ها باشن و نیازی نباشه که چیزی رو به برنامه زمان‌بندی برگردونیم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمایش اطلاعات 5

فرض کنین می‌خوایم اطلاعات پیشرفت دوره‌ای رو گزارش کنیم. من معمولا برای هر دوره سه عدد رو گزارش می‌کنم:
1. حد اول برنامه‌ریزی، حدیه که اگه پیشرفت دوره‌ای واقعی به اون حد برسه، انحراف‌ها افزوده یا کاسته نمی‌شن.
2. حد دوم برنامه‌ریزی، حدیه که اگه پیشرفت دوره‌ای واقعی به اون حد برسه، تمام انحراف‌های قبلی از بین می‌رن و واقعیت بر برنامه‌ریزی منطبق می‌شه.
3. آخری هم که قطعا پیشرفت واقعیه.

پس برای هر دوره سه عدد داریم. نمودار ساده‌ای که به طور پیش‌فرض با اکسل ترسیم می‌شه اینه:

این نمودار زیاد جالب نیست. میله‌ها خوانا نیستن و ماهیت خودشون رو به راحتی نشون نمی‌دن. من برای این کار این نوع نمودار رو ترجیح می‌دم:

حدهای اول و دوم با میله‌های پهنی که پشت قرار گرفتن مشخص می‌شن و مقدار واقعی با میله باریک‌تری که جلو قرار گرفته. این نمودار امتیازهای مختلفی داره:
1. میله‌های هر دوره کاملا در هم ادغام شدن و به طرز واضحی یک گروه رو تشکیل دادن.
2. تفاوت مقدارهای برنامه‌ریزی شده و واقعی خیلی واضحه.
3. رنگ‌ها با شهودِ مخاطب هماهنگ‌ترن. مقدار واقعی پررنگ‌ترین عنصره و برنامه‌ریزی‌ها کمرنگن.
4. مقایسه خیلی بهتری بین برنامه‌ریزی و واقعی انجام می‌شه. وقتی میله‌های برنامه‌ریزی عقب‌تر و پهن‌تر باشن، خیلی خوب نشون می‌دن که حدودی برای واقعی هستن.
5. این نمودار کمی کمتر از نمودار قبلی جا می‌گیره.

تو این نمودار راهنما رو حذف کردم. معمولا راهنما رو جداگانه ارائه می‌کنم و توضیح بیشتری هم می‌دم. اینطوری محتوا از راهنمای شیوه نمایش (که ثابته) جدا می‌شه.

این نمودار اقتباسی نزدیک به Bullet Graph هست. از این نوع نمودار تو داشبوردهای اطلاعاتی زیاد استفاده می‌کنن و به خصوص جانشین انواع گیج‌ها و نمودارهای دایره‌ای می‌کننش، چون هم خواناتره و هم نسبت اطلاعات به فضای اشغال‌شدش خیلی بالاس. تو مطلب جداگانه‌ای شیوه ساخت این نوع نمودار رو تو اکسل توضیح می‌دم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمایش اطلاعات 4

فرض کنین تعدادی دوره داریم و برای هرکدوم مقدار پیشرفت دوره‌ای برنامه‌ریزی شده و واقعی. اگه نمودار اون‌ها رو تو اکسل رسم کنین، احتمالا نموداری شبیه شکل زیر دستتون رو می‌گیره:

خیلی‌ها نمودار رو همین شکلی ارائه می‌کنن؛ ولی خیلی حیفه. اگه از من می‌شنوید، هیچوقت نمودارها رو با تنظیم‌های پیش‌فرض اکسل ارائه نکنین.
اولین مرحله اینه که نمودار رو کمی شهودی‌تر کنیم. رنگ‌ها و روشنایی‌ها هرکدوم معنایی دارن که باید از اون‌ها کمک بگیریم. چه دلیلی داره که مقدارهای واقعی قرمز و برنامه‌ریزی شده آبی باشن؟
من دوست دارم اطلاعاتی که ارائه می‌کنم سیاه و سفید باشن، رنگ‌ها رو میذارم برای روز مبادا. مقدارهای برنامه‌ریزی به انتظار ما و به نوعی به رویاهامون ربط دارن، پس خیلی شهودی‌تره که اون‌ها رو کمرنگ‌تر نشون بدیم و مقدارهای واقعی که “واقعیت” هستن رو پر رنگ.
من ترجیح می‌دم به جای این‌که مقدارهای برنامه‌ریزی شده رو کمرنگ کنم، با خاکستری تیره، ولی با شفافیت بالا نشونشون بدم. تو این حالت میله‌ها عملا کمرنگ می‌شن، ولی فرقش اینه که خط‌های راهنما از پشت اون‌ها دیده می‌شن.

راهنمای نمودار هم اگه سمت راست باشه، بی‌دلیل جای زیادی رو اشغال می‌کنه؛ همیشه می‌شه داخل نمودار جایی خالی براش پیدا کرد.
اون توصیه همیشگی هم تو این نمودار رعایت شده: کمرنگ کردن خط‌های راهنما.

خوب، راه دیگه‌ای برای بهبود نمودار به نظرتون می‌رسه؟
به نظر من می‌رسه. با این‌که میله‌های هم دوره به هم چسبیدن و بین دوره‌های مختلف فاصله هست، باز هم تا حدی چشم رو آزار می‌دن و بیننده باید کمی درنگ کنه تا بفهمه که کدوم میله‌ها هم‌گروه هستن. برای این‌که این مسئله بهبود پیدا کنه، نمودارهام رو این‌طوری می‌کشم:

الان دیگه کاملا مشخصه که کدوم میله‌ها به هم وابسته‌ان. علاوه بر اون میله‌های نمایش دهنده مقادیر برنامه‌ریزی شده به نظر پشتِ میله‌های واقعی میان و این هم تا حد زیاد با شهودِ ما سازگاره: مقدارهای برنامه‌ریزی شده قبل از واقعی مشخص می‌شن، قدیمی‌تر هستن، و در نتیجه عقب‌تر به نظر میان.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمایش اطلاعات 3

خیلی پیش میاد که فاجعه‌ای مثل شکل زیر رو به جای یه جدول ارائه کنن:

چرا این جدول مناسب نیست؟
کادرها هم مثل رنگ‌ها و روشنایی‌ها اهمیت زیادی دارن و باید از اون‌ها به تناسب استفاده کرد. کادرها توجه بیننده رو به خودشون جلب می‌کنن و هرچه زخیم‌تر باشن، توجه بیشتری جلب می‌کنن. برای کارهای معمولی باید از ظریف‌ترین کادرهای ممکن استفاده کرد و کادرهای ضخیم رو محدود به استفاده‌های خاص کرد. گذشته از این موضوع، تعدادِ زیادِ خط‌های ضخیمی که تو این جدول وجود دارن به عددها غلبه می‌کنن و بیننده نمی‌تونه حواسش رو جمعِ دیدن عددها کنه.
جدول زیر تا حدی بهتره:

این جدول بهتره، به این خاطر که از خط‌های ضخیمِ کمتری استفاده کرده. خط‌های بیرونی ضخیم‌ترن (هرچند که هنوز هم زیاد از حد ضخیمن) و توجه بیننده رو به داخل جدول جلب می‌کنن، ولی داخل جدول خط‌ها نازک‌تر هستن و باعث می‌شه که اعداد بهتر دیده بشن.

ولی چه دلیلی داره که از این همه خط توی جدول استفاده کنیم؟
اگه ردیف‌ها خط نداشته باشن معمولا بیننده نمی‌تونه ترتیب و ساختار جدول رو به خوبی ببینه، ولی ستون‌ها معمولا اینطوری نیستن. به این خاطره که معمولا می‌تونیم برای مجزا کردن ستون‌ها از خط استفاده نکنیم و به این ترتیب جدول با کادرهای بسته تشکیل نمی‌شه و ذهن رو کمتر به خودش جلب می‌کنه. تو این شرایط می‌تونیم از عنصرِ قویِ کادر برای متمایز کردن اطلاعات حساس استفاده کنیم. پیشنهاد من اینه که جدول این مثال به صورت شکل زیر نشون داده بشه:

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمایش اطلاعات 2

تو کارهامون نمودارهایی شبیه نمودار زیر رو زیاد می‌بینیم:

به نظرتون نمودار بدی نیست؟ بهتر نیست نمودار به صورت زیر ارائه بشه؟

نمودار اول دو مشکل داره:
1. فاصله بین خط‌های راهنمای افقی خیلی کمه. این خط‌ها قراره راهنمایی باشن برای این‌که بشه ارتفاع میله‌ها رو با هم مقایسه کرد، ولی اگه تعدادشون زیاد باشه نه تنها راهنمایی نمی‌کنن، که خوانایی نمودار رو هم کم می‌کنن. همیشه باید فاصله مناسبی رو برای خطوط در نظر بگیرین و تو اکسل وارد کنین.
2. رنگ‌ها اهمیت زیادی دارن، خیلی زیاد. هر رنگ و هر مقدار روشنایی از هر رنگ، به اندازه‌ای جلب توجه می‌کنه. هرچی عنصر پر رنگ‌تر باشه، بیشتر جلب توجه می‌کنه. این مسئله باید متناسب با عناصر نمایشی باشه. هر عنصری که اهمیت بیشتری داره باید با رنگی نمایش داده بشه که بیشتر جلب توجه می‌کنه. خط‌های راهنما اهمیتی کمتر از میله‌ها دارن، پس باید کمرنگ‌تر باشن. تو نمودار اول خط‌ها مشکی هستن، به همین خاطر توجه رو به خودشون جلب می‌کنن و بیننده نمی‌تونه به راحتی با نمودار ارتباط برقرار کنه. خط‌های راهنمای نمودار دوم از نظر میزان جلب توجه در حدی مناسب خودشون قرار گرفتن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

نمایش اطلاعات 1

می‌خوام بعد از این مطالبی در مورد شیوه‌های ارائه اطلاعات بنویسم، و این مجموعه مطالب رو با این پست شروع می‌کنم.
به نمودار زیر نگاه کنین:

به نظرتون نمودار چه اشکالی داره؟
هر نمودار تصویری از اطلاعات ارائه می‌کنه و این نمودار هم نسبتی بین این سه مقدار رو تو ذهن تصویر می‌کنه. آیا این نسبت درسته؟ مثلا به نظر میاد که B بیشتر از دو برابر A باشه، ولی آیا همینطوره؟
نه، اینطور نیست. حداقل مقدار محور عمودی صفر نیست، 110 حداقل مقداره. به این خاطره که نسبت‌ها تو نمودار به هم خوردن. نمودار صحیح تو شکل زیر نشون داده شده:

محور عمودی این نمودار از صفر شروع شده و به همین خاطر نسبت اطلاعات رو به درستی نشون می‌ده. نمودار اول غلط نیست، ولی به شدت گمراه کنندس؛ اطلاعات ارائه شده نباید گمراه کننده باشن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

توابع فارسی اکسل

امروز تو سایت مرکز اطلاع‌رسانی مدیریت پروژه ایران، مطلبی دیدم در مورد یه ادین برای اضافه کردن توابع فارسی به اکسل.
برنامه رو فرشید میدانی نوشته و می‌تونین اون رو به رایگان (تحت قرارداد گنو) از سایتش دریافت کنین.

راستش برنامه رو با بدبینی گرفتم که تست کنم، ولی نظرم کاملا عوض شد. اول این‌که یه فایل PDF راهنما برای برنامه وجود داره که خیلی خوب توضیحش داده. بعد هم این‌که تعداد زیادی تابع تهیه شده و تک تک هم توضیح دارن. بعضی تابع‌ها که نظرم رو جلب کردن اینان:

تبدیل تاریخ میلادی به شمسی – تبدیل تاریخ شمسی به میلادی – اضافه و کم کردن مدت زمان به تاریخ شمسی – تبدیل تاریخ شمسی به متن انشایی (مثلا شنبه، شانزدهم آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت) – تعیین اختلاف بین دو تاریخ شمسی

کلا مجموعه خیلی خوبیه، دست نویسندش واقعا درد نکنه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

خودآموز فرمول نویسی در اکسل

کارهای بعد از تالیف کتاب داره پیش می‌ره. البته به نظر من حقش بود که به نمایشگاه کتاب برسه، که به هر حال نرسید. چند روز پیش برای کنترل فرستاده بودنش پیشم.

کلا فکر می‌کنم چیز زیادی تا چاپش نمونده باشه، چون کتاب خیلی کوچیکه (اگه درست یادم باشه حدود 160 صفحه).

فکر می‌کنم کتاب بدی نشده باشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

سایه در نمودارهای اکسل 2007

تو نمودارهای اکسل 2007 می‌شه به عناصر سایه داد. با این کار نمودار حالت سه بعدی جالبی می‌گیره.

 

البته سایه‌ای که زیر کل نمودار وجود داره رو Windows Live Writer انداخته؛ منظور من سایه‌ایه که زیر میله‌ها و خط‌ها هست.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

متخصص‌های اکسل

Excel Experts… or… Cell Masters

کار من اوایل ماه خیلی سنگین می‌شه، چون وقت دادن گزارش‌های ماهانس. تا امروز، هر سه گزارش ماهانه‌ای که باید هر ماه تهیه کنم رو تهیه کردم. از طرف دیگه، چون علاوه بر دو تا شرکت پیمانکار، تو یه شرکت مشاور هم کار می‌کنم، کم کم گزارش‌های ماهانه پیمانکارها می‌رسه و باید اون‌ها رو هم بررسی کنم و یادداشت‌هایی که معمولا روشون اضافه می‌کنم رو بنویسم.

به هر حال، امروز با تموم شدن این کارها، نشستم پای خوندن اخبار RSS روی هم تلنبار شده. بین اون‌ها، یه مجموعه مصاحبه با متخصصین اکسل پیدا کردم که ممکنه برای شما هم جالب باشه:

Cell Masters

بین اون‌ها، John Walkenbach هم هست. این آدم، بهترین نویسنده کتاب‌های کامپیوتریه که تو عمرم شناختم. کتاب‌هاش واقعا عالی هستن. هم متنش خیلی روونه، و هم محتوای خیلی زیادی داره. کتاب‌هاش عمدتا در مورد اکسل هستن و معروف‌ترین کتابش هم Excel 2003 Formulas هست که ترجمه اون چند وقت پیش توسط دیباگران چاپ شد.

John Walkenbach

جدیدا برای اکسل 2007 هم کتاب داده که چند وقت پیش تونستم تهیه کنمش. اکیدا اعتقاد دارم که بهترین کتابی که در مورد اکسل می‌شه ترجمه کرد، همینه. خودم هم بدم نمیاد این کار رو بکنم، فقط بدیش اینه که فعلا دوتا کتاب تو دست دارم و از طرف دیگه، هیچکدوم از دوتا ناشری که باهاشون کار می‌کنم نمی‌خوان فعلا اکسل 2007 بدن؛ من هم حوصله پیدا کردن ناشر جدید ندارم.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

مشکل بزرگ با Excel 2007

یه مشکل بزرگ با اکسل 2007 دارم. وقتی اشیای اکسل 2007 رو تو برنامه دیگه‌ای مثل ورد OLE می‌کنم، نمودارهای اکسل درست پرینت نمی‌شن!

واقعا هیچ جایگزینی برای این کار ندارم. توی گزارش‌هام پره از نمودارهای اکسل که اگه اون‌ها رو OLE نکنم، کیفیتشون افت می‌کنه. وقتی هم OLE می‌کنم، خط اصلی توی نمودار پرینت نمی‌شه (بقیه چیزها میشه).
در حال حاضر تنها راه حلی که دارم اینه که فایل رو میذارم تو شبکه و از همکاران خواهش می‌کنم که اون رو برام با ورد 2003 پرینت کنن. تو این حالت مشکل حل می‌شه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
اشتراک مطالب سایت

با اشتراک در فرم زیر مطالب جدید برایتان ایمیل می‌شوند:

اشتراک مطالب در تلگرام