تفاوتهای پریماورا و پریماورا اینترپرایز
1388/10/20 , 242 days ago
نرمافزارهای برنامهریزی و کنترل پروژه رو میشه به دو گروه تقسیم کرد: نرمافزارهای اینترپرایز، و نرمافزارهای غیر اینترپرایز.
نرمافزارهای غیر اینترپرایز برای برنامهریزی و کنترل پروژههای منفرد هستن. یعنی اگه یه شرکتی مثلا 10 تا پروژه داشته باشه، با این نرمافزارها میتونه اونها رو به صورت 10 ماهیت مستقل برنامهریزی و کنترل کنه و سعی کنه همه اونها رو بهینه کنه. ولی رابطه بین همچین ماهیتهای پیچیدهای، مثل پروژه، هیچوقت خطی نیست، در نتیجه معمولا بهترین حالتِ ترکیب اونها، ترکیب بهترین حالت تک تکشون نیست. برای اینکه شرکت بیشترین منفعت رو ببره، باید اونها رو یکپارچه مدیریت کنه و اینجاس که نرمافزارهای اینترپرایز لازم میشن. البته با نرمافزارهای اینترپرایز هم میشه پروژهها رو مستقل برنامهریزی و کنترل کرد.
اما پریماورا...
تفاوتهای P3 و P3e از یه طرف به قابلیتهای اینترپرایز برمیگرده که یکی داره و اونیکی نداره و از طرف دیگه به رابط کاربر P3e، که به نظر من خیلی بهتر از P3 هست. البته بهتر از P3 بودن اصلا کار سختی نیست، چون P3 یکی از بدترین رابطهای کاربری تاریخ بشریت رو داره!
بعد از اینها، نرمافزار Primavera Project Management 5.0 اومد. این نرمافزار هم اینترپرایز بود و با اینکه اسمش فرق زیادی کرده، عملا میشه اون رو نسخه جدید P3e دونست. قابلیتهایی بهش اضافه شده و باز هم رابط کاربرش بهتر شده.
[ لینک کتابی که درباره پریماورا 5 نوشتم ]
بعد از یه مدتی هم Primavera Project Management 6.0 اومد، که اون هم اینترپرایزه و میشه نسخه جدید Primavera Project Management 5.0 دونستش. باز هم قابلیتهایی بهش اضافه شده و باز هم رابط کاربرش یه مرحله آبرومندانهتر شده.
[ لینک کتابی که درباره پریماورا 6 نوشتم ]
همین؛ جریان به همین سادگی بود. پریماورا نرمافزارهای دیگهای هم داره؛ مثلا اکسپدیشن رو تو ایران خوب میشناسن. این نرمافزارها عمدتا ارتباط مستقیمی با برنامهریزی و کنترل پروژه ندارن، هرچند که به مدیریت پروژه مربوط میشن.
عناصر مفید گزارشهای پیشرفت (2)
1388/7/18 , 334 days ago
تاخیر!
یه عنصر مهم که باید تو گزارشها ارائه کنیم، مقدار تاخیر پروژه و اجزای اصلی اونه. بهتره تاخیر رو بر حسب روز بگیم.
اگه برنامه جبرانی تصویب شده باشه، عملا تاخیرها در زمان تصویب برنامه جبرانی صفر میشن. به همین خاطر بهتره که همیشه مشخص کنیم که تاخیرهای گزارش شده از چه تاریخی به بعد هستن. مثلا بگیم که در مدت 85 روز، 14 روز تاخیر به وجود اومده، و حتی میتونیم بگیم که این مقدار معادل چند درصد اون زمانه، ولی اگه این کار رو بکنیم مقدار اطلاعاتِ گزارش زیاد میشن و این هم خودش نکته منفیایه.
برای هر گزارش باید یه برگ راهنما هم تهیه کنین و اون رو در ابتدای انتشار مجموعه گزارشها ارائه کنین. نیازی نیست که راهنما رو داخل خود گزارش بذارین یا هر دفعه ارائه کنین، فقط کاری کنین که مطمئن باشین همه بهش دسترسی دارن.
باید مفهوم و عملکرد تمام عناصر گزارش رو هم تو راهنما مشخص کنین. در مورد تاخیر میتونین همچنین چیزی بنویسین:
تاخیر: اگر ادامه کار با سرعتی معادلِ سرعت برنامهریزی پیش برود (و نه سرعت کنونی)، پایان پروژه به اندازهای که در کادر تاخیر مشخص شده است دیرتر از تاریخ برنامهریزی شده پایان خواهد یافت.
خیلیها فکر میکنن که تاخیر به این معنیه که اگه پیمانکار با روند کنونی کارش رو ادامه بده به اون اندازه دیرتر تموم میکنه، که خیلی اشتباهه.
در مورد تاخیر دو نکته مهم هم وجود داره:
1. تاخیر به هیچ وجه وابسته به ضرایب وزنی نیست.
2. تاخیر به شدت وابسته به روابطِ تعریف شده در برنامهس. اگه روابط مناسب نباشن، مقدار تاخیر به طور کاذب کم یا زیاد میشه. هرچی فعالیتهای برنامه کلیتر باشن،روابطشون هم تقریبیتر میشه و تاخیرها دقت کمتری خواهند داشت.
عناصر مفید گزارشهای پیشرفت (1)
1388/7/18 , 334 days ago
یکی از بزرگترین محصولهای برنامهریزی و کنترل پروژه، ارائه گزارشهای وضعیت یا به عبارت دیگه گزارشهای پیشرفته. این گزارشها باید به بهترین شکلِ ممکن وضعیت پروژه رو نشون بدن تا انواع مدیران بتونن بر اساس این اطلاعات پروژه رو راهبری و مدیریت کنن.
تو یه سری مطلب که با این پست شروع شده، درباره عناصر مفیدی که میتونن تو گزارشهامون باشن صحبت کنم.
قبل از هر چیز هم باید توضیح بدم که وقتی درباره گزارش پیشرفت صحبت میکنم، به هیچ وجه یه گزارش 20 تا 50 صفحه به سبک رایج در نظرم نیست. گزارش پیشرفت از نظر من یک صفحه A4 هست، که معمولا سعی میکنم یک رو باشه و گاهی که مجبور باشم از دو طرفش استفاده میکنم. دلیلم هم اینه که هرچی گزارش خلاصهتر باشه، تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت. البته شکی نیست که از مطالبی که گفته میشه میتونیم برای اون گزارشهای گنده هم استفاده کنیم.
خوب، تو این مطلب اول میخوام درباره یه چیز خیلی ساده صحبت کنم: تعداد روزهای باقی مونده.
داده سادهایه، ولی خیلی دیدِ خوبی میده. تو هر گزارشی باید مشخص کنیم که چقدر تا پایان برنامهریزی شده پروژه وقت داریم. اگه بلوکها یا فازها یا ناحیههای مختلفی داریم که جداگانه تو گزارش میان و نمیتونن از شناوری کل استفاده کنن و حتما باید در تاریخهای دیگهای تموم بشن، باید مدت زمان باقیمونده اونها رو هم گزارش کنیم.
حالا نکته مهمی که میخوام روش تاکید کنم اینه که هر دادهای واحد مناسب خودش رو داره. مدت زمان تو هر زمینهای با واحدی بهتر نشون داده میشه. تو کار ما، که با مدت زمانهای به نسبت بزرگتر سر و کار داریم، واحد روز مناسب نیست؛ حداقل از نظر من. فرض کنین یکی بهتون بگه که فلان فاصله بهمان مقدار مایله. چیزی از حرفش میفهمین؟ تقریبا هممون مقدار مایل رو به کیلومتر تبدیل میکنیم و بعد میفهمیم. در مورد مدت زمانهای اینچنینی پروژه هم روز چیزیه که مستقیما فهمیده نمیشه و باید به واحد بزرگتری مثل ماه تبدیل بشه. اگه بگین 531 روز تا پایان پروژه وقت داریم، اکثر آدمها اون رو به ماه یا سال تبدیل میکنن و به این ترتیب میفهمنش. پس بهتره که خودمون این تبدیل رو انجام بدیم و مدت زمان باقیمونده رو بر حسب ماه بنویسیم.
نمایش اطلاعات 10
1388/7/8 , 344 days ago
حالا ممکنه اهل سوسولبازی باشین و به نمودارهاتون رنگ یا حتی گرادیان بدین؛ ولی اگه رنگ و گرادیان تیره باشه، فاجعهایه که من یکی نمیتونم بپذیرمش.
پیشنهاد من اینه که هیچ نموداری رنگ پسزمینه نداشته باشه.
اگه میخواین گزارشهاتون زیباتر باشه، بهتره به جای رنگ از layout حرفهایتر کمک بگیرین. زیباییای که با layout به وجود میاد خیلی سنگینتر و عمیقتره.
نمایش اطلاعات 9
1388/7/8 , 344 days ago
ممکنه فرضتون این باشه که گزارشی که تهیه میکنین رنگی پرینت میشه و واقعا هم اینطور باشه. ولی این واقعیت رو قبول کنین که از هر گزارشی که تهیه شده باشه نسخههای سیاه و سفیدی هم تولید میشه؛ مثلا ممکنه در آینده کسایی که به فایل دسترسی ندارن گزارش رو فتوکپی کنن، یا نسخهای که برای کاری دم دستی لازم هست رو پرینت سیاه و سفید کنن تا صرفه جویی کنن.
پس حتی وقتی که گزارشی رو رنگی آماده میکنین، طوری طراحیش کنین که سیاه و سفیدش هم خوانا باشه. مهمترین عنصر در این موارد رنگه. سیاه و سفید بعضی رنگها تمایز کافی ندارن و نباید از اونها استفاده کنین. مثلا آبی و قرمز با اینکه وقتی رنگی هستن کاملا از هم متمایز میشن، وقتی سیاه و سفید بشن زیاد با هم فرق نمیکنن؛ این در حالیه که مثلا آبی و سبز چنین حالتی ندارن.
ترسیم نمودارهای ترکیبی در اکسل
1388/6/3 , 380 days ago
یه قابلیت خوبِ اکسل اینه که میشه توش نمودارهایی ترسیم کرد که ترکیبی از چند نوع نمودار مختلفه. مثلا فرض کنین میخوایم پیشرفتهای برنامهریزی شده تجمعی و دورهای رو تو یه نمودار نشون بدیم. بهتره که مقادیر تجمعی با نمودار خطی و مقادیر دورهای با نمودار میلهای ترسیم بشن. بنا بر این باید یه نمودار ترکیبی بسازیم.
جدول زیر اطلاعات خام رو نشون میده:

حالا باهاش یه نمودار از نوع میلهای یا خطی میکشیم:

خوب، الان مقدارهای تجمعی با نوعِ نمودار مناسب نمایش داده شدن. روی خط مقدارهای دورهای کلیک کنین تا انتخاب بشن؛ میدونین که وقتی انتخاب شده باشد با گیرههای کوچکی که دور همه نودها نمایش داده میشن میشه شناختشون. بعد از اون از تب Design اکسل 2007 روی Change Chart Type کلیک کنید. با این کار یه کادر محاوره باز میشه و انواع نمودار رو نشون میده؛ یکی از نمودارهای میلهای مناسب رو انتخاب کنین و کادر محاوره رو تایید کنین تا ازش خارج بشین. در نظر داشته باشین که هر نموداری رو نمیشه با نمودار دیگه ترکیب کرد؛ مثلا نمیتونین یه نمودار دو بعدی و یه نمودار سهبعدی رو ترکیب کنین. شکل زیر نتیجه فعلی رو نشوه میده:

خوب، نمودار ترکیبی ساخته شد. ولی کارمون تموم نشده؛ باید اون رو بهتر کنیم. چه چیزهایی برای بهتر کردنش به نظرتون میرسه؟ پیش از هر چیز یه سری کارهایی که تو مطالب مجموعه “نمایش اطلاعات” نوشتم رو اعمال میکنیم:

کارهایی که انجام شده:
1. کمرنگ کردن خطوط راهنمای افقی برای افزایش تمرکز بیننده
2. متناسب کردن پررنگی و کمرنگی عناصر
3. تنظیم اندازه فونتها
4. تنظیم حداکثر مقدار محور عمودی
خوب، حالا یه کار دیگه هم میشه کرد. هرچی تعداد دورهها بیشتر باشه، مقدارهای دورهای به تسبت مقدارهای تجمعی کمتر میشن، به حدی که دیگه کم کم نمیشه دیدشون. برای رفع این مشکل میشه از محور عمودی دوم استفاده کرد.
هر ترکیبی از نمودارها میتونه یک یا دو محور عمودی با عددهای مختلف داشته باشه. هر گروه مقداری که تو نمودار نمایش داده میشن با یکی از این دو محور ترسیم میشن. به طور پیشفرض همه مقادیر با محور اول نمایش داده میشن.
روی مقدارهای دورهای کلیک راست کنین و از منویی که باز میشه Format Data Series رو انتخاب کنین. تو قسمت Series Options کادر محاوره دو گزینه Primary Axis و Secondary Axis هست که پیشفرض همون اولیه. دومی رو انتخاب کنین و کادر محاوره رو تایید کنین تا ازش خارج بشین:

محور دوم سمت راست نمایش داده میشه. همونطوری که میبینین تو این مثال به طور پیشفرض حداکثرش 25 واحده و چون محور اصلی حداکثرش 100 واحده، مقدارهای دورهای به نسبت بزرگتر از قبل نمایش داده شدن. با تنظیم حداکثر مقدار محور دوم، میتونین هر مقیاسی که دوست داشته باشین به مقدارهای دورهای بدین.
خوب، نموداری که به دست اومد پیچیدهس؛ حتما باید واضحترش کنین تا مخاطب سردرگم نشه. مثلا میتونین از این شیوه ارائه استفاده کنین:

نمایش اطلاعات 8
1388/5/27 , 387 days ago
بعضی وقتا تو نمودارها زیاد از حد اطلاعات ارائه میشه، مثل این نمودار:

هدف از ارائه نمودار اینه که اطلاعات رو تصویری نمایش بدیم، اگه قرار باشه دوباره انبوهی از اطلاعات غیر تصویری رو بهش اضافه کنیم، ترکیب عجیبی به وجود میاد.
مشکل اول اینه که وقتی اطلاعات تصویری وجود داره، نیازی به اطلاعات انشایی و عددی نباید باشه. اگه قراره اطلاعات در حد چند رقم اعشار در اختیار بیننده قرار بگیره، احتمالا ارائه نمودار معنی نداره. ولی اکثر مواقع نیازی به این دقت نیست و دریافت سادهای که از نمودار میشه کافیه.
اگه آدم مجبور باشه که اطلاعات عددی رو هم به نمودار اضافه کنه، باید تا جای ممکن صرفهجویی کنه. اطلاعات اضافهای مثل Series Name و Category Name به هیچ وجه نباید تو نمودار باشه و Value هم اگه قراره باشه، باید با تعداد ارقام اعشار مناسب، اندازه کوچیک و کمرنگتر درج بشه.
کمرنگ بودن اطلاعات اضافی اهمیت زیادی داره؛ اگه اعداد پررنگ باشن، زیاد از حد جلب توجه میکنن و تمرکز روی عناصر تصویری نمودار کم میشه.

نمایش اطلاعات 7
1388/5/27 , 387 days ago
نظرتون در مورد نمودار پایین چیه؟

این نمودار مقادیر تجمعی بتنریزی، آرماتوربندی و قالببندی رو تو دورههای مختلف نشون میده و متاسفانه امثال این نمودار رو زیاد میبینم. در مورد نسبت عددها سختگیری نکنین، چون رندم مقدار گرفتن.
مشکل این نمودار اینه که سه ماهیت مختلف، با سه واحد متفاوت، در یک نمودار و با یک محور عمودی ترسیم شده. به عنوان مثال عدد 1000 در محور عمودی نمودار هم به معنی هزار کیلوگرم آرماتور، هم هزار متر مربع قالببندی و هم هزار متر مکعب بتنریزی به کار رفته.
این شیوه ارائه اطلاعات خیلی بده، چون وقتی چنین نموداری ارائه میشه، مخاطب ناخودآگاه مقایسهای بین مقادیر سه خط انجام میده، در حالی که این مقایسه در این شرایط کاملا بیمعنیه. پایینتر بودن خط قالببندی به معنی کار کمتر در حوزه قالببندی نیست، چون قالببندی نرمها و واحدهای دیگهای داره.
اگه قرار باشه سه ماهیت متفاوت رو در یک نمودار قرار بدیم، حتما باید واحدهاشون رو یکسان کنیم. چطوری میشه واحدهای این سه ماهیت رو یکسان کرد؟
سادهترین راه اینه که تمام مقادیر رو بر برآورد کلیشون تقسیم کنیم و نشون بدیم که چه درصدی از کل بتنریزی، کل آرماتوربندی و کل قالببندی انجام شده. به این ترتیب همه مقادیر با واحد درصد هستن و نشون دادنشون تو یک نمودار منطقیتره.
حالا از همه اینها که بگذریم، چه دلیلی داره که همزمان هر سه مقدار رو نشون بدیم؟ مگه جز اینه که این سه عدد با هم تناسب دارن؟ قالببندی، آرماتوربندی و بتنریزی همیشه دوش به دوش هم پیش میرن و نمیتونن مستقل باشن. پس مقادیر پیشرفت اونها هم کاملا مشابه همه. البته قبول دارم که تناسب احجام کاری اینها همیشه یکی نیست؛ مثلا نسبت بتن به قالب تو دیوار حایل خیلی بیشتر از داله، ولی اگه نگاهمون کلی باشه، این تفاوتها قابل چشمپوشی هستن.
جمعبندی صحبتهام اینه که:
1. هیچوقت نباید ماهیتهای با واحدهای متفاوت رو در یک نمودار قرار داد.
2. همیشه باید در ارائه اطلاعات تا جای ممکن صرفهجویی کرد و هیچ اطلاعاتی که به نوعی تکراری باشن رو ارائه نکرد، چون خوانایی گزارشها رو کم و مخاطب رو سردرگم میکنه. در این مورد خاص میشه به جای هر سه مقدار، فقط مقداری مثل بتنریزی رو گزارش کرد، که نماینده خوبی برای هر سه گروه کاره.
نمایش اطلاعات 6
1388/5/27 , 387 days ago
فرض کنین میخوایم مقدار دورهای بتنریزی رو تو دورههای مختلف نشون بدیم. تو این مثال دورهها رو با A، B، C و امثال اونها نشون دادم. چنین نموداری رو گاهی اینطوری ترسیم میکنن:

ولی چرا؟
انواع و اقسام نمودارها وجود داره و تقریبا میشه از هرکدوم برای نمایش هر اطلاعاتی استفاده کرد، ولی این به این معنی نیست که خودمون رو مجاز به این کار بدونیم؛ نوع نمودار با دو فاکتور مشخص میشه:
1. نوع اطلاعاتی که قراره ارائه بشه
2. تصویری که انتظار داریم با دیدن اون اطلاعات در ذهن مخاطب نقش ببنده
نمودارهای خطی نوعی پیوستگی رو به ذهن القا میکنن و در نتیجه برای ارائه اطلاعاتی مناسب هستن که جنبه تجمعی داشته باشن. مثلا اگه بخوایم مقدار تجمعی بتنریزی رو نشون بدیم، احتمالا بهترین نمودار همون نمودار خطیه. ولی در مورد مقادیر دورهای اینطور نیست؛ مقادیر دورهای پیوستگی مقادیر تجمعی رو ندارن؛ مقادیر مستقلی هستن که کارکرد دورههای مختلف رو نشون میدن. با توجه به این مسایل، بهتره که برای این اطلاعات از نمودار میلهای استفاده بشه:

این نمودار توزیع بتنریزی دورهها رو به خوبی نشون میده و تصویر نادرستِ وجود “روند” و پیوستگی رو هم در ذهن مخاطب به وجود نمیاره.
گفتم که علاوه بر اطلاعات، ذهنیتی که قصد داریم به وجود بیاد هم اهمیت داره. مثلا فرض کنین میخوایم نشون بدیم که از بتنریزیهای این دورهها، چه سهمی به هر دوره میرسه. در این صورت ممکنه ترجیح بدیم به جای نمودار میلهای از نمودار دایرهای استفاده کنیم.
تو مطالب بعدی در مورد نمودارهای دایرهای توضیح میدم؛ الان چند سالی هست که استفاده از نمودارهای دایرهای از مد افتاده و کسایی که از اونها استفاده میکنن یه کم از-دوره-زمونه-عقب-افتاده به حساب میان.
نمایش اطلاعات 5
1388/5/26 , 388 days ago
فرض کنین میخوایم اطلاعات پیشرفت دورهای رو گزارش کنیم. من معمولا برای هر دوره سه عدد رو گزارش میکنم:
1. حد اول برنامهریزی، حدیه که اگه پیشرفت دورهای واقعی به اون حد برسه، انحرافها افزوده یا کاسته نمیشن.
2. حد دوم برنامهریزی، حدیه که اگه پیشرفت دورهای واقعی به اون حد برسه، تمام انحرافهای قبلی از بین میرن و واقعیت بر برنامهریزی منطبق میشه.
3. آخری هم که قطعا پیشرفت واقعیه.
پس برای هر دوره سه عدد داریم. نمودار سادهای که به طور پیشفرض با اکسل ترسیم میشه اینه:

این نمودار زیاد جالب نیست. میلهها خوانا نیستن و ماهیت خودشون رو به راحتی نشون نمیدن. من برای این کار این نوع نمودار رو ترجیح میدم:

حدهای اول و دوم با میلههای پهنی که پشت قرار گرفتن مشخص میشن و مقدار واقعی با میله باریکتری که جلو قرار گرفته. این نمودار امتیازهای مختلفی داره:
1. میلههای هر دوره کاملا در هم ادغام شدن و به طرز واضحی یک گروه رو تشکیل دادن.
2. تفاوت مقدارهای برنامهریزی شده و واقعی خیلی واضحه.
3. رنگها با شهودِ مخاطب هماهنگترن. مقدار واقعی پررنگترین عنصره و برنامهریزیها کمرنگن.
4. مقایسه خیلی بهتری بین برنامهریزی و واقعی انجام میشه. وقتی میلههای برنامهریزی عقبتر و پهنتر باشن، خیلی خوب نشون میدن که حدودی برای واقعی هستن.
5. این نمودار کمی کمتر از نمودار قبلی جا میگیره.
تو این نمودار راهنما رو حذف کردم. معمولا راهنما رو جداگانه ارائه میکنم و توضیح بیشتری هم میدم. اینطوری محتوا از راهنمای شیوه نمایش (که ثابته) جدا میشه.
این نمودار اقتباسی نزدیک به Bullet Graph هست. از این نوع نمودار تو داشبوردهای اطلاعاتی زیاد استفاده میکنن و به خصوص جانشین انواع گیجها و نمودارهای دایرهای میکننش، چون هم خواناتره و هم نسبت اطلاعات به فضای اشغالشدش خیلی بالاس. تو مطلب جداگانهای شیوه ساخت این نوع نمودار رو تو اکسل توضیح میدم.
تا کنون
395
مطلب در این سایت نوشته شده است.
این صفحه فقط مطالب بخش
آموزشی
را نشان میدهد. برای مطالعه آخرین مطالب تمام بخشها به
صفحه اصلی
مراجعه کنید. در
آرشیو مطالب
نیز مطالب با دستهبندیهای مختلفی ارائه شدن که کارتون رو راحت کنن.
اگه دوست دارین مطالب بعدی سایت از دستتون در نره، بهترین کار اینه که مشترک
فید
سایت بشین.