حقوق مدیر پروژه‌ها تو کشورهای مختلف

PMI آماری در مورد حقوق کسایی که تو حوزه مدیریت پروژه مشغول به کار هستن گرفته. طبق این آمار حقوق‌ها به طور تقریبی از این قرارن (بر حسب هزار دلار در ماه):

 

  • استرالیا، ۱۱
  • سوییس، ۱۰
  • آمریکا، ۹
  • هلند، ۹
  • آلمان، ۹
  • کانادا، ۸
  • زلاندنو، ۸
  • بلژیک، ۸
  • سوئد، ۸
  • بریتانیا، ۸
  • ایرلند، ۸
  • امارات، ۷
  • قطر، ۷
  • آفریقای جنوبی، ۶
  • فرانسه، ۶
  • عربستان، ۶
  • ژاپن، ۶
  • سنگاپور، ۶
  • هنگ کنگ، ۶
  • اسپانیا، ۵
  • ایتالیا، ۵
  • کره جنوبی، ۵
  • برزیل، ۵
  • کلمبیا، ۴
  • لهستان، ۴
  • مکزیک، ۴
  • مالزی، ۳/۵
  • پرو، ۳/۵
  • نیجریه، ۳
  • تایوان، ۲/۵
  • چین، ۲/۵
  • هند، ۲/۵
  • مصر، ۲

 

خوب، حالا این مقدار برای ایران چقدره به نظرتون؟

موقع مقایسه حتما باید حواستون به دو چیز باشه:

  1. هزینه زندگی تو کشورهای مختلف یکسان نیست؛ مثلا با ۲ هزار دلار در ماه خیلی راحت‌تر می‌شه تو هند زندگی کرد تا نروژ.
  2. مالیات! این هم نکته خیلی مهمیه؛ مالیاتی که آدما باید جاهای مختلف بدن یکسان نیست و پولی که در آخر می‌مونه با مقدار ناخالص خیلی می‌تونه فرق کنه. مقدار مالیات برای حقوق‌های خیلی بالا تو بعضی کشورها به ۷۰ درصد هم می‌رسه.

 

علاوه بر این می‌تونین اطلاعات دیگه‌ای هم تو گزارش پیدا کنین،‌از جمله:

  • تاثیری که افزایش سابقه تو حقوق افراد می‌ذاره، به تفکیک کشور – مقدار سابقه بیشتر از همه تو حقوق آدم‌ها تو پرو، نیجریه، کلمبیا و سنگاپور اثر می‌ذاره و کمتر از همه تو آلمان، سوییس، سوئد، ژاپن و چین.
  • تفاوت حقوق بر حسب سمت تو کشورهای مختلف. سمت‌هایی که بررسی شدن مدیریت PMO، مدیریت پرتفولیو، مدیریت طرح،‌مدیریت پروژه، متخصص مدیریت پروژه و مشاور مدیریت پروژه‌س.
  • تاثیری که پر تعداد یا کم تعداد بودن تیم پروژه‌ها تو حقوق می‌ذاره، باز هم به تفکیک کشور – بیشترین تاثیر تو تایوان، بلژیک، سنگاپور و استرالیاس و کمترین اثر تو نیجریه، عربستان، سوییس و قطر.
  • تاثیری که مبلغ پروژه روی حقوق می‌ذاره – بیشترین تاثیر تو نیجریه، هلند، کلمبیا و استرالیا و کمترین اثر تو سنگاپور، سوییس، لهستان و عربستان.

 

اگه عضو PMI باشین می‌تونین گزارش رو از اینجا دانلود کنین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
بخش: اخبار
مطالب مرتبط:

گواهی جدید PMI در تحلیل کسب و کار

PMI تصمیم گرفته گواهی جدیدی برای تحلیل کسب و کار (Business Analysis) راه‌اندازی کنه که اسمش هم PMI-PBA هست (Professional in Business Analysis).

این گواهی هنوز تو مرحله آزمایشیه و تو منوی اصلی گواهی‌های PMI دیده نمی‌شه.

حوزه‌های دانش اصلی این آزمون ارزیابی نیازها، برنامه‌ریزی، تحلیل، پایش و نظارت، و ارزیابیه. [اطلاعات بیشتر در مورد مواد آزمون].

پیش‌نیاز آزمون سه سال تجربه مرتبط، حدود یک سال تجربه پروژه و ۳۵ ساعت آموزش مرتبطه. هزینه‌ش هم برای اعضای PMI حدود ۴۰۰ دلاره. آزمون ۲۰۰ سوال چهار جوابیه و ۴ ساعت زمان داره. مطابق معمول هم تو مراکز Prometric انجام می‌شه که تو ایران نیست. [اطلاعات بیشتر].

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
بخش: اخبار
مطالب مرتبط:

تفاوت plan و schedule

خیلی‌ها در مورد تفاوت اصطلاح‌های plan و schedule از من می‌پرسن و دیگه به نظر میاد به جای ایمیل باید اینجا توضیح داد:

  • schedule یعنی زمان‌بندی و scheduling یعنی زمان‌بندی کردن… برنامه‌ریزی جنبه زمانی پروژه؛ همون چیزی که در مرکز فعالیت‌های اکثر شماهایی که کارتون اصطلاحا کنترل پروژه‌س قرار می‌گیره. معمولا رایجه که برنامه‌ریزی منابع (به جز برنامه‌ریزی‌های خاص منابع انسانی مثل آموزش) هم جزئی از زمان‌بندی دونسته می‌شه. معمولا هزینه و گستره همراه زمان‌بندی تو یه «مدل» قرار می‌گیرن، ولی مفاهیم مستقلی هستن و وقتی صحبت از زمان‌بندیه معمولا شامل گستره و هزینه نمی‌شه.
  • plan یعنی برنامه و planning یعنی برنامه‌ریزی. منظور از برنامه معمولا کل برنامه‌ریزی‌هاییه که برای پروژه لازمه، یعنی علاوه بر برنامه‌ریزی زمان، شامل هزینه، گستره، منابع انسانی، تدارکات و همه چیزهای دیگه هم می‌شه.

 

اصطلاح‌های replan و reschedule هم به معنی هر نوع بازبینی تو برنامه یا زمان‌بندی هست. این بازبینی می‌تونه برای اعمال تغییرات درخواستی کارفرما باشه، می‌تونه به این خاطر باشه که ایده‌های بهتری برای اجرای کار به ذهنمون رسیده، برای جبران عقب افتادگی‌ها و هر چیز دیگه‌ای.

اصلاح دیگه‌ای هم تو این حوزه هست که البته تو همه متون استفاده نمی‌شه، ولی باز هم عمومیت داره: catch-up plan یا catch-up schedule. این می‌شه نوع خاصی از replan یا reschedule که هدفش صرفا جبران عقب‌افتادگی‌هاس. در مورد برنامه‌های جبرانی هم فراموش نکنین که قرار نیست یه اتفاق کاملا مکانیکی باشه که با زمان‌ها و روابط بازی کنیم تا برسیم به تاریخی که بهمون گفتن. برای تهیه برنامه جبرانی باید تیم پروژه جمع بشن و مثل روز اول که برنامه رو تهیه می‌کردن فکر کنن، راه حل پیدا کنن که چطوری با وجود عقب‌افتادگی‌ها پروژه رو به تاریخی که تعیین شده برسونن و بعد اون سیاست رو تو برنامه اعمال کنن.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

انتشار راهنمای عملی استقرار مدیریت پروژه سازمانی

پیش از این نوشته بودم که PMI به تازگی در حال انتشار مجموعه‌ای جدید با عنوان راهنماهای عملیه. پیش از این دو راهنمای عملی منتشر شده بود:

 

به تازگی سومین راهنمای عملی که در مورد استقرار مدیریت پروژه سازمانیه هم منتشر شده.

Organizational Project Management 

اولین نکته‌ای که باید بدونیم، معنی مدیریت پروژه سازمانیه که به OPM هم مخفف می‌شه. این OPM همونیه که تو ترکیب OPM3 هم قرار می‌گیره؛ یعنی موضوع مدل بلوغی که تو OPM3 تعریف می‌شه همون چیزیه که بحث این راهنمای عملیه.

طبق تعریف PMI از OPM، این مفهوم چهارچوبیه که تحقق استراتژی‌های سازمان رو از طریق پرتفولیوها، طرح‌ها و پروژه‌ها فراهم می‌کنه. به عبارت دیگه مجموعه پرتفولیوها و طرح‌ها و پروژه‌های سازمان و سیستم‌های مدیریتی اون‌ها رو با استراتژی‌های سازمان هماهنگ می‌کنه و اون‌ها رو واقعا به ابزارهایی برای تحقق این استراتژی‌ها تبدیل می‌کنه.

می‌تونین شرکت‌هایی که توشون کار می‌کنین و احتمالا تو OPM بلوغ ندارن رو تصور کنین. آیا مثلا دقیقا مشخصه که پروژه‌هایی که دارین انجام می‌دین به چه دلیل انجام می‌شن؟ یا صرفا چون می‌تونستین یه پروژه‌ای رو بگیرین و قیمتش هم «به نظر» مناسب میومده اون رو پذیرفتین؟

تو یه شرکت باید به راحتی بتونیم بگیم که چه ماهیت و هویتی داره و می‌خواد چی باشه و به کجا برسه. بعد هم سیستمی داشته باشیم که مطمئن باشیم هر کاری تو شرکت انجام می‌شه در همون راستاس. این سیستم همون OPMه.

تو این راهنما مفهوم کلی OPM به تفصیل توضیح داده نمی‌شه. اگه علاقه‌مند باشین، منبع اصلی استاندارد OPM3 هست.

 

راهنمای عملی استقرار OPM شیوه سامان‌دهی شرکت رو از رویکرد OPM در این قالب توضیح می‌ده:

  1. آماده شدن برای استقرار OPM، شامل ارزیابی آمادگی سازمان، گردآوری تیم و امثال اون.
  2. استقرار و بهبود OPM، شامل درک و مستندسازی وضعیت موجود، تعیین وضعیت هدف، برنامه‌ریزی و تعریف پروژه‌ها یا طرح‌هایی که برای استقرار OPM لازمه، اجرای برنامه‌ها، ارزیابی منافعی که از استقرار حاصل شده، و در نهایت بهبود مستمر OPM
  3. استقرار فرآیندهایی که اجرای OPM رو امکانپذیر می‌کنن، شامل هماهنگی با استراتژی، متودولوژی، حاکمیت، و مدیریت شایستگی‌ها
  4. اختصاصی‌سازی متودولوژی OPM

 

دانلود راهنمای عملی استقرار مدیریت پروژه سازمانی

(بعد از دانلود می‌تونین پسوند فایل رو به PDF تبدیل کنین و مثل فایل‌های معمولی ازش استفاده کنین).

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
بخش: آموزشی
مطالب مرتبط:

تفاوت‌های پروژه و طرح

پروژه و طرح عوامل ایجاد تغییر هستن. هر دو موقت هستن و خروجی منحصر به فرد دارن. حالا فرق این دوتا چیه؟ یه رویکرد نادرست اینه که وقتی عامل تغییر از حدی بزرگ‌تر باشه بهش بگن طرح و وقتی کوچک‌تر باشه بگن پروژه. این رویکرد زیاد درست نیست و تو این مطلب می‌خوام تفاوت‌های اساسی این دوتا رو بگم.

خروجی پروژه یه محصول، نتیجه یا خدماته که به طور کلی بهش می‌گیم محصول یا خروجی. محصول پروژه می‌تونه یه ساختمون باشه، یه نرم‌افزار، یه گزارش و امثال اون‌ها.

محصول یک یا چند پروژه بعد از تکمیل یه پتانسیل تغییر به وجود میارن و وقتی این پتانسیل بالفعل می‌شه، عملا یه «نتیجه» به وجود میاره. مثلا در مورد یه بیمارستان، خود ساختمونی که می‌سازیم می‌شه خروجی یا محصول کارمون. این خروجی پتانسیلی برای کارکرد داره که وقتی در کنار خروجی‌های دیگه‌ای مثل پرسنل بیمارستانی، احیانا سیستم تامین اجتماعی، بازاریابی و امثال اون‌ها قرار می‌گیره، «نتیجه»ای به وجود میاره: امکانات درمانی بیشتر برای مردم یا برای گروهی از مردم.

 

تفاوت اصلی پروژه و طرح اینه:

 

پروژه محصول به وجود میاره، طرح نتیجه به وجود میاره

 

پس مثلا ساخت یه سد بزرگ، با این‌که ممکنه سرمایه‌گذاری بزرگی باشه، پروژه‌س، چون داره یه محصول تولید می‌کنه؛ ولی مثلا فراهم کردن آب آشامیدنی برای یه ده، حتی اگه سرمایه‌گذاریش کمتر از یه سد بزرگ باشه، یه طرحه، چون با نتیجه سر و کار داره. این نتیجه رو با کمک تعدادی پروژه می‌گیریم؛ مثلا پروژه‌ای برای ساخت یه آبگیر کوچیک، یه تصفیه خونه کوچیک، شبکه آبرسانی و امثال اون‌ها.

پروژه یا طرح

چیزی که گفته شد تفاوت اصلی پروژه و طرحه. این تفاوت تبعاتی هم داره که مهم‌ترینش اینه:

 

پروژه می‌تونه تطبیقی یا متعین اجرا بشه، ولی طرح حتما باید تطبیقی اجرا بشه

 

در مورد تفاوت اجرای تطبیقی (adaptive) و متعین (predictive) قبلا چیزی ننوشتم و حتما در آینده چنین کاری می‌کنم. ولی به طور خلاصه:

  • اجرای متعین: وقتی که تعریف کار از ابتدا مشخصه یا می‌تونه مشخص بشه، کار رو از اول برنامه‌ریزی می‌کنیم و بعد اجرا می‌شه.
  • اجرای تطبیقی: وقتی که تعریف کار از اول کاملا قابل تعیین نیست، بلکه فقط می‌دونیم در آخر چه انتظاری داریم. تو این حالت فقط آینده نزدیک رو برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنیم و بعد بر اساس بازخوردی که از اجرای اون مرحله گرفتیم در مورد آینده تصمیم‌گیری می‌کنیم و مرحله بعدی رو برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنیم.

 

اجرای تطبیقی همونیه که معمولا بهش می‌گیم چابک (Agile) و اجرای متعین می‌شه همون روش‌های کلاسیک.

پس به عبارت دیگه پروژه رو بسته به نوعش هم می‌شه چابک و هم کلاسیک اجرا کرد، ولی طرح حتما باید چابک اجرا بشه. معنیش هم اینه که اگه کاری آنقدر ساده و مشخص بود که می‌شد از ابتدا کلش رو برنامه‌ریزی و اجرا کرد، نمی‌شه بهش گفت طرح. زمانی یه طرح داریم که فقط یه «نتیجه» انتظار داریم و برای رسیدن به اون نتیجه مرحله به مرحله برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنیم.

 

حالا به عنوان مثال فرض کنین می‌خوایم تو شرکت یه نرم‌افزار مدیریت اسناد مستقر کنیم. این یه پروژه‌س یا طرح؟

تو این حالت انتظار یه خروجی داریم، یه نرم‌افزار مدیریت اسناد که تو شرکت مستقر شده باشه (محصول) و در نتیجه یه پروژه‌س.

حالا فرض کنین با این ماجرا اصولی‌تر برخورد کنیم: می‌خوایم وضعیت مدیریت اسنادمون رو بهبود بدیم، طوری که دسترسی‌ها بهتر، سریع‌تر و موثرتر باشن. این چیه؟

این یه طرحه، چون تمرکز روی نتیجه داره، نه محصول. برای این‌که به این نتیجه برسیم برنامه‌ریزی اولیه رو انجام می‌دیم و چنتا پروژه تعریف می‌کنیم، مثلا پروژه‌ای برای گردآوری اسناد موجود و استخراج مشخصه‌های کلیدی اون‌ها و پروژه‌ای برای انتخاب و استقرار یه نرم‌افزار مدیریت اسناد. وقتی این مرحله تموم می‌شه متوجه می‌شیم که هنوز با نتیجه فاصله داریم. بررسی بیشتر می‌کنیم و متوجه می‌شیم که نیاز به دو کار دیگه هم داریم: مجموعه‌ای دوره آموزشی برای پرسنل و پروژه‌ای برای اختصاصی‌سازی نرم‌افزار. این مرحله هم که تموم بشه ممکنه دوباره پروژه‌ها و کارهای دیگه‌ای طراحی و اجرا بشه تا در نهایت برسیم به نتیجه‌ای که می‌خوایم: بهبود وضعیت مدیریت اسناد تو شرکت.

تغییرهای سازمانی معمولا از نوع طرح هستن، نه پروژه؛ یعنی با نتیجه سر و کار دارن، نه محصول.

 

بد نیست به تفاوت پرتفولیو و طرح و پروژه هم اشاره بشه؛ هرکدوم از این‌ها عمدتا روی موارد زیر تمرکز دارن:

  • پروژه روی محصول متمرکزه
  • طرح روی نتیجه متمرکزه
  • پرتفولیو روی منافع متمرکزه

 

منفعت خودش چیزیه که از یک یا چند نتیجه به وجود میاد. مثلا وقتی وضعیت مدیریت اسنادمون تو شرکت بهتر بشه (نتیجه) عملا ممکنه چنین منافعی داشته باشیم: هزینه جاری شرکت کم بشه، هزینه دوباره‌کاری‌ها کم بشه، اعتبار شرکت بیشتر بشه.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
بخش: آموزشی
مطالب مرتبط:

استخدام نیروی کنترل پروژه برای خانگیران سرخس

یکی از مخاطبان سایت برای شرکتشون نیاز به نیروی کنترل پروژه تمام وقت دارن، مسلط به پریماورا و با دو سال سابقه کار، برای کار تو میدان گازی خانگیران سرخس.

اگه علاقه‌مند بودین رزومه‌تون رو به آدرس ali.lexian@gmail.com بفرستین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)

معرفی کتاب در مورد داشبوردهای اطلاعاتی

به تازگی کتابی در مورد داشبوردهای اطلاعاتی منتشر شده با نام «داشبوردهای کسب و کار – راهنمای مصور طراحی و استقرار».

کتاب ۲۴۸ صفحه‌س و ترجمه علیرضا موثق و آناهیتا ملکی.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
بخش: اخبار
مطالب مرتبط:

استخدام PMP برای PMO تهران

شرکت یکی از خوانندگان سایت برای دفتر مدیریت پروژه‌شون نیاز به یه کارشناس دارن که حتما هم باید PMP باشه. محل کار هم تهرانه، برای یه پروژه بین‌المللی.

اگه علاقه‌مند بودین رزومه‌تون رو به dani.samani@gmail.com بفرستین.

نوشته نادر خرمی راد (Nader Khorrami Rad)
< newer older >

اگر به مطالب سایت علاقه دارید می‌توانید با وارد کردن آدرس ایمیل خود در فرم زیر مشترک سایت شوید و هر هفته مطالب جدید را به طور خودکار دریافت کنید: